کاشان دیرپای

     
 

 

نیم نگاهی به شهرستان آران و بیدگل

 
۱۳۸٥/٤/۳۱

آران و بيدگل، چون گنجي آرميده بر کرانه كويري مركزي ايران داراي پيشينه ‎اي درخشان و تاريخي شكوهمند است. با آنكه طبيعت، قباي سبزش را از پهنه اين سامان به در افكنده است؛ طبيعت و سرشت مردمانش كه جوهره‎ اخلاص و صداقت دارد ، سبزينه‎ي ديگر آفريده است. هرچند از رود خروشان در اين كوير تفتيده خبري نيست تا تشنه ‎كامان را سيراب سازد، ولي درياي صفا و محبت كويريان امواجي از احسان و نجابت را پيشكش مشتاقان مي‎كند. در سپهر گستره كوير، ستارگان درخشاني از صالحان و عالمان و انديشمندان، افق جانها را مالامال از نور و روشنايي كرده‎اند و هم آنان درس يكرنگي و صميميت را به كويرنشينان آموخته ‎اند.
آنچه درباره پيشينه آران و بيدگل مي‎توان گفت اين است كه پس از ويراني شهر باستاني سيلك (كه تمدن 7 هزار ساله دارد) در اثر حوادث و تحولات گوناگون آباديهاي كوچك به صورت قلعه و حصار پديد آمده که به منطقه وسيعي به نام «چهل حصاران» شهرت يافت و سپس هر يك از قلعه ها به مناسبتي نامگذاري شد.
اصل واژه «آران» از آرين و نام ديگر قوم آريا، به معناي جايگاه مقدس و مكان گرمسير و « بيدگل » تغيير يافته بي بي گل، ويگل و بي گل مي‎باشد.
زبان مردم اين شهر فارسي رايج اما داراي لهجه‎هاي متفاوتي است و زبان محلي آران و بيدگل در زمره زبانهاي پهلوي قديم به شمار مي‎رود.
بافت قديمي شهر آران و بيدگل نيز مانند ديگر شهرهاي قديمي ايران، داراي برج و... و حصاربندي معتبر و جدا از هم بوده است.
هر يك از اين دو منطقه چندين دروازه و محله داشته و هر يك از دروازه‎ها داراي دربهاي بزرگ و محكم بوده كه شبها بسته مي‎شده است. در سرتاسر ديوار و باروي شهر كه ارتفاع آن به 6متر مي‎رسيده چندين برج به ارتفاع 8 الي 9 متر قرار داشت كه اهالي به هنگام حمله دشمن از آنان به عنوان سد دفاعي استفاده مي‎كرده اند.
در مجاورت هر دروازه آب‎انبار و سقاخانه نيز وجود داشت.دروازه‎ها توسط گذرگاه هاي اصلي و فرعي و راسته‎ها به مركز محله‎ (كه مسجد، حسينيه، آب‎انبار در آن واقع بود) منتهي مي‎ شد.
در هر خانه، يك يا چند خانوار كه اغلب فاميل و از بستگان همديگر بودند، به صورت انفرادي يا به شكل جمعي زندگي مي‎كردند و از امكانات مشترك بهره مي‎بردند.
آران و بیدگل ، در نهضت15خرداد 1342 و پس از آن در قيام 19 دي‎ماه 1356 و سپس درجنگ تحميلي با نثار 720 شهید ، رتبه نخست ایثار گری را در کشور از آن خود کرد و پس از سال های دفاع مقدس در حفظ و حراست از دست‎آوردهاي انقلاب و حضور فعال در انتخابات متعدد کارنامه درخشانی از فعالیتهای سیاسی اجتماعی از خودارایه نمود که به پاس این همه خدمات در مردادماه 1375 بر اساس مصوبه هيأت وزيران جمهوري اسلامي ايران، بخش آران از شهرستان كاشان جدا وبه عنوان شهرستان آران و بيدگل در تقسیمات کشوری شناخته شد .

موقعیت جغرافیایی و آب و هوا
شهرستان آران و بيدگل از توابع استان اصفهان با وسعت 6051 كيلومتر مريع،در شمالي‎ترين نقطه استان اصفهان واقع است كه حدود 90000جمعيت را در خود جاي داده است و در پنج كيلومتري شمال كاشان قرار دارد. اين شهرستان كه در حاشيه جنوب غربي كوير مركزي ايران واقع شده از شمال به درياچه نمك و استانهاي سمنان و قم، از مشرق به شهرستان‎هاي نطنز و اردستان و از جنوب و غرب به شهرستان كاشان محدود مي‎شود.

ارتفاع متوسط شهرستان از سطح دريا 912 متر و در مختصات 51 درجه و 29 دقيقه طول جغرافيايي و 34 درجه و 14 دقيقه عرض جغرافيايي مي‎باشد.

شهرستان آران و بيدگل بخش وسيعي از دشت آبرفتي حوضه جنوبي درياچه نمك بوده و شيب آن از جنوب به شمال است. در قسمت‎هاي شرق و شمال آن، تپه‎ هاي ماسه ‎اي به صورت نوار از جنوب شرقي به شمال غرب كشيده شده كه طول آن در حدود 120 كيلومتر و عرض متوسط ان 25 كيلومتر و ارتفاع آن بين 800 تا 1000 متر است و در اصطلاح محلي به «بندريگ» شهرت دارد.

در نواحي جنوب و جنوب غربي اين شهرستان، دشت‎هاي كاشان و راوند واقع ‎اند و در ميان آنها خشك رودهايي به وجود آمده كه سيلابهاي پراكنده و آبهاي اضافي دامنه ‎هاي شمالي ارتفاعات جنوبي كاشان را به درياچه نمك منتقل مي‎كنند.

شهر آران و بيدگل با دارا بودن مرکزيت شهرستان به همين نام با مساحتي برابر 3/6051 کيلومتر مربع در شمال شرقي استان به نام دشت کاشان قرار گرفته که تا قبل از سال 1355 جز استان مرکزي بوده و پس از آن به استان اصفهان الحاق گرديده است.

فاصله اين شهر تا مرکز استان 210 کيلومتر و نزديکترين شهر به آن کاشان با کمتر از 6 کيلومتر مي باشد. شهرستان آران و بيدگل در 50 درجه و 15 دقيقه تا 52 و 29 دقيقه طول شرقي و 33 درجه و 30 دقيقه تا 34 درجه و 27 دقيقه عرضي شمالي قرار دارد. ارتفاع متوسط شهر از سطح دريا 912 متر مي باشد.

شهر آران و بيدگل در خط هم باران مابين 100 تا 150 ميلي متر در سال قرار گرفته و با ضريب خشکي 5/4 جز منطقه فراخشک محسوب مي گردد. با بررسي نقشه هم تبخير ، شهر آران و بيدگل در گراف 3200 ميليمتري قرار گرفته يعني پتانسيل تبخير منطقه حدود 2/3 متر در طول سال مي باشد. اين شهرستان از شمال به کوير نمک و درياچه قم از جنوب به شهرستانهاي نطنز و برخوار و ميمه از شرق به دشت کوير و از مغرب به شهرستان کاشان محدود مي گردد.

پس از جدا شدن بخش آران و بيدگل ‏‏، دهستان سفيد دشت به 9 آبادي و دهستان کويرات با 25 آبادي داراي سکنه از شهرستان کاشان ، شهرستان آران و بيدگل تشکيل يافته است.

اين شهرستان از شمال به درياچه نمك و استانهاي تهران ‏, سمنان و قم , از غرب به شرستان كاشان ، از جنوب به نطنز و از شرق به شهرستان اردستان محدود مي گردد.

موقعیت جغرافیایی شهر و اطراف آن

شهر آران و بيدگل با طول جغرافيايي 51 درجه و 29 و عرض جغرافيايي 34 درجه و 14 دقيقه شمالي از طرف شمال به واسطه يک کوير شن زار به دشت کاشان مي رسد و در اثر هجوم شنهاي روان به سوي اين شهر و محدود شدن اراضي کشاورزي و عدم استافده از منابع طبيعي موجود آهنگ رشد اين شهر همچنان بطئي باقي مانده است.

اين شهر با حدود 900 هکتار مساحت و بالغ بر پنجاه هزار نفر جمعيت از توسعه دو روستا به نام آران و ديگري بيدگل در زمينهاي کشاورزي کاشان بوجود آمده است که شبکه ارتباطي ( راه آران و بيدگل – کاشان ) توسعه خطي آن را به سمت جنوب و جنوب غربي تشديد نموده است.

ارتفاع اين شهر از سطح دريا بين 898 تا 917 متر در نوسان است که ارتفاع متوسط از سطح دريا در حدود 912 متر مي باشد . هر چه از شمال و غرب به سمت جنوب و شرق برويم به ارتفاع زمين افزوده مي شود بنابراين شيب عمومي منطقه از جنوب و شرق به سمت شمال و غرب است که اين امر به دليل وجود چاله نمک ( درياچه نمک) در شمال و ارتفاعات کرکس در جنوب و غرب و نوار بند ريگ در سمت مشرق شهر است. اصولا در شهر آران و بيدگل شيبهاي موثري مانند بقيه شهرهاي ايران وجود ندارد تا از نظر ايجاد تاسيسات شهري موانعي را بوجود بياورد.

تپه ماهورهايي در اطراف و يا بافت شهر وجود دارد از جمله اين تپه ماهورها تپه هاي موسوم به وشاد است که در شمال غرب شهر در مجاورت محله وشاد قديم و در حال حاضر چسبيده به محله عباس آباد قرار دارد حداکثر ارتفاع اين تپه ها حدود 6 متر از زمينهاي اطراف است.

تپه ماهورهاي شمال بيدگل معروف به حامدآباد با حداکثر ارتفاع 4 متر از زمينهاي اطراف در جنوب شرق بيدگل و نيز تپه ماهورهايي در مجاورت جاده قديم وجود دارد که حداکثر داراي 3 متر اختلاف از زمينهاي اطراف خود مي باشند.

علاوه بر تپه ماهورهاي فوق در حاشيه شهر تپه ماهورهاي منفرد و پراکننده ديگر در گوشه و کنار يافت مي شود که به علت توسعه شهر تپه ها برداشته شده اند و يا ارتفاع قابل ملاحظه اي نداشته اند. مهمترين عارضه تپه ماهوري مهم که بر روي بافت و سيماي شهر تاثير گذاشته در ميانه بخش جنوبي شهر آران موسوم به آبگاه است که حداکثر ارتفاع آن نسبت به اراضي اطراف حدود 11 متر مي باشد که طول و عرض تقريبي 600 متر مربع را در بر گرفته و شهر از دو طرف اين تپه ماهورها به گسترش خود ادامه داده است که در حال حاضر شهر آنها را احاطه کرده و به دليل بالا رفتن قيمت اراضي در برخي مواقع منهدم شده و زير ساخت و ساز رفته اند و با بخش اعظم آنها به احداث پارک اداري اختصاص يافته اند.

به علت موقعيت دشتي شهرستان ارتفاع قابل ملاحظه اي در سطح شهر و کل شهرستان ديده نمي شود حداقل ارتفاع در اين شهرستان حدود 765 متر در حاشيه درياچه نمك و حداکثر ارتفاع توده گدازهاي معروف به کلنگ علامتدار در فاصله 33 کيلومتري شمال شرقي شهر با حداکثر ارتفاع 1138 متر از سطح آبهاي آزاد مي باشد اين توده آتشفشاني در متهي اليه شمال شرقي ( بندريگ) توسط تپه هاي شني محصور گرديده است. اما ارتفاع متوسط از سطح دريا در شهر همان 912 متر مي باشد.

توده گدازه اي مرتفع موسوم به کوه سرگردان در 49 کيلومتري شمال شرق واقع در درياچه نمک مي باشد که ارتفاع آن توده آتشفشاني از سطح دريا ي آزاد 808 متر است. علاوه بر آن تپه هاي ماسه اي به صورت نواري از جنوب شرق شهرستان به سمت شمال غرب کشيده شده اند که طول آن 120 کيلومتر و عرض آن حدود 25 کيلومتر و ارتفاع از 850 متر تا 1070 متر ( متوسط ارتفاع حدود 1000 متر ) در نوسان است که 21 درصد از سطح شهرستان را شامل شده و در اصطلاح محلي به آن بندريگ مي گويند.

ارتفاعات منفصل ديگري در سطح شهرستان و جود دارند از جمله توده کوهستاني يخاب با ارتفاع 2388 متر در 60 کيلومتر شرق شهر و کوه ( آبريزان ) در حدود 60 کيلومتري شمال شرق شهر وجود دارند به علاوه پيشکوههاي سلسله جبال زاگرس موسوم به کوههاي کرکس در حدود 20 کيلومتري جنوب و غرب شهر قرار دارد و به طول کلي شهرستان آران و بيدگل را مي توان از نظر خصوصيات عمومي توپوگرافي به سه بخش تقسيم نمود :

1- بخش شمالي : اين بخش از تپه هاي ماسه اي بهم چسبيده تشکيل گرديده و شيب آن بين 5 تا 40 درصد تغيير در منتهي اليه کوير و در مجاورت نوار بند ريگ قرار دارد.

2- بخش شمال شرقي و شمال غربي : اختلاف ارتفاع در اين بخش که تشکيل شده است از تپه هاي ماسه اي متفرق به اندازه ها و جهات مختلف کم و شيب عمومي منطقه ملايم است .

3- بخش جنوبي و مرکزي در اين بخش تپه هاي ماسه اي در منطقه به ويژه در قسمت مرکزي کمتر ديده مي شود. اين بخش داراي شيب ملايمي مي باشد.

4- منابع طبيعي ( جنلگها ، مراتع ، معادن )

شهرستان آران و بيدگل از نظر منابع طبيعي فقير مي باشد :

پوشش گياهي منطقه فقير از نوع طاغ ارتفاع متوسط 4 متر و حداکثر عمق ريشه بين 10 تا 15 متر درمنه آشينيان و حاشيه مي باشد.

سطح مراتع شهرستان 223345 هکتار و سطح جنگل حفاظتي به ميزان 97000 هکتار و مساحت حوزه آبخيز 500 کيلومتر مربع . وسعت شنهاي روان در شهرستان 000/80 تا 000/90 هکتار و وسعت بيابانها 000/420 هکتار مي باشد.

1- طرح اول به نام بندريگ کاشان واقع در شمال شهرستان هست که طحل کشت بادام کوهي را در دست اجرا دارد.

2- طرح مرتعداري هم رود در سال 75 که کشت بادام کوهي در طرحهاي مورد نظر در حال انجام است.

تقسیم بندی محله ای و نواحی
در بافت قديم " آران " ، هفت دروازه به نام هاي:دروازه كاشان، قدمگاه، نوش‎آباد، احمدآباد، زيارت، اوقاني و علي‎جه و در " بيدگل " نيز شش دروازه به نام هاي: دروازه هادي، درب سلمقان، سوراخ‎باره، دربريگ، مخلص و مختص‎آباد وجود داشت.
مردم " آران " قدیم در 17 محله به نام هاي: مسلم‎آباد، آران‎دشت، عباس‎آباد، آب‎پخش، سرمحله، جمال‎آباد، سركوچه در‎از، دهنو، زير ده، دربند، جنگلته، چهارسوق، ميدان بزرگ، قاضي و سرگنگه زندگی می کردند و در" بيدگل " قدیم نیز تقسیم بندی محله ای با نام های 12 گانه يزلان، علي اكبر، درب سلمقان، باغ علوي، درب مختص‎آباد، دربريگ، ويرانه، فخارخانه، دروازه، توي‎ده و خانقاه ، بوده است .
همزمان با رشد جمعيت و كمبود فضاي مناسب براي احداث واحدهاي مسكوني و خدماتي، در اولين مرحله از سال 1303 خورشیدی در خارج از برج و بارو و آن سوي قلعه و ديوار آران و بيدگل، بناي ساختمانهاي جديد مسكوني آغاز شد و به تدريج در اطراف دروازه‎ها، محله‎ هايي به وجود آمد كه از لحاظ شكل و نما با سبك ساختمانهاي قديمي تفاوت داشت.
با توسعه شهر در جنوب و غرب ، شهرك هاي جدید مسعودآباد، قاسميه، قاسم‎آباد، مصطفي خميني و احمدآباد احداث شد. در تمامي محله‎هاي قديمي و جديد ، مجموعه‎هاي فرهنگي، مذهبي، رفاهي و خدماتي وجود دارد. مسجد و حسينيه نقش محوري دارند و مردم ساكن شهرك ها از بافت قديم مهاجرت كرده ، پيوند عميق خود را با محله‎هاي قديمي حفظ نموده‎اند.
هم اکنون بر اساس طرح جامع شهری، شهر آران و بیدگل به دو ناحیه ی 1 و 2 تقسیم شده است.

وجه تسمیه و مذهب و زبان
وجه تسمیه:

اسامي "آران"، "آرو"، "آرُ" ، "بيدگل" و "وِگل" نامهاي رسمي و محلي اين منطقه است . درباره سبب اين دو نامگذاري نظريات متعددي ابراز شده که به برخي از آنها اشاره مي شود.

کلمه "آران" به معناي جايگاه مقدس ، مکان گرمسير و ... آمده و اصل آن از "آرين" (نام ديگر قوم آريا يا "ايريا") بوده و "بيدگل" به معناي مکان بي گل يا از کلمه "بي بي گل" يا "ويگل و بي گل" گرفته شده است.

شنيدم که آران از آن نام جست که بد مرکز آريا از نخست

وز آن نام بردار آراني است که خود ز اولين قوم ايراني است

همچنین درباره نامگذاري آران چنين آمده است:

"... و آران بن قاسان اکبر بوده است که پدر او قاسان اکبر باشد. بنابر قولي باني اصل بلد کاشان بوده است و آران مذکور آن قريه را بنا کرد و به اسم خود موسوم ساخت و گويا همان قنات مزرعه آران دشت را هم آران بن قاسان جاري نموده باشد و به اسم خود مسمي کرده باشد، يعني دشت آران."

نژاد و زبان:

مردم بومي اين شهرستان از نژاد اصلي آريايي اند. مردمي خوش صورت، نيک سيرت ، با استعداد و پرکارند.

زبان اهالي آران و بيدگل ، فارسي رايج ولي داراي لهجه هاي متفاوتي هستند.زبان محلي اين منطقه که در اصطلاح به آن زبان « دهي» مي گويند از زبانهاي پهلوي قديم است که تا اين زمان در سرتاسر شهر ها و بخشهاي حاشيه کوير(نطنز، بادرود، زواره و ... ) با اندک تفاوت در لهجه رايج است و با زبانهاي ديگر ايراني چون ترکي ، لري، کردي و مازندراني وجوه مشابهي دارد.

به طور کلي گويشهاي پهنه کاشان ، خواه روستاهاي درون کوهساران و خواه آباديهاي گسترده در کوير و دشت آن، هم از لحاظ واژگان و هم از لحاظ دستوري و آوايي اهميت خاصي دارد. در سالهاي اخير تحقيقات پراکنده اي درباره گويش آران و بيدگل صورت گرفته که مفصل ترين آن در زمينه دستور زبان و فرهنگ واژگان محلي، کتاب « زبان کوير » تاليف عباس عليجان زاده است.

دين و آيين:

درباره دين و آيين مردم آران و بيدگل در دورانهاي قبل از اسلام خبر و اثري نيست ولي آثار باقيمانده از آتشکده هاي نياسر و خرمدشت در اطراف کاشان و گورهاي ساخته شده به شيوه آيين زرتشتي که در بعضي نقاط آران بر اثر گودبرداري نمايان گرديده، دليل اين مدعاست که مردم اين منطقه قبل از اسلام داراي آيين زرتشتي بوده اند.

با طلوع خورشيد اسلام و فتح نواحي غرب و مرکز ايران به دست سپاهيان اسلام، شهرهاي قم، ري کاشان در زمره اولين مناطق مرکزي بودند که به اسلام گرويدند و از همان قرون اوليه به خاندان رسالت و امامت عشق و علاقه ورزيدند، چون روح اسلام واقعي را نزد آنان يافتند و ازآنها نيز پيروي نمودند.

قرار گرفتن آران و بيدگل در ميان شهر هاي ري ، قم و کاشان و ارتباط اين ديار با شهر هاي ياد شده و نيز مهاجرت سادات و علويان از حجاز و عراق به ايران و اقامت در اين مرکز و وجود بقاع متبرک و زيارتگاههاي آنان در اين شهر و ابراز علاقه و ارادتهاي خالصانه اهالي، از نشانه هاي بارز و آشکار گرايش به اسلام محمدي و تشييع علوي و مذهب جعفري بوده است.

اخلاق و آداب:

ساکنان کوير به طور عموم و مردم اين شهرستان بالخصوص ، مردماني مهربان، گشاده رو، ساده، قانع، مهمان نواز، مقاوم و خدا جويند.

روابط خانوادگي با ازدواج تداوم پيدا مي کند . ميانگين سن ازدواج در مرد ها 25 سال و زنها 18 سال است . زنان دوشادوش مردان با تفاهم زندگي مي کنند و به قول استاد نظام وفا:

زن و مرد آن پاک و پاکيزه دل به يکديگر از جان و دل متصل

دل هر يک از مهر گنجينه اي فروزان تر از پاک آئينه اي

در اداره امور خانه تشريک مساعي دارند و اغلب از طريق قاليبافي ، توانايي مالي خانه را افزايش مي دهند. افراد خانواده نسبت به سالخوردگان احترام مي گذارند و آنها را مايه خير و برکت مي دانند و چنانچه اختلافي پيش آيد، بزرگ خاندان را به عنوان قاضي و حکم انتخاب کرده، راي او را مي پذيرند.

روابط بين همسايگان در همه اوقات به گونه اي است که در رفع حوايج يکديگر بر مي آيند. خوراک مردم، بيشتر از غذاهاي سنتي ، آبگوشت، و از ميوه ها تره بار است. پوشاک مردان در گذشته بيشتر پيراهن بي يقه و زير شلواري مشکي و پوشش رسمي زنان چادر بوده است. در بيماري هاي ساده از گياهان دارويي و در بيماريهاي سخت علاوه بر مداواي پزشکي، اغلب به دعا، نذر و توسل روي مي آورند.

اهالي اين سامان به کارهاي عام المنفعه توجه خاصي دارند و هر کس سعي دارد تا در کارهاي خير به نوعي شريک باشد. رسم نيکوي نذر براي رفع گرفتاريها و شفاي بيماران و امثال آن به صورت ذبح حيوان و توزيع گوشت آن بين مستمندان، پرداخت پول براي هزينه هاي مساجد و تکايا ، تقديم پول به ضريح امامزاده ها، پختن آش حسين ، آش حضرت ابوالفضل (ع) و توزيع نقل و نبات ( مشکل گشا) به عنوان تبرک و شفا، پاي بوسي آستان مقدس امام رضا(ع) يا امامزاده هاي حومه تحقق مي يابد.

سنت وقف نيز بصورت عام و خاص جريان دارد و نيکوکاران با وقف بخشي از املاک يا مزارع و اموال خود ، اصل يا درآمد هاي بدست آمده از آن را صرف احياي آثار و مراسم ديني يا تهيه لوازم و اسباب مورد نياز مساجد، حسينيه ها، و بقاع متبرک مي کنند.

عزاداري به صورت روضه خواني ، حرکت دسته ها و هيئتهاي سينه زني ، زنجير زني، سنج زني، تعزيه و شبيه خواني و اطعام سوگواران در ماههاي محرم و صفر و ايام شهادت حضرت علي و فاطمه زهرا با شکوه هرچه بيشتر برگزار مي گردد.

حضور در زيارتگاهها و بقعه ها که عالي ترين مراکز بروز عواطف انساني و احساسات ملکوتي و ارتباط قلبي با خداوند متعال مي باشند ، همچنين حاضر شدن در کنار مقابر علما و شهدا و اموات ، در شب و روز جمعه و مناسبتهاي مذهبي و ملي( اعياد فطر، قربان، نوروز و ... ) از رسوم پسنديده مردم اين منطقه است . به طور خلاصه در تمامي روابط فردي و خانوادگي و اجتماعي ، انگيزه مذهبي حاکم و محسوس است.

تعليم و تربيت:

از گذشته سواد آموزي و فراگيري قرآن و معارف ديني ، بطور غير رسمي، در کنار آموزش حرفه ها و صنايع دستي متداول در خانه ها تا پيش از تاسيس مدارس رسمي به عنوان « مکتب خانه» محل تدريس و آموزش علوم معارف ديني قلمداد مي شد.

اولين مکتب خانه در آران ( به سبک قديم ) توسط مرحوم روح الامين داير گرديد و پس از او پسرش ( ابن روح)، و سپس محمدرضا فلاح ، ملا رمضانعلي صحافي، ماهر فروغي، سميعي و ... تا تاسيس مدارس جديد، آن را ادامه دادند.

در اين مکتب خانه ها ، کودکان و نوجوانان ابتدا خط و زبان فارسي و پس از آن مقداري ادبيات عرب را فرا مي گرفتند و سپس به آموختن مقدمات و دروس حوزوي مي پرداختند.

با آغاز دوره تحول در ساختار آموزشي ايران و تاسيس آموزشگاههاي جديد، مراکز تعليم و تربيت در آران و بيدگل نيز به سبک جديد بنا نهاده شدو به تدريج بر تعداد مدارس در مقاطع سه گانه ابتدايي، راهنمايي و متوسطه افزوده شد.

هم اکنون در اين شهرستان 115 واحد آموزشي با 22000 نفر دانش آموز داير است. 1700 نفر دانشجو در تنها مرکز آموزش عالي شهرستان يعني ( دانشگاه پيام نور آران و بيدگل ) در هفت رشته به تحصيل اشتغال دارند.

حوزه علميه امير المومنين (ع) و مکتب الزينب از ديگر مراکز آموزشي شهرستان است که دهها طلبه در آن به فراگيري علوم ديني مشغولند. وجود بيش از سي مرکز و موسسه آموزشي و فرهنگي در اين منطقه ، گوياي رشد و بلوغ فرهنگي است. از جمله آنها: انجمن اهل قلم ، موسسه فرهنگي عبادي زينبيه و بيت الزهرا ، انجمنهاي ادبي و مداحان ، مجمع قاريان و حافظان قرآن هلال، مجمع رزمندگان ، جمعيت نيکوکاران ، کانون دانشجويان و کانونهاي محلي و ... قابل ذکرند.

کتابخانه هاي عمومي و امامزاده محمد هلال (ع) و نوش آباد بزرگترين کتابخانه هاي شهرستان و کتابخانه هاي محلي امام زمان ، قائميه ، ولي عصر، شهدا ، محمد باقر و ... از ديگر پايگاههاي فرهنگي به شمار مي روند .

هم اکنون بسياري از جوانان شهرستان که به مدارج عالي علمي دست يافته اند به عنوان استاد در دانشگاههاي داخل و خارج از کشور مشغول به تدريس هستند همچنين روحانياني فاضل و فعال ، مديراني کارآمد و پزشگان و. مهندساني بر جسته در مراکز علمي ، پژوهشي و آموزشي کشور به خدمت اشتغال دارند.

گفتني است در سال جاري مركزي با نام مركز پژوهش های فرهنگ عامه كه به معرفي آداب و رسوم و پوشاك مردم مي پردازد ، تاسيس شده است.

منابع طبیعی آران و بیدگل

در اعماق و سطح زمين هاي نواحي شمال اين شهرستان ، معادن غني و فراواني وجود دارد که مهمترين آنها حوزه هاي وسيع و دست نخورده نفت و درياچه نمک با وسعت 2000 کيلومتر مربع به عنوان بزرگترين و بهترين منبع ذخيره نمک آبي ( خوراکي و صنعتي) و ترکيبات منيزيم مي باشد که مورد استفاده قرار گرفته و در حاشيه آن ، معادن خاک رس مرغوب ، کائولن ، سولفات سديم ، سيليس ، باريت و خاک هاي صنعتي وجود دارد که در صنايع نسوز و سراميک سازي ، شيشه ، ريخته گري ، مواد شوينده ، آلياژها و صنعت پزشکي در داخل و خارج کشور کاربرد فراوان دارد .

معادن فولاد و نفت ‏، همچنين معادن شن و ماسه نرم اين شهرستان در حال بهره برداري است .

پوشش گياهي منطقه فقير از نوع طاغ ارتفاع متوسط 4 متر و حداکثر عمق ريشه بين 10 تا 15 متر درمنه آشينيان و حاشيه مي باشد.

سطح مراتع شهرستان 223345 هکتار و سطح جنگل حفاظتي به ميزان 97000 هکتار و مساحت حوزه آبخيز 500 کيلومتر مربع . وسعت شنهاي روان در شهرستان 000/80 تا 000/90 هکتار و وسعت بيابانها 000/420 هکتار مي باشد.

توصيفي ازدرياچه نمك آران و بيدگل

درياچه نمک آران و بيدگل که با نامهاي مختلفي مانند درياچه نمک قم و... معرفي شده است و در اکثر نوشته ها از آن با نام درياچه نمک ياد شده است.

درياچه نمک از شمال به دشت ورامين و از جنوب به شهرستان آران و بيدگل و از مشرق به سياه کوه و از مغرب به استان قم محدود مي شود. طول درياچه 80 کيلومتر و عرض آن حدود 30 کيلومتر است که مساحت آن بالغ بر 2400 کيلومتر مربع مي باشد.

ارتفاع اين درياچه از سطح دريا حدود 800 متر است که به وسيله گسل هايي که در سمت مشرق و مغرب روند شمال غرب- جنوب شرق دارند و در جنوب به وسيله گسلي تقريباً شرقي - غربي محدود است که عامل تشکيل اين درياچه احتمالاً در اثر فرونشستگي و بازي همين گسله ها مي باشد. وسعت و شکل اين درياچه، متناسب با واردات آب و ميزان بارندگي در فصوي مختلف سال فرق دارد. درمواقع بارندگي وسعت آن زياد، ولي در تابستان و پائيز وسعت آن کاهش مي يابد.

به اين ترتيب سطح آب درياچه در نوسان است. در مواقع پرآبي سطح بادرياچه گسترش بيشتري پيدا مي کند و اراضي شوره زار و باتلاقي پيرامون خود را مي پوشاند. در اين حالت با حوض سلطان و حوض مره ارتباط پيدا مي کند. توجه به شكل مزبور و مورفولوژي اطراف ، چنين استنباط مي شود كه درياچه نمك در پليوسن وسعت بيشتري داشته واحتمالاُ گودهاي حوالي ساوه ، ايوانكي ، قم ، كاشان ، آران وبيدگل را احاطه كرده است .

وجود رسوبات تبخيري درزمينهاي اين نواحي ، به ويژه در بيابانهاي جنوب ورامين و شهرستان آران وبيدگل كه به صورت گچ ، نمك استخراج مي شوند ، تاًييدي بر اين ادعا است . آب درياچه نمك چنانكه از اسم آن بر ميآيد در مقايسه با آب دريا درجه شوري بالاتري دارد (100 تا 200 گرم در ليتر كه حدود 50 برابر آب دريا است ).

اين شوري به علت وجود لايه هاي نمك ميوسن زمينهاي اطراف و املاح زيادي است كه به وسيله رودخانه ها وارد آن مي شوند. در فصل تابستان كه واردات آب در آن كم و تبخير زياد است ، آب درياچه غليظ تر ، و قطعات نمك برروي آن شناور مي شوند ، كه از اين پديده طبيعي براي استخراج نمك طعام استفاده مي كنند. رودهاي مهمي كه به اين درياچه وارد مي شوند :

در سمت شمال و مغرب قرار دارند و عبارتند از رود شور ، رود كرج ، جاجرود ، حبله رود و قره سو . در كف درياچه نمك ، رسوبات نمك و گچ همراه با سيلت ، رس و مارن به تناوب وجود دارد كه خود متناسب با بارندگي و خشكسالي ، ضخامت هاي متفاوتي دارند.

اهميت منيزيم ومصارف آن :

منيزيم هشتمين عنصر از نظر فراواني در پوسته ز من است (2.09درصد)و اصولاً پوسته زمين از سيبليكاتهاي سبك مثل سيليكاتهاي آلومينيم ؤ سديم ، پتاسيم ، كلسيم و منيزيم تشكيل شده است . عنصر منيزيم در كانيهاي زيادي ديده مي شود كه در بين آنها مي توان منيزيت Mgco3و بروسيت Mg(OH)2، دولوميت CaMg(Co3)2نام برد.

عنصر منيزيم در آب دريا ودرياچه ها نيز وجود دارد .(كه نسبت به منابع ديگر از نظر فراواني در رده سوم قرار دارد ).

منيزيت سوز آور بيشتر در صنايع ساختماني است . توليد منيزيت خام هم اكنون 16 ميليون تن و توليد منگنزياي نسوز و سوز آور به ترتيب 7 و 0.5 ميليون تن است.

املاح موجود در درياچه نمك :

مهمترين تركيباتي كه در درياچه نمك وجود دارد عبارتند از :كلريد سديم ، سولفات سديم ، كلريد منيزيم ، سولفات منيزيم و .... با توجه به مواد سازنده درياچه و موارد استفاده گوناگون در صنعت مي توان طرح جامعي را براي بهره برداري از درياچه نمك جهت جداسازي نمكها و توليد انبوه سولفات سديم ، كلريد منيزيم ، سولفات منيزيم ، كلريد سديم نسبتاً خالص ارائه كرد . كه بايد كارهاي تحقيقاتي در اين زمينه انجام شود.

البته كارهاي مقدماتي توسط كارشناسان بومي و بعضي گروها انجام شده است كه با توجه به اين نتايج مي توان كارهاي اصولي و تحقيقاتي را در اين زمينه شروع كرد.

مزاياي درياچه نسبت به آب دريا :

1. درجه شوري بسيار بالا (درجه شوري آب دريا در حدود 35 گرم در ليتر و آب درياچه كوير در حدود 200-150 گرم بر ليترمتغيير مي باشد) .

2. در صد منيزيم بالا (در هر تن آب دريا 13 كيلوگرم كلرايد منيزيم وجود دارد كه در آب درياچه اين مقدار در حدود 6 تا 10 برابر متغيير است).

3. وجود نمكهاي به صورت جامد.

4. وجوژد محلول نمكهاي غليظ و اشباع .

5. متغيير بودن تركيبات در حواشي و ميانه درياچه.

6. تفاوت تركيب آب درياچه و نمكهاي جامد آن .

7. مركزيت درياچه از لحاظ جغرافيايي در كشور.

مواد تشکيل دهنده شورابه هاي درياچه نمك

از سري مقالات انديشگان مناطق بياباني و کويري - آران و بيدگل - 5 و 6 ديماه ١٣٨١
مطالعه موردي توليد صنعتي منيزيم ،کلسيم هيپوکلريت از منابع عظيم درياچه نمک . درياچه نمک بعنوان يکي از عظيم ترين معادن سطحي کشور به وسعت تقريبي 3000 کيلومتر مربع ، حدفاصل سه استان ، اصفهان ، قم و تهران قرار دارد.

تاکنون به شيوه هاي سنتي ، تنها از نمک طعات موجود در اين عرصه بسيار گسترده جهت مصارف صنعتي ، مورد استفاده قرار گرفته است. اين در حالي است که به استناد تحقيقات انجام گرفته در خصوص ترکيبات تشکيل دهنده نمکهاي درياچه ، موادي از قبيل سديم کلريد، سديم سولفات ، منيزيم کلريد و منيزيم سولفات از جمله بارزترين و مهمترين ترکيبات تشکيل دهنده اين منبع عظيم خدادادي به شمار مي آيد.

بنابراين باتوجه به اهميت مواد شيميايي نظير منيزيم بويژه در زمينه هاي مختلف صنعتي همچون داروسازي و صنايع فولاد ، تحقيقات گسترده اي در اين خصوص با همکاري شرکت ملي فولاد ايران انجام گرفت ، براساس دستورالعمل هاي تدوين شده در طرح تحقيقاتي ترکيبات شورابه هاي درياچه نمک ، ابتدا در عرصه 3000 کيلومتر مربعي درياچه ، نقاطي جهت نمونه برداري مشخص شد و باتوجه به ابزار و امکانات پيشرفت شرکت ملي فولاد ايران، سکوهاي بتني به فواصل چند کيلومتر از يکديگر در نقاط از پيش تعيين شد ه ، احداث گرديد و همزمان با آن ، عمليات حفاري و نمونه برداري انجام گرفت. نمونه ها را پس از کد گذاري به روش دقيق آناليز دستگاهي و آزمايشگاهي مورد آناليز ترکيبات شيميايي قرار گرفت و ميزان درصد منيزيم در هر نمونه مورد بررسي و تحليل واقع شد.

منيزيم از نظر فراواني هشتتمين عنصر در قشر خارجي زمين به شمار مي آيد و اغلب اين فلز ، بصورت ترکيبهاي محلول در آب درياها و يا بصورت سنگ معدن منيزيم کلريد ، در طبيعت يافت مي شود . ميزان منيزيم استحصالي از آب دريا تنها 2/0 تا 3/0 درصد مي باشد. نتايج حاصل از تحقيقات انجام گرفته پيرامون ترکيبات منيزيم درياچه نمک ، ميز ان منيزيم استحصالي را 35 تا 50 برابر منيزيم آب دريا ( يعني 10 تا 7/14 درصد ) نشان مي دهد.

بنابراين شورابه هاي درياچه نمک يکي ازغني ترين معادن و منابع عظيم توليد منيزيم به شمار مي آيد. علاوه بر اين مزيت استحصالي منيزيم درياچه نمک از لحاظ اقتصادي حتي قابل مقايسه با منيزيم حاصل از آب دريا نمي باشد و از هر 100 کيلوگرم نمک ، 10 تا 14 کيلوگرم منيزيم بدست مي آيد.

گزارش و محاسبات ذيل اهميت ميزان سود دهي سرمايه گذاري اين پروژه عظيم ملي را اثبات مي کند.

به ازاي هر 100 کيلوگرم نمک درياچه 10 تا 14 کيلوگرم Mg ، 20کيلوگرم -Mgo ، 84کيلوگرم - ، ءMgc12 6H20، 58کيلوگرم - Mgc12 6H20افزون بر اين ، مصرف ساليانه هيپو کلريت کلسيم Ca ( clo)2در ايران بالغ بر 000/000/75 کيلوگرم پيش بيني مي شود که تنها مقادير کمي از اين ماده توسط شرکت پتروشيمي ملي ايران توليد مي شود و مابقي آن از ساير کشورهاي جهان جهت مصارف صنعتي وارد مي شود . از جمله موارد کاربرد اين ماده در صنايع نساجي ، رنگرزي، تاسيسات آبرساني ( بعنوان ماده گندزدايي) ، ضدعفوني کننده و سفيد کننده در انواع شوينده ها (پودر لباسشويي) و صنايع کاغذ سازي به مصرف مي رسد. قيمت تقريبي هيپو کلريت حدود 2 دلار است ، از طرفي ماده اوليه اين نيز ، نمک طعام و آهک بوده که منابع عظيم آن در بيابانهاي مرکزي کشور موجود مي باشد بعنوان مثال معادن وسيعي از سنگ آهک در مجاورت درياچه نمک وجود دارد که بايد از اين نعمت خدادادي بهره برداري نمود. بنابراين با مشارکت ملي مي توان از اين دو ذخيره معدني (نمک طعام و آهک) ده ها فرآورده من الجمله سود سوز آور (NaoH) کلر (C12) سديم هيپوکلريت (Naclo) يا آب ژوال ، کلسيم هيپوکلريت (Ca)clo)2)، پر کلرين و... توليد نمود که ارزش افزوده فرآورده هاي حاصله ، صدها برابر ماده اوليه است.

يكي از زيباترين مناظر درياچه نمك وكوير اطراف آن چند ضلعيهاي منظمي است كه در اين مقاله به بررسي نحوه ايجاد آنها ميپردازيم.

برحسب ميزان محمولات محلول و معلق انواع مختلفي ازچاله هاي تدفيني بوجود مي آيند زمانيكه موادمحلول نسبتا فراوان باشند ،برروي گلهاي رسي،قشري سخت تشكيل مي دهند كه گل را از خشك شدن حفظ مي كنند،

عمل خشك شدن كند شده وگاهي باعث تشكيل چندضلعيهاي درقشر سخت نمكين مي شود. به اعتقاد گابريل (١٩٩٨) چهره كويرهاي ايران،سبخاهائي -شوره زار - غني از نمك ميباشد.تبلور نمك بر رس فشار مياورد وانرا متورم ميسازد لذا چينهايي باشعاع زياد وطول موج تقريبي ٤٠٠متربوجودمياورد كه پس از استقراق ،

مجددا در محلهاي مختلف تشكيل ميشود.ورقه هائي ازنمك بابرآمدگيهاي كوچك رسي كه گاهي برفي ازنمك بر روي آن ديده مي شود وگاهي نيز بصورت دانه دانه ميباشد، بطورمتناوب قرار ميگيرند. برآمدگيهاي دانه اي درمعرض بادخوردگي ميباشد ، خشك شدن نيزموجب تشكيل چند ضلعيهايي در رس ميشودكه پوشش نمك را نيز قطع مي كند در اين صورت چهره اي از تكتير تشكيل ميشود.

محققين شوروي نيز از جمله ويژگيهاي بارز چاله هاي تشتكي شور و رسي را بدين صورت ارائه داده اند كه،سطح اين مناطق خشك شده وبصورت شكافهاي در مي آيد،تبخير آب شور مابين شكافهاي چند ضلعيها،منجربه باقي ماندن تجمع نمك مخصوصادرمرزچندضلعيهابه طورمشخص ديده ميشود،كويرهادرنواحي ايراني-توراني توسعه خوبي دارداين نواحي كه معمولا پست ترين نقاط ميباشندنقطه انتهائي حوضه مسيلها را تشكيل ميدهند.لذاتوسعه رژيم بارندگي وسيلابهاي مناطق بالادست(ارتفاعات)تغذيه شده ودرزمستانها،اغلب درزير آب قرار گرفته اند و مقادير نمكهاي محلول بدان واردميشوند،درفصل گرما و تابستان ، فرصت خشك شدن بوجودمي ايدوهمراه با ان ، موجب تشكيل پوسته ها و چند ضلعيها ميگردد ، بنابراين كويرهاازتبخيرآب سطحي نتيجه ميشوند و اغلب درنواحي استقرارميابد كه درمعرض سيلهاي نسبتا عظيم قرار داشته باشند،بعنوان مثال كويردرياچه نمك آران و بیدگل.

نفت در آران و بيدگل

به دنبال انتشار يک بلوک نفتي در منطقه مرکزي ايران، پس از حضور يک حلقه چاه اکتشافي در شهرستان آران وبيدگل در اوايل 1382،فوران نفت از چاه نفت شماره 1 آران نشان داد که پس از 50 سال از آخرين اکتشاف در منطقه مرکزي ايران مي توان در اين منطقه به نفت دست يافت.

نفت اکتشاف شده در آران و بيدگل که شرکت چيني ” ساينوپک شگنلي“ توانست در عمق 4 هزار متري به آن دست يابد با درجه سبکي 40 APL از نوع بسيار مرغوب در جهان است.

سومين چاه اکتشافي نيز از اوايل سال 1383 در منطقه فخره آران و بيدگل آغاز شده است که به نتايج مثبتي براي وجود نفت در اين حوزه دست يافته اند،که شاهد تحولي بزرگ در مناطق مرکزي کشور به ويژه شهرستان آران و بيدگل خواهيم بود.

ماخذ:ARANBIDGOL.IR

 
  لینک

 

معرفی شهرسبز نياسر

 
۱۳۸٥/٤/٧

موقعیت اداری و ارتباطی

شهر نیاسر مرکز بخش نیاسر از توابع شهرستان کاشان و استان اصفهان است.
این شهر در فاصله 24 کیلومتری شمال غربی شهر کاشان مرکز شهرستان قرار دارد.
شهر نیاسر از طریق اتوبان در فاصله 240 کیلومتری شهر تهران پایتخت ایران، 100 کیلومتری شهر قم مرکز استان قم و 260 کیلومتری شهر تاریخی اصفهان مرکز استان اصفهان قرار دارد.
فاصله این شهر از سه محور ارتباطی مهم کشور یعنی از راه آهن و محور زمینی بندر عباس – تهران 24 کیلومتر و از محور شیراز- اصفهان – تهران 60 کیلومتر است.

موقعیت طبیعی:

شهر نیاسر یکی از 3 مرکز مهم تولید گل محمدی، گلاب و عرقیات گیاهی شهرستان کاشان و کشور است.
چنین ویژگی کم نظیری به سبب قرارگیری در دامنه شرقی کوههای کرکس و وجود چشمه پر آب اسکندریه و قناتهای زیاد است که محدودهای به وسعت 800 هکتار را به زیر کشت برده و با گسترش روشهای مدرن آبیاری و کشاورزی به میزان زیادی قابل گسترش است.

ویژگیهای تاریخی:

نیاسر یکی از کهنترین مراکز سکونت بشری است.
در پای چارتاقی – که اولین بنای نوع خود در دوره ساسانیان است- و در زیر باغ کوشک فعلی و غار زیرین آن لایهای است که قدمت آن حداقل به 25000 سال میرسد.

ویژگیهای گردشگری:

محلات مسکونی شهر نیاسر در میان مساحتی بالغ بر 800 هکتار از باغها و گلستانها و اراضی زراعی پراکنده شده است.
غار تاریخی رئیس و لایه کهن زیرین آن، چهار طاقی ( آتشکده) ساسانی، بافت تاریخی با عناصر، فضاها، راستهها و بناهای عمومی و مسکونی متعدد و گوناگون، باغهای گسترده، گلستانهای زیبا و قرارگیری در دامنه کوه به همراه چشمه اسکندریه و آبشار معروف آن و باغ و کوشک تالار، این شهر را تبدیل به یکی از شهرهای تاریخی و گردشگری کشور نموده است.
میزان جذب گردشگری این شهر روزانه بین 3 تا 100 هزار نفر در شش ماهه اول سال برآورده شده است که در مجموع میزان گردشگری برابر 000/100 نفر را شامل میشود.
وجود جاذبههای متنوع میراث فرهنگی و طبیعی و اقلیمی در این شهر و پیرامون آن باعث تداوم تدریجی جذب گردشگر در فصول پاییز و زمستان شده و روی آوری گردشگران به شهر جهت اسکان و اقامت در آن را به دنبال داشته است.
می توان متقاضیان ویلا سازی در شهر نیاسر را به گروههای زیر تقسیم کرد:

1- مردم کاشان که از دیرباز روستاها و نقاط ییلاقی واقع در دامنهها و ارتفاعات کرکس را برای اقامت تابستانی و مقابله با گرما انتخاب میکردهاند.
2- سرمایه داران و سرمایه گذاران شهرهای اصفهان، قم و تهران و حتی فراتر برای ساخت ویلا.
3- سرمایه گذاران خارجی برای ساخت فضاهای اقامتی – پذیرایی.
4- وزراتخانهها و سازمانهای مهم برای ساخت مجموعههای ویلایی جهت اقامت پرسنل.
5- گردشگران شهرهای اصفهان، تهران و قم وسایر شهرهای کشور جهت ساخت ویلا و اقامت.
از سوی دیگر در طرح توسعه کالبدی – گردشگری شهر نیاسر برآورده شده که در ده سال آینده شهر نیاسر سالانه پذیرای حداقل 5 میلیون نفر گردشگر باشد که بدون شک بخشی از آنها همچون حال حاضر متقاضی اقامت در شهر برای یک یا چند روز و ساخت ویلا هستند.

ویژگیهای آب و هوائی:

ارتفاع 1550 تا 1750 متر از سطح دریا گروه اقلیمی 2 زمستان خیلی سرد و تابستان نیمه گرم و خشک میانگین سالانه دمای هوا 7، 14 درجه سانتی گراد میانگین حداکثر دما 1/23 درجه سانتی گراد میانگین حداقل دما 2/6 درجه سانتی گراد تعداد روزهای یخبندان سال 19 روز در سال میانگین سالانه رطوبت نسبی هوا 42 درصد متوسط میزان بارندگی سالانه 4/104 میلیمتر میزان بادهای آرام 2/63 درصد سطح آبهای زیرزمینی 12 تا 30 متر

جاذبه های طبیعی:

جاذبه های طبیعی و محیطی شهر نیاسر را میتوان به انواع زیر تقسیم کرد.
قابل توجه آن که شهر نیاسر در تمام ماههای سال زیباست.
15 اسفند تا اواخر فروردین، شکوفه دهی درختان به ویژه بادام، هلو وزردآلو نیمه دوم فروردین تا نیمه اول اردیبهشت، رویش گلهای لاله و شقایق و سرسبزی زمین 15 اردیبهشت تا اواخر خرداد ماه، ثمردهی گلهای محمدی و مراسم گلابگیری و جشنواره گل و گلاب و آغاز به کار کارگاههای گلابگیری و تولید عرقیات گیاهی اوایل اردیبهشت تا اواخر حضور پرندگان و پروانهها در باغها اوایل خردادماه تا اواخر آبان، به بار نشستن درختان میوه به تناوب اوایل مهرماه تا پایان آذر ماه، برگریزان درختان و هوای مه آلود و ایجاد پاییزی زیبا اوایل دیماه تا اواسط اسفند بارش برف و باران ریزش آبشار در همه ماههای سال

ویژگیهای کالبدی:

این شهر در حال حاضر از زیرساختهای آب، برق، گاز و مخابرات و پوشش تلویزیونی وتلفن همراه برخوردار است.
ادارات متعددی همچون شهرداری، بخشداری و نیروی انتظامی به همراه بانک، مراکز بهداشتی – درمانی و پمپ بنزین در این شهر مستقر هستند.

جاذبه های آئینی:

شهر نیاسر یکی از مراکز سکونتی کهن سرزمین ایران است.
آثار و بقایای بسیاری همچون چارتاقی و غار و لایه زیرین آن نشانگر وجود تمدن و انجام مراسم و آئینهای کهن است.
با ورود اسلام به ایران و مسلمان شدن ساکنین منطقه برخی از آئینهای کهن تداوم ویا در قالب مراسم اسلامی و مذهبی نمود یافتهاند.
از مهمترین مراسم آئینی منطقه و شهر نیاسر میتوان به موارد زیر اشاره کرد: 1- اجرای مراسم آئینی قالی شویان در مشهد اردهال در جمعه دوم مهر ماه هر سال
2- سوگواری امام سوم شیعیان در دهه محرم
3- مراسم آئینی روز 21 ماه مبارک رمضان
4- مراسم آئینی ذبح گاو در عید قربان
5- مراسم آئینی عید فطر
6- مراسم آئینی هوم باباتی و قاشق زنی
7- مراسم آئینی عید غدیر ضرورت سرمایه گذاری در نیاسر نیاسر به دلایل گوناگون میتواند و باید نقش تامین کننده امکانات و فضاهای اقامتی وتفریحی منطقه کاشان را بر عهده بگیرد.
علاوه بر آن این نقش میتواند در مقیاس استانی و ملی و فرا ملی نیز گسترش یابد.

موارد زیر از جمله این دلایل است:

1- تاریخ کهن و قدمت سکونت در نیاسر
2- وجود جاذبههای آئینی و فرهنگی در شهر و پیرامون
3- وجود جاذبههای طبیعی متنوع، پوشش گیاهی و آبشار
4- دسترسی راحت، آسان و نزدیک به محورهای ارتباطی اصلی استان و ملی
5- نزدیکی به مراکز جمعیتی، اقتصادی و سیاسی (تهران، اصفهان، قم وکاشان)
6- اقلیم مساعد نیاسر به ویژه در مقایسه با گرمای کویر
7- وجود فصول چهارگانه و زیبا در نیاسر

كشاورزي و دامداري



دامداری در همان نگهداری از گاو و گوسفندان خانگی میباشد و فقط در زمینه مرغداری عده ای فعالیت می نمایند که حدود 10 مرغداری در نیاسر وجود دارد.
و اما کشاورزی به شیوه سنتی در نیاسر رواج دارد.
نیمی از زیبایی نیاسر مرهون تلاش کشاورزان است که فضایی سرسبز را به نیاسر هدیه کرده اند.
محصولات نیاسر شامل: گردو، بادام، گندم، جو، انجیر، انار، آلوچه، زردآلو، قیصی، انگور، سبزیجات و کاهو و خیار، پیاز، گوجه، کدو و کالک و سیب زمینی می باشد، اما معروفترین محصول نیاسر گلاب و عرقیات گیاهی نیاسر میباشد.

ماخذ:www.niasar.com

صنعت و معدن



در نیاسر آنچنان که شایسته است صنعت پیشرفت نداشته است.
اغلب مردم به کشاورزی و دامداری مشغول هستند مشاغل شخصی و قالیبافی در منازل از کارهای دیگر است.
اکثر جوانان در کاشان و در شرکتهای متفاوت کار می نمایند و عده ای نیز در دانشگاهها و یا مشاغل دولتی مشغول هستند.
در نیاسر به جز کارخانه فرش افضل – دنا کاست و ایران گلاب که کارکنان محدودی دارند صنایع دیگری وجود ندارد.
از مهمترین مشاغل فصلی در نیاسر در فصل بهار گلابگیری است که تمامی مردم شهر را به خود مشغول می نماید.
گلابگیری و گل چینی از عمده فعالیت مردم در این فصل می باشد.
وجود معادن سنگ و یک معدن خاص که پودر آن در کندن چاههای نفت مورد استفاده قرار می گیرد.
نیز بخشی از فعالیت بخش معدن میباشد.
ماسه شویی از دیگر صنایع است که جدیداً در حوالی شهر شروع به فعالیت نموده است.
وجود مرغداری های گوشتی و تخمگذار در نیاسر نیز باعث فعالیت عده ای در این زمینه شده است.

ماخذ:www.niasar.com

 
  لینک

 

بررسي جايگاه صنايع گل و گلاب در شهرستان کاشان

 
۱۳۸٥/٢/۳

مقدمه:
كشور ايران داراي تمدني كهن بوده و از ديرباز مهد دانش و صنعت و از جمله اولين گلابگير دنيا نيز بشمار مي‌رود. سابقه گلابگيري در ايران به بيش از 2500 سال مي‌رسد. ايرانيان در آن زمان روش تقطير را ابداع نموده و سالها از آن بهره‌مند بوده‌اند. تهيه مواد معطر و آب مقطر گياهان دارويي درايران قبل از حمله مغولان به اوج خود رسيد بطوريكه همه ساله مقدار معتنابهي گلاب، عرق نسترن، ‌گل زرد، ‌نعناع، ‌رازيانه و غيره از طريق دريا به شمال آفريقا و اروپا و توسط شتر به هندوستان و چين صادر مي‌شده است. علاوه بر اين با استفاده از گياهان دارويي، داروهاي زيادي بصورت خشك و يا بصورت عصاره‌هاي تغليظ شده تهيه و صادر مي‌گرديده است. مركز اصلي گل و گياهان معطر در فارس و ميمند از شهرت خاصي برخوردار بوده است.
حمله مغولان همراه با نابودي همه چيز، اين صنعت را نيز دچار مخمصه نمود بطوريكه از آن تاريخ تا كنون اين صنعت رواج قبلي خود را نيافته است. عطر ايران بعلت شرايط مناسب آب و هوايي از مرغوبيت خاصي برخوردار است ولي بعلت اينكه بمقدار كم توليد شده و بيشتر در داخل كشور مصرف ميشده از شهرت جهاني برخوردار نيست. گل محمدي، نسترن معطر و ساير گياهان اين خانواده بومي ايران بوده و از اين منطقه به ساير نقاط دنيا برده شده است. هنر تقطير گل سرخ نيز حدود پانصد سال است كه از ايران به اروپا برده شده، روشي كه با استفاده از آن محمدبن زكرياي رازي به ساخت و كشف الكل موفق گرديد و آنرا از طريق تخمير و تقطير انگور بدست آورد.
تهيه عطر و عرقيات در ايران به استثناء 3 تا4 مورد هنوز بصورت سنتي انجام مي‌گيرد و هيچيك از توليدكنندگان با خواص شيميايي موادي كه توليد مي‌كنند آشنايي ندارند و تاكنون مركزي نيز براي تحقيق روي گياهان معطر و اسانس‌دار بوجود نيامده است. در موارد اندك دانشكده‌هاي داروسازي اقدام به انجام آزمايشاتي نموده‌اند كه در دسترس عموم قرار ندارد.
بعد از انقلاب اسلامي حركتهاي نويدبخشي توسط دانشكده‌هاي داروسازي و سازمان پژوهشهاي صنعتي ايران شروع گرديده و كارخانه‌هاي اسانس‌گيري كاشان نيز، تلاشهايي را آغاز نموده و بخصوص بخش بزرگي از كار خود را به تحقيق در زمينه اسانس گل سرخ و ساير اسانسها اختصاص داده اند.

1- کلياتي در مورد گل سرخ:
1-1- تاريخچه گل سرخ:
Rosa در لاتين به معناي گل سرخ مي باشد. از آغاز تاريخ، گل سرخ بيش از همه گلها در قلوب بشر جاي گرفته و از وقتي که مردم از زيبايي درخشان گل، آگاهي يافته اند، گل سرخ يک سرو گردن از آنها بلند تر بوده است. گل سرخ ميراث بزرگي از افسانه و تاريخ را به همراه دارد. اين درختچه زيبا، ميليونها سال قبل از بوجود آمدن بشر در روي زمين، زيسته و زيبائي و عطر را در همه جا گسترده است. فسيلهائي که از شکوفه هاي گل سرخ در آرگون (Oregon)و کولورادو(Colorado)بدست آمده، محتملاً به 35 تا 70 ميليون سال قبل، مربوط بوده است. رزهاي خشکيده اي از 300 سال قبل ازميلاد از گورهاي مصريان بدست آمده تصور ميرود که نشان اولين آشنائي مصريان با گل سرخ باشد. معهذا تحقيقات وسيعتر نشان مي دهد که اين گل بومي مصر نبوده، بلکه از آسياي صغير به آنجا آورده شده است. تاريخ افسانه وار گل سرخ طي قرنها توسط هنرمندان، صنعتگران، نويسندگان و درختکاران بوجود آمده که بوسيله اين گل زيبا افسون شده اند و شرح فريفتگي شان را براي آيندگان نگه داشته اند تا از آن لذت ببرند. از جمله شاعراني که افسانه هاي اساطيري پيرامون گل سرخ در مدايح و ستايشگرها گفته، مي توان به اثر اناکرئون (Anaceron) قرن 6 ميلادي شاعر غزل سراي يوناني پي برد و رو نسازد (P.de Ronsard) 1585-1524، شاعر فرانسوي ، فرانسوادومالحرب (F.de Malherbe) 1555-1648 ، شاعر فرانسوي درباره هنري چهارم و لوئي سيزدهم و بالاخره غزلهاي سليمان (Cantiouses des cantiques) را مي توان نام برد. اپوله (Apuless)180- 125 نويسنده لانتي در داستان خر زرين مي گويد، چگونه بصورت آدم در مي آيد گه گل سرخ مي چرد. پيندار (Pindar)438-518 قبل از ميلاد، شاعر غزل سراي يوناني، ديونيزيوس باکوس (Diony sios Bacchus) گل سرخ را به رب النوع شراب ياد گشته است و در روم باستان، گل سرخ مطلقاً وابسته و تقديم به ديونيزيوس باکوس و ونوس محسوب ميگشت، براي مثال عيد سالانه دختران شادي که در بهاران برگزار شده است، در اين روز که متعلق به ونوس (Venus Erycina) بوده، درباريان کوچه و خيابانها و باغات را با گل سرخ و مورد (Myrtus communis) تزئين مي کردند. در ميهمانيها جشن گل سرخ مي گرفتند و همه جا را با اين گل افسونگر مي آراستند و از قدحها شربت گل سرخ مي نوشيدند، امپراطوران و همسرانشان روي تختخوابهايي از گل سرخ مي خوابيدند و در حمامهايشان از عطر گل استفاده مي کردند. در تراس ( Thrace) (محلي بين يونان و ترکيه ) گل سرخ به مانند سمبل ويژه اصلي خداوندي بوده است و در دوران تسلط روميان در آن سرزمين، يکي ازاعياد ديونيزي باکوس، بنام روزاليا (Rosalia) نام داشت. افسانه هايي که درباره گل سرخ نقل شده، نسبت به سرزمينها، نواحي، عادات و رسوم، فرهنگها و معتقدات مردم زياد و متنوع است. مسلمانان معتقدند که گل سرخ از قطره عرق جبين پيغمبر بوجود آمده است. بنا به افسانه اي، گل سرخ در بهشت عدن برنگ سفيد بوده است و هنگامي که حوا آنها را بوسيد رنگشان قرمز شده و تا به حال بدان رنگ باقي مانده است. در افسانه هاي يوناني آمده است که گل سرخ از چند قطره خون افروديت، الهه ي زيبائي و عشق که در اثر خار و خس ها ( کيهه کوتي Ronce) جنايتکار مجروح گشته بود، برنگ قرمز در آمده است. همچنين تعريف کرده اند که رنگ گل سرخ بر اثر خون ادونيس(Adonios) خداي زيبائي و جمال فينيقيان است که بوسيله خوک وحشي مجروح گشته و افروديت او را بصورت گل شقايق نعمائي (Anemone)در آورده است. گل سرخ را يونانيها براي روميها به ارمغان آورده اند که مجذوب آن شدند و پرورش داده و گلهاي خوبي بار آوردند. در ايام نرون(Neron) استعمال تزئيني گل سرخ در جشنهاي رومي به حد ديوانه وار رسيده بوده چنانکه گويند، نرون 40 ميليون سسترس (Sesterce) خرج تهيه گل سرخ براي يک مهماني گل سرخ براي يک مهماني کرده بوده بطور کلي هر جائي که مراسم يا جش رومي بطورخصوصي يا عمومي برگزار مي شد، مشکل مي نمود که گل سرخ جلب توجه نکند. گل سرخ را 40 قرن قبل از ميلاد در آسيا روي سکه ها و 16 قرن قبل از ميلاد مسيح در اروپا روي گچ بريها و سکه ها نقش مي شد. نقش معماري گل رز در بابل و آسور نشان مي دهد که اين تمدنها، گل سرخ را مي شناختند. نسخه هاي خطي قبلي از پرورش گل سرخ را ملکه گلها مي ناميدند. شعراء، تاريخ نويسان، گياهشناسان يونان باستان احساس خود را از گل سرخ در نوشته هايشان ثبت کرده اند، سافوي شاعره (Sappho) در 600 سال قبل از ميلاد مسيح، لقب ملکه گلها برخود نهاد. هومر در اديسه از گل سرخ در توصيف سپيده دم نام مي برد و در ايلياد به روغن گل سرخ اشاره مي کند. شاعر حماسي سراي يوناني نيز فجر سحر گاهي (اورورAurore) را به مانند يک دختر جوان در حال پخش کردن گل سرخ نمايانده است. کليساهاي رومي مسيحي روم با روش استفاده روميان از گل سرخ مخالفت کرده ولي بزودي آن را به عنوان نشانه تسلي جهت باز ماندگان مرده ها پذيرفت. از آن موقع گل سرخ در مراسم مذهبي ، نقاشي و نشانهاي کليسائي و مجسمه سازي بکار مي رود. تابلوي"تولد ونوس"که توسط بوتيچلي (Botticelli) نقاشي شده، افسانه اي را که باز مي کند، اين است که گل سرخ هنگام ظاهر شده ونوس از دريا در نزديک جزيره قبرس بوجود آمده تاکيد مي کند. در قرون وسطي، در باغها و ديرهاي انگلستان، گل سرخ را براي مراسم و اجتماعات مذهبي پرورش مي دادند، روي شيشه هاي رنگي پنجره هاي کليساها، طرحها، نقشهاي گل سرخ به چشم مي خورد. پنجره مشهوري از اين نوع در کليساهاي يورک ميينستر(York Minster)امت اتحاد خانواده هاي يورک و لنکاستر(Lncaster) بعد از جنگ زرها است. گل سرخ طلائي کليسائي روم از قرن چهارده باقي مانده است. رزهاي "رزساندي " (Rose-Sunday) بوسيله پاپ متبرک و گاهي به اشخاص که در مذهب کاتوليک به مقام ارجمندي نائل شده اند، سپرده مي شود. از اولين روزهاي سلحشوري و قهرماني، گل سرخ به عنوان نشان نجات خانوادگي نيم تاجها، پرچمها و سپرهاي شواليه ها و پادشاهان انگليس نقش مي شد. برخي از خانواده هاي سلطنتي انگلستان آن را به عنوان نشان اختيار کردند و هنوز هم نشان انگلستان است.گلهاي سرخ در عروسيها، مراسم دفن، آئين اعطاي نشان هاي لشکري، عطرسازي و پزشکي بکار مي رفت. رسم عاشقان بود که حلقه اي از گل سرخ ترتيب داده، به در خانه زن مورد پسند و علاقه شان مي آويختند. در مجموع مي توان گفت در دوران قديم، گل سرخ سمبل عشق، زيبايي و شادي محسوب مي گشت. بطوري که در داستانهاي کهن و قديم هندي گل سرخ به منزله دلپذيري، خداي مهر(خورشيد 9 معرفي شده بود. اما پس از پيدايش مسيحيت اين سمبل تغيير يافته و مادونا (Madona) مريم مقدس هميشه باکره، در افسانه هاي ونوس يونان که فراموش شده بود، جانشين گرديد. گل سرخ را نشانه پاکيزگي معرفي گرديد و ماه ششم تقويم حيواني، سنبله را به ماه مريم باکره تبديل کردند که برابر ماه مه ميلادي يا ارديبهشت شمسي است و در آغاز نيز ماه گل سرخ مي گفتند. در ايتاليا به عيد بهاره پانته کوت (Pantecote) که نزد يهوديان تحت عنوان روزي است که خداوند قوانين يهود را بر موسي پيامبر انسان نازل کرده است که به آن عيد الخمسين (عيد انعصره) است. مدتها به نام پاسکو آروزاتا (Pasqua rosata) شهرت داشت و بزرگان ديني مسيحيان، گل سرخ رزين را تغيير نام دادند و هم اکنون نيز زنان عابد و مقدسه اي مسيحي ميوه هاي خشک و قرمز گل سرخ را به نخ کشيده، همانند تسبيح با آن عبادت مي کنند که روزيه (Rosaire) يا تسبيح دانه درشت گل سرخ ناميد. به تدريج گل سرخ ارزش و مقام خدائي ديرينه اي را از دست داده و از آن در مراسم تشييع جنازه ها بيشتر استفاده مي کنند و حتي در برخي نقاط آن را روي گوره هاي مي کارند و چه بسا در برخي از نوشته ها از ارتباط گل سرخ و برگ سخن به ميان آورده شده است. به عنوان مثال، در يک داستان افسانه اي ايرلندي که اشاره دارد به ... اگر بيماري در خواب بيند گل سرخ را همراه مي برد، نشانه آن است اجلش فرا رسيده و خواهد مرد. در قرون وسطي، اروپائيان گلهاي بوته گل سرخ وحشي يا نسترن را شوم و نحس و شيطاني مي پنداشتند. شايد اين کج انديشي از نوشنه اي مولنتوف (Mullenthof)از داستان Sehlewing ناشي شده باشد که مي گويد ...شيطان مي خواست به آسمانها دست يابد براي به ثمر رسيدن اين مقصود، نردباني از ساقه هاي نسترن ساخت و از آن نردبان شروع به بالا رفتن کرد، ولي خداوند مانع گرديد و نردبان پاره شده و با سر به زمين سقوط کرد و تيغهاي گل بدنش را مجروح ساخت.
1-2- پيدايش و توسعه رز:
اروپا تا اوائل قرن 12 ميلادي گل سرخ را نمي شناخت و در آن هنگام بود که جنگجويان صليبي آن را از سوريه امروزي به اروپا انتقال دادند و در آن زمان به اين بوته گل شام مي گفتند. نهالهائي از اين گل به اروپا رفت و نام گل گال به آنها نهادند. رنگ اين گل در آن زمان قرمز روشن بود اما گل ديگري به نام گل دمشق که رنگ مخملي و عطري دلپذير داشت نيز به اروپا انتقال يافت که تا آن هنگام چنين رايحه اي دل انگيز در اروپا به مشام نرسيده بوده و تا به امروز اين گل به نام داماسک رز يا گل سرخ دمشقي شهرت دارد. رزهاي بورين با گل محمدي (Rosa damascena) وRosa gallica و ساير رزها، پيوند داده شدند تا خانواده بزرگي از رزها به نام دو رگه يا پيوندهاي دائمي نيز به نوبه خود با رز چاي (Tea) يا رز ادراتا(Rosa odorata) پيوند داده شدند تا هيبريدهاي دائمي نيز به وجود آمد. اولين دو رگه هاي چاي فرانسه نام دارد که به سال 1876 در فرانسه به دست آمد. نخستين دو رگيري چاي، گلهاي زرد خالص ندادند. تا در سال 1900 ميلادي ژوزف پرند دوشه (Joseph pernet Doucher)نخستين گل کاملاً زرد خالص، را وارد بازار کرد. اين کارشناسان موفق شدند با پيوند زدن گلها به يکديگر، صدها بلکه هزارها گل را به رنگهاي متفاوت و به نامهاي و کد هاي معين را روانه بازارکنند. اوايل قرن نوزدهم ميلادي، در واقع آغاز پيدايش علاقه مندي عمومي براي پرورش گل سرخ، علاوه بر جنبه هاي زينتي، به منظور هاي صنعتي و داروئي مي باشد. فعاليت زياد در اين زمينه در فرانسه صورت پذيرفت و مشوق اين کار امپراطريس ژوزقين (Empress josephne) آماتور بزرگ پرورش گل رز بود. اندکي بعد از سال 1800، امپراطريس دوستاران رز را به باغهاي خود در مالمزون (Malmaison) دعوت کرد و با کمک آنها کلکسيوني بالغ بر 256 نوع رزجمع آوري نمود. امپراطريس گروهي از هنرمندان را نيز براي يادداشت، شکل و رنگ رزهايش فرا خواند، در ميان اين اشخاص يکي، رافائل گلها پ-ژ-ردونه (P.J.Redoute) بود که بعدا نقاشيهاي آبرنگ، وي در سه مجله تحت عنوتن رزها (Les Roses) 1817-1824 منتشر گرديد. اکنون علاقه مندان تابلوها يا نسخه هاي آنها را به عنوان گنجينه هاي با ارزشي مورد ملاحظه و بررسي قرار مي دهند. علاقه بيشتر به پرورش رز موجب پيوند زدن، گرديد و انواع جديد از آن، بوجود آمد و اکنون نيز اين انواع وجود دارد. در سال 1829، نام 2000 نوع در کاتاوگ آن زمان نوشته شده بود. در حدود 1600 نوع رز نام برده که از 1815 تا کنون بوجود آمده و از بين رفته است. گل سرخ امروز با رزهاي قرنهاي گذشته خيلي متفاوت اند. آنها در رنگ، شکل، بو، طول مدت گل دهي با اجداد خود بواسطه هيبريدهاي انجام گرفته، فرق دارند. در اوايل سال 1800، تمام رزها، فقط در تابستان گل مي دادند به غير از رزمانتلي چيني (Monthly) که در پاييز نيز گل مي دادند. با رونق گرفتن کشت گل رز در سراسراروپا، نمايشگاههاي مخصوص گل ترتيب داده شد ولي ازهمه بالاتر فستيوال گل در ژنومي باشد. که در هر سال در سراسر دنيا برگزار مي شود و بي نظير است. حتي گروهي از افراد با سليقه و ذوق آن را در رديف مراسم برگزاري جوايز اسکاردر هاليوود مي دانند. از طرفي، نمايشگاه گل سرخ منحصر به ژنو نبوده، بلکه در اقصي نقاط جهان بر پا مي گردد، مانند وست بروک پارک (هلند) پارک دلي در مادريد "سن" در دوبلين پايتخت ايرلند، دورتموند در آلمان و غيره، در سال 1987 يک مسابقه بزرگ رقابت انگيز با شرکت هزاران علاقمند به رز درشهر پاريس با حدود 400 نوع گل مختلف به معرض نمايش درآمد و در واقع بهشتي از گل، عطر و رايحه مطبوع مشام بينندگان را معطر ساخت. يک نوع گل که پيوندي از چندين نوع گل رز بود به عنوان << آلن ميد لانت >> تعلق گرفت. گل او که پيوندي از چند گل بئد به نام ( شري ميدلنو) شهرت يافت. پدر اين شخص، گلي را ابداع کرد به نام گل صلح (Pease) اشتهار پيدا کرده است. اما با توتيکه برنده بهترين گلها شد، يک خانم ايرلندي بود و جايزه بزرگترين گل به يک گلخانه انگليسي تعلق گرفت و هرمان کورس جايزه کوچکترين گل و خانواده پل سن دانمارکي جايزه معطر ترين گل را به خود اختصاص دادند.
1-3- خواستگاه و انتشار جغرافيائي گل سرخ:
گل سرخ يکي از پنج پايه اصلي رز در دنيا است. منشأ اصلي اين گل آسياي جنوب شرقي و ايران گزارش شده است. امروزه در تمام نقاط دنيا کشت مي گردد و قسمت اعظم گل سرخ از کشورهاي بالکان، فرانسه، ترکيه، مراکش و ايران توليد و صادر مي گردد. کشت و کارآن در ايران، در زمانهاي پيش متداول بوده است. درسالهاي اخير محصول گل بريده يکي از محصولات عمده باغباني کشور به شمار مي آيد و اين محصول در تمام فصول به بازار عرضه مي شود.
1-4- شرايط كشت گل سرخ:
گل سرخ در آب و هواي سرد كوهستاني مي رويد، ارتفاع بوته آن بين 50 تا 150 سانتي متر است و در خاك رس شني پرورش داده مي شود، اگر چه انواع ديگر خاك ها هم مناسب گل سرخ است ولي خاك رس شني با توجه به مواد معدني آن براي اين كار مناسب تر است، رنگ گل سرخ همانطور كه از اسمش پيداست سرخ است هرچه گلبرگهاي آن سرخ تر باشد، بهتر و براي گلابگيري مناسب تر است.
گل سرخ بعد از دو سال از كاشت اوليه آن گل مي دهد و اين گل دادن معمولاً بين سه تا چهار سال ادامه پيدا مي كند. بعد از چهار سال بوته آن از شاخه اصلي بريده مي شود تا دوباره سه تا چهارسال گل بدهد، بعد از اين مرحله هم هنگامي كه بوته ها ريشه كن شد، از طريق تكثير به روش قلمه زدن زياد مي شود، با توجه به خاك، آب و هوا، رطوبت، تكثير، رنگ و بو و تعداد گلبرگ ها مي توان مرغوب ترين گلها را در قمصر كاشان و بعد نياسر و آزران و كامو و جوشقان پيدا كرد.
1-5- موارد استفاده گل سرخ :
گل سرخ، مظهر محبت است و زيبائي، عطر دل انگيز آن از دوران باستان آن را ستوده اند و حکماي يونان مصارف فراواني ( مخصوصا در عطر سازي و پزشکي ) براي آن ذکر کرده اند و در طب شرق جايگاه ويژه اي داردگل محمدي که در واقع گل سرخ پرپر، صورتي رنگ مظهر زيبائي و جمال طبيعت به شمار مي آيد گويند پيامبر اسلام به عطر گل سرخ علاقه وافر داشتند و آن را زياد استعمال مي فرمودند اکنون نيز عطر و گلابي که از گل سرخ تهيه مي کنند، در مجالسي با ختم صلوات مصرف مي کنند. عمده قسمتهاي مورد استفاده اين گياه گلها و ميوه هاي آن مي باشد. گلبرگها و ميوه هاي گل سرخ، کمي قابض بوده و از اين رو آن را به عنوان داروي قابض ملايم به کار مي برند. دانشمندان انگليسي در حين جنگ جهاني دوم متوجه شدند که ميوه هاي گل رز، به عنوان منابع بسيار غني از ويتامين ث به شمار مي آيد، به طوري که سه عدد ميوه متوسط گل سرخ به اندازه يک پرتغال معمولاً ويتامين ث دارد. روي همين اصل از قديم در روستاهاي مناطق معتدل ايران، از ميوه گل سرخ و نسترن، آش، شربت و ترشي درست مي کردند و يا نوعي ازآن که در مازندران « کليک » ودر آذربايجان «گلديک » مي گويند و بعد از ريختن گلبرگها رنگشان قرمز روشن و نرم مي باشد به شکل خام نيز مصرف مي گردد. از گلبرگهاي گل محمدي در نواحي غربي و شمال کشور، مربا و شربت درست مي کنند که به علت داشتن املاح ملين و مفيد است. ميوه هاي گل رز حاوي اسيد اسکوربيک به مقادير 5/0 تا 7/1 درصد مي باشد ولي مقدار ويتامين موجود در آن بستگي تام به منشاء گياهي، محل کشت، آب و هواي منطقه، زمان جمع آوري و طريقه خشک شدن محصول دارد. در حقيقت ميوه هاي گل سرخ موجود در بازار اغلب فاقد ويتامين ث مي باشد، حتي اگر بپذيريم که ميزان اسيد اسکوربيک موجود در ميوه گل محمدي بالا و در حدود يک درصد باشد و تمام اين مقدار کاملاً وارد فراورده هاي تهيه شده مانند دمکرده، سوپ و مربا مصرف شود ولي قيمت ويتامين ث اين فراورده ها در حدود 25 برابر قيمت ويتامين صناعي ( سنتزي ) خواهد بود، چون اغلب خصوصيات فوق ممکن است، صحيح نباشد و چون از نظر جذب و متابوليسم ويتامين ث طبيعي و صناعي فرقي با يکديگر ندارد، بنابراين ميوه گل سرخ، نمي تواند به عنوان يک منبع اقتصادي براي ويتامين ث محسوب شود و در قرصهاي ويتامين ث محتوي ميوه گل سرخ و ويتامين ث صناعي است، اغلب ذکري از ويتامين ث طبيعي نمي شود و در اکثر موارد مقدار ويتامين ث طبيعي نيز بسيار ناچيز است.
1-6- تاريخچه گل در قمصر كاشان
حدود هفتصد سال پيش، يورش ناجوانمردانه قوم مغول به استان فارس و ويراني اكثر شهرهاي آن توسط سربازان چنگيز و بروز ناامني در فارس، باعث شد كه گلكاران و كشاورزان گل سرخ در پي يافتن مكاني باشند تا از هجوم مغولان در امان بمانند. گروهي به خراسان، عده اي به همدان و تعدادي بسمت كاشان حركت كردند و در چند نقطه اطراف كاشان سكني گزيدند و به پرورش گل سرخ پرداختند.
چندي نگذشت كه كشت گل محمدي و متعاقب آن صنعت و مراسم سنتي گلابگيري در كاشان رواج پيدا كرد. دشت هاي گل سرخ در اطراف كاشان به طور پراكنده وجود ندارد بلكه مي توان نوار پهني از آن را كيلومتر ها از دامنه كوه هاي كركس، از «آزران» و «كامو» گرفته تا «نياسر» و «دليجان» و «برزك» و «قمصر» و «قهرود» مشاهده كرد، اگر چه پيشكسوتان گل و گلاب گيري مي گويند: «گل سرخ از قمصر به ديگر روستاهاي اطراف رفته است.»
برآوردها نشان مي دهد ساليانه بيش از 700 تن گل سرخ در كاشان توليد مي شود كه نياسر كاشان با 500 هكتار زمين زيركشت حدود 250 تن گل سرخ بدست مي آيد، روستاهاي سده و برزك با 300 هكتار زمين زيركشت، 150 تن گل سرخ، جوشقان با 150 هكتار زمين 80 تن، قمصر با 50 هكتار 25 تن و ديگر روستاها سالانه چندتن گل سرخ توليد مي كنند. با مرور تاريخ متوجه مي شويم كه گل سرخ، گل بومي منطقه زرقان فارس، شهر گلستان و بوستان است كه به قمصر آمده است.
2- کلياتي پيرامون گل محمدي:
2-1- درباره گل محمدي:
رزها درختچه‌هايي از خانواده گل سرخ (Rosaceae) مي‌باشند. اين خانواده متجاوز از 2000 گونه و حدود 100 جنس را در بر مي‌گيرد.
گل محمدي يا گل گلاب با نام علمي Rosa damasena درختچه‌اي است خزدار (Decideous) و شايد بندرت در بين آنها هميشه سبز (Evergreen) يافت شود.
جنس Rosa داراي 250 گونه بوده كه مهمترين آنها به غير از گل محمدي از نظر تهيه اسانس و گلاب عبارتند از :R.centrifolia و R.alba و R.moschata (نسترن) و R.caninal و (گل سرخ) R.galica. عدد پايه كروموزومي كليه رزها 14=n2 است. رزهاي اهلي جهان اكثراً اكتاپلوئيد هستند و 56= n8 كروموزوم دارند. گل محمدي از اواخر قرن شانزدهم از آسياي صغير و به احتمال زياد از دمشق به اروپا برده شده است. اين درختچه توليد گلهاي بسيار معطر مي‌نمايد كه خاصيت دارويي دارد.
گل محمدي در بيشتر مناطق و استانهاي كشور به خصوص آذربايجان، اصفهان، مركزي، كرمان، فارس، چهارمحال و بختياري، همدان، سمنان،‌ گنبد و گرگان و يزد سابقه كشت دارد و از آن گل خشك، گلاب و اسانس تهيه مي‌شود كه مصارف خوراكي، دارويي و عطرسازي دارند.
بر اساس آخرين اطلاعات حدود 2500 هكتار به كشت گل محمدي اختصاص دارد و حدود 1350 تن گل تر و 190 تن گل خشك، 1350 تن گلاب و حدود 200 كيلوگرم اسانس از آن استحصال مي‌شود. اسانس گل محمدي، بي رنگ، زرد و يا سبز رنگ است و در 20 درجه سانتيگراد حالت روان دارد و در 12 درجه سانتيگراد منجمد ميگردد و كريستال ميشود.
با توجه به وضعيت اكولوژيكي كشور ما در بسياري از زمينهاي درجه 2 و 3 اقدام به كشت و كار گل محمدي مي‌شود.
2-2- مشخصات گياهشناسي گل محمدي:
گل محمدي درختچه‌اي داراي شاخه‌هاي گل دهنده تيغ دار، استوانه‌اي شكل، بدون شيار و داراي برگهاي مركب شانه‌اي كه داراي 5-3 برگچه متقابل دندانه‌دار مي‌باشد. رگبرگهاي پشت برگ مشخص و بهم رفته، برگچه چرمي و بيضي شكل، نوك تيز به طول 5-3 سانتي متر، و روي برگها صاف و سبز و پشت آنها سبز كمرنگ و دمبرگهايش خزي و نمدي است و با كركهاي غده‌اي پوشيده شده و تا انتهاي جام گل كشيده شده است.
گلها به شكل صورتي خوشرنگ با 32 گلبرگ صورتي مشابه و يكدست كه در اوائل صبح شروع به ظاهر شدن مي‌نمايند. كاسبرگها به تعداد 5 عدد كه حداقل سه تاي آنها داراي زوائد بزرگي در لبه‌ها هستند. پرچم‌ها زرد رنگ به تعداد 100 عدد در تركيب گل وجود دارند. ميوه آن پس از ريزش گلبرگها گوشتي گرد و يا تخم مرغي به طول 5/1 سانتي متر كه در داخل برجستگي كوزه‌اي شكل زير گلبرگها قرار دارند.
زمان باز شدن گلها در اوائل ارديبهشت تا اوائل تيرماه مي‌باشد. و در هر منطقه مدت زمان باز شدن گلها 30-20 روز طول مي‌كشد. دوام گل حداكثر يك روز بوده و بعد از آن رنگ صورتي خوشرنگ گلبرگها به سفيد مي‌گرايد و با اندك نسيمي گلبرگها پرپر شده و مي‌ريزند. لذا توصيه مي‌شود كه گلها در اوائل صبح و حتي قبل از طلوع آفتاب برداشت شوند تا از پر پر شدن آنها جلوگيري شود و همچنين درصد مواد مؤثره آن حفظ شود.
2-3- تكثير گل محمدي (عمليات كشت):
تكثير اين گياه از طريق پاجوش، قلمه و تقسيم بوته مي‌باشد. عمليات تكثير در مرحله خواب و استراحت گياه صورت مي‌گيرد. عمده‌ترين روش تكثير از طريق پاجوشهاي ريشه‌دار صورت مي‌گيرد بدين ترتيب كه پاجوشهاي ريشه‌دار را از پايه مادري جدا كرده و پس از آماده‌سازي زمين آن را در زمين اصلي به فاصله 4*3 متر كشت مي‌نماييم و بعد از كشت بايد بلافاصله آبياري شود.
عمليات كشت در دو فصل صورت مي‌گيرد. يك مرحله اواخر پاييز بعد از خزان كردن پايه‌هاي مادري و يك مرحله هم در بهار قبل از بيدار شدن پايه مادري.
كشت پاييزه بر كشت بهاره برتري دارد. زيرا امكان استفاده از نزولات جوي را بيشتر و استقرار بهتر نهالها را باعث شده و خطر گرماي بهار را در عدم استقرار نهالها كاهش مي‌دهد.
2-4- برداشت گل محمدي
برداشت گل محمدي معمولاً در صبح زود و با تعداد كارگر زياد شروع مي‌شود. قسمت برداشت شده گلبرگها، نهج و قسمتي از دمبرگ مي‌باشد. يك كارگر بطور متوسط روزانه 30-25 كيلوگرم مي‌تواند گل برداشت نمايد. ميزان گل توليد شده در هكتار 3500 كيلوگرم مي‌باشد.
از تقطير با آب گل محمدي گلاب و اسانس (عطر) استحصال مي‌شود. گلاب حاصل جهت شستشوي اماكن متبركه، شيريني‌سازي، مرباجات و از اسانس آن در صنايع داروسازي و غذايي استفاده مي شود. اسانس آن داراي اثرات ضد ويروسي و باكتري، ‌ضد اسپاسم، آنتي سپتيك و آرام بخش مي باشد.
مواد اصلي تشكيل دهنده اسانس گل محمدي عبارتند از:
سيترنلول 55-34%،‌گرانتول 40-30%،‌ استاروپنين 26-22%، و فنيل اتانول 3-5/1%
حال با توجه به امكان توليد و فرآوري اين محصول در كشور بايد به برنامه صادرات آن بيشتر و جدي تر فكر كرد. يكي از مهمترين مشكلاتي كه در امر گسترش صادرات وجود دارد يكسان و استاندارد نبودن اسانسهاي تهيه شده در كشور است. در تحقيقات به عمل آمده كه با تكنيك گاز كروماتوگرافي انجام شده است اسانسهايي كه از مناطق كاشان، كرمان، اصفهان و نيز بازار داخلي جمع آوري و مورد بررسي قرار گرفتند بررسيها نشان مي دهد كه اين اسانسها از نظر مواد متشكله و غلظت باهم تفاوت دارند.
دلائل اين موضوع مي تواند يكسان نبودن گلهاي محمدي در گلستانها، اثر اقليم و فصل در توليد اسانس،‌ استاندارد نبودن روشهاي توليد اسانس و غيره باشد. متأسفانه در اين مورد هنوز تحقيقات مناسبي به عمل نيامده است لذا پيشنهاد مي شود كه در وضعيت توليد نهالستانهاي جديد در جهت سلكسيون آنها برنامه‌ريزي شده همچنين به روش كشت بافت بهترين گونه‌ها را تكثير نمود و نيز بهترين روشهاي اسانسگيري مطالعه و استاندارد شوند.
2-5- هزينه هاي توليد يك هكتار گل محمدي
هزينه توليد يک هکتار بوته گل محمدي به شرح زير مي باشد:
الف: ‌زمين 24.513.950 ريال
ب: هزينه هاي كاشت
1- شخم 303.400
2- احداث جوي و نهر 482.830
3- خريد نهال 1.473.600
ج ـ دوران زراعي
1- عمليات هرس، شخم، بيل زدن و .... 531.400 5%
2- كود نيترات يا اوره 350.000 4%
3- كود فسفات 364.600 4%
4- كود حيواني 871.400 10%
5- سم 157.500 2%
6- آب بها 418.200 5%
7 - استحصال آب 1.515.200 18%
د: برداشت و بازاريابي 3.911.700 46%
كل هزينه ها 7.382.700 ريال




3- درباره گلابگيري, تهيه اسانس و عرقيات:
3-1- گلابگيري در ايران:
در حال حاضر در نقاط مختلف ايران با استفاده از روشهاي سنتي گلاب مي‌گيرند ولي مركز اصلي توليد عطر و گلاب، كاشان و ميمند فارس مي‌باشد.
چون هدف از تقطير گل در ايران تهيه گلاب مي‌باشد عطر يك توليد جنبي بشمار مي‌آيد. ميزان توليد گل در منطقه كاشان حدود 3 هزار تن مي‌باشد كه در سطح بيش از ششصد هكتار كاشته شده است. نوع گل سرخ كاشان Rosa damascena است كه از مرغوبترين نوع رز به شمار مي‌رود و بصورت گلستانهاي زيبا در دامنه كوههاي كركس ايجاد گرديده است.
دستگاههاي گلابگيري سنتي همان دستگاههاي قديمي است و از يك ديگ با ظرفيت حداكثر سي كيلو و يك پارچ و دو عدد نيچه تشكيل مي‌گردد. اين دستگاهها حدود 400 تن گل را به گلاب و عطر تبديل مي‌كنند. علاوه بر اين 3 كارخانه نيز با استفاده از روش بخار در حومه كاشان احداث گرديده كه جمعاً حدود 1600 تن گل را مصرف مي‌نمايند.
در فارس تهيه گلاب و عرقيات رواج داشته و نحوه كار آنها كمي با كاشان تفاوت دارد و از دقت و ظرافت كمتري برخوردار مي‌باشد. در فارس گل سرخ بصورت ديم در دامنه كوهها وجوددارد كه توسط روستائيان چيده شده و به گلابگيران فروخته مي‌شود. ميزان توليد گل در فارس بستگي به مصرف گلابگيران دارد و منابع توليد آن بسيار وسيع است. گلابگيري بيشتر توسط گلابگيران سنتي انجام مي‌گيرد و اخيراً نيز كارخانه‌اي احداث گرديده است. گلاب، عطر و عرقيات توليدي اين مناطق ضمن تأمين نياز داخلي به كشورهاي حوزه خليج فارس صادر مي‌گردد.
3-2- بررسي خصوصيات ريزمورفولوژي مورداستفاده درتوليدگلاب و اسانس
در ايران جهت توليد عطر و گلاب از گل محمدي اجزاء مختلف گل شامل گلبرگ ، کاسبرگ ، نهنج ، پرچمها و بخشي از دمگل مورد استفاده قرار مي گيرد. ميزان اسانس موجود در اجزاء گل متفاوت است. در گل محمدي، عمدتاً روي گلبرگ ها جمع مي شود و در تقطير و تهيه گلاب و يا اسانس معمولا از اين قسمتها استفاده مي گردد. مطالعه کيفيت گلبرگهاي گل محمدي نشان داده است که گلبرگ ها حاوي مواد روغني اسانسي مهمي مثل سيترونلول، نرول وژرانيول هستند که از ارزش بالاي اقتصادس در عطر سازي برخوردارمي باشند .مطالعه مقدماتي اجزاي گل از لحاظ کمي نشان داد که ميزان اسانس در نهنج 10% درصد در گلبرگ 57% درصد بوده است بدين معني که ميزان اسانس گلبرگ حدود 6برابر بيشتر از نهنج است .مطالعات کيفي اسانس در اجزاي گل نيز نشان داده است که استفاده که از گلبرگ به تنهائي کيفيت اسانس و ارزش اقتصادي آن را بالا مي برد. بنابراين توصيه مي شود در تهيه اسانس و گلاب، از گلبرگ و از ساير اجزاي گل براي توليد اسانس و گلاب با کبفيت پائين استفاده گردد. مطالعات ريزمرفولوژي انجام شده نشان مي دهد در گل محمدي کاشان کرکهاي حفاظتي و ترشحي متعددي بر روي نهنج، گلبرگها و دمگل وجود دارد که از گل به سمت ساقه از تراکم اين کرکها کاسته مي شود. در اندازه گيري بعمل آمده در گلهاي کاشان با ميانگين وزن 5/2 گرم سهم وزني گلبرگها و پرچمها نسبت به کل گل 70-65 درصد است. لازم است کميت و کيفيت اسانس حاصل از ديگر اجزاء گل مورد بررسي قرار گيرد. همچنين ارزش اقتصادي افزايش کيفي اسانس در مقايسه با کاهش وزن ناشي از جداسازي نهنج و گلبرگ و همچنين هزينه کارگري لازم براي جداسازي مورد مقايسه قرار گيرد.
3-3- درباره گلاب و اسانس:
همزمان با بهار و ماههاي ارديبهشت و خرداد، گلهاي محمدي با عطري دل انگيز محيط پيرامون را عطر آگين مي کنند. در اين زمان کارگاههاي سنتي و صنعتي مختلف گلابگيري در اقصي نقاط، با وسايل تقطير، گلها را هر روز صبح زود، قبل از باز شدن کامل غنچه، چيده و به همراه بخار آب در ديگهاي مختلف، تقطير مي نمايد. اسانس حاصله که در قسمت فوقاني پارچه جمع آوري شده، تجمع مي يابد را جدا و پس از آبگيري در درون شيشه هاي در بسته، دور از نور نگهداري مي کنند، اسانس را در ظروفي که اطراف آن توسط نمد پوشيده شده است، عرضه مي نمايند، آب باقيمانده حاصل از عمل تقطير را به عنوان <<گلاب >> به مصارف مختلف مي رساند. از هر 3000 کيلوگرم، حدود يک کيلو اسانس به دست مي آيد. اسانس رز يکي از عطرهاي بسيار معروف مي باشد که به طور وسيع در عطر سازي و ساير فراورده ها ي آرايشي(پودر دندان و انواع پمادها) به عنوان خوشبو کننده به کار مي رود. قسمت اعظم اسانس گل محمدي در گلاب، به عنوان تقويت کننده قلب و تهيه شربت مصرف مي شود. کشورهاي بالکان، فرانسه، ترکيه، مراکش، اسپانيا و ايران توليد مي شود. براورد قابل قبول مصرف ميکرو گرم به ازاء هر کيلو وزن بدن براي ستيرال ژرانيل استات، سيترونلول، ليناليل، استات بر حسب سيترال مي باشد.
3-4- صنعت کلابگيري :
ايران باستان، از دوران هاي بسيار گذشته، به صنعت گلابگيري اشتهار داشته و اين کشور مرکز اصلي گل سرخ و گياهان معطر به شمار مي رفته است. بيشترين کارگاههاي توليد گلاب در ميمند و فيروزآباد فارس بوده است. حمله مغولان همراه با نابودي همه چيز، اين صنعت را نيز دچار رکورد نمود، به طوري که از آن تاريخ تا کنون اين صنعت رواج قبلي خود را باز نيافته است. هنر گلابگيري در قرن دهم ميلادي توسط اعراب به اروپا شد و اولين کشور اروپائي که اين هنر را در خدمت گرفت، اسپانيا بود. عطر و گلاب گل سرخ ايران به علت شرايط مناسب آب و هوائي، از مرغوبيت خاصي برخوردار است. به جهت اينکه به مقدار کم توليد و بيشتر در داخل کشور مصرف مي شود. از شهرت جهاني برخوردار است. اکثر کشورهاي عربي حوضه خليج فارس، انواع مختلف عرقيات وگلاب را از ايران تهيه مي کنند. متأسفانه اکثر مراکز و کارگاههاي گلابگيري کشور به صورت سنتي انجام مي گيرد. کمتر توليد کننده اي با شيمي ترکيبات مواد توليد شده آن آشنائي دارد.
3-5- آب مقطر ( گلاب ) گل سرخ:
آب مقطر حاصل از تقطير گل سرخ را گلاب مي نامند. تفاوت گلاب ايران با ساير کشورها در اين است که گلاب ايران در واقع از تقطير گلهاي تازه محمدي با آب مقطر تهيه مي شود، در صورتيکه گلاب ساير کشورها، از طريق حل کردن اسانس گل محمدي در آب مقطر به دست مي آورند. هنگامي که آب مقطر گل سرخ به طريقه مصنوعي تهيه شود. ژرانيول با درصد زيادي در آب حل شده، ولي استرها روي صافي باقي مي مانند. به عبارت ديگر، يکي از مشخصات گل سرخ حضور هيدروکربنهاي داراي 15 تا 22 اتم کربن است که نسبت 9/22 درصد در آن موجود هستند. اين هيدروکربنها (استرها) به مقدار زياد در هنگام تهيه آب مقطر به روش مصنوعي توسط صافي گرفته شده و به هدر مي رود.
3-6- گلاب قوي (Stronger rosewater):
محلول اشباع شده استاندارد خوشبو از گلهاي محمدي که از تقطير گلهاي تازه با آب و جدا ساختن اسانسهاي اضافي از قسمت آب زلال حاصل از تقطير به دست مي آيد. براي اينکه بوي معطر آن حفظ شود، بهتر است که آن را در ظرفهائي که مقداري هواي تازه اضافي در بالاي آن است، نگهداري نمود، به اين نوع گلاب، اصطلاحاً گلاب قوي گويند، اين آب مقطر جزء محصولات ثانوي اسانس گل سرخ است و آن را با هم حجم خود آب مقطر ساده مخلوط مي کنند و آب مقطر معمولي گل سرخ را گلاب سه برابر (Triple Rosewater) به دست مي آورند.گلاب تجاري رقيق نشده، به وسيله تقطير گلهاي تازه گل محمدي حاصل مي شود و محلول آبي اشباع شده از اسانسهاي حاصل مي گردد، آب باقيمانده حاصل از تقطير گلهاي محمدي که به گلاب مشهور است را يا به همين صورت به مصرف مي رساند يا اينکه براي تقطير مجدد گلبرگهاي تازه (به جاي آب مقطر) به کار مي برند.
3-7- درباره عطر و عرقيات:
مروري بر زندگي اقوام مختلف در ايران باستان و مردمان پس از آنها تا زمان حال، نشان مي‌دهد كه بطور پيوسته تهيه و مصرف انواع عطر و عرقيات گياهي به منظور استفاده‌هاي غذايي، آرايشي، بهداشتي، درماني و صنعتي متداول بوده و ايجاد محل تهيه و توليد فراورده‌هاي مختلف اينگونه محصولات، بخش عمده‌اي از فعاليتهاي اقتصادي، اجتماعي آنها را تشكيل مي‌داده است.
آنچه در حال حاضر به نام عرقيات، اسانسهاي طبيعي، اسانسهاي مشابه طبيعي، اسانسهاي مصنوعي، عصاره‌ها و تنطورها توليد و عرضه مي‌گردد، حاصل اطلاعاتي است كه در فرايند توليد و مصرف اينگونه محصولات تجربه گرديده و همپاي كسب تجربيات به صورت علمي به كار رفته است.
بكارگيري روشهاي سنتي هنوز ادامه داشته و استفاده از روشهاي جديد تهيه و توليد اسانسها و عرقيات گياهي از جمله روش آنزيمي، روش حلال آلي، روش دي اكسيد كربن و... به تدريج جايگاه ويژه با كارايي بالاي خود را خصوصاً در بخش صنعت باز نموده‌اند.
اقبال عمومي مردم از مصرف انواع فراورده‌هاي عرقيات و اسانس به عنوان نوشابه‌هاي طبيعي، عطر و طعم‌دهنده‌هاي غذايي، داروهاي طبيعي و نيز استفاده‌هاي بهداشتي از يك طرف و تأسيس كارخانه‌هائي كه با استفاده از اطلاعات ذيقيمت سنتي و روشهاي جديد صنعتي جهت استحصال اسانسها و عرقيات گياهي فعاليت مي‌نمايند از طرف ديگر و همچنين اقبال بازارهاي جهاني براي خريد انواع محصولات توليدي اين كارخانجات از سوي ديگر، پيشرفت قابل توجه علمي و اقتصادي، توليد و عرضه اين گونه محصولات در ايران را نويد مي‌دهند.

4- جمع بندي و ارز يابي جايگاه شهرستان کاشان در اين بخش:
4-1- کاشان مهد پرورش گل محمدي و توليد گلاب:
ايرانيان از نخستين کساني هستند که ازدوران بسيار دور به ويژگيهاي خوراکي و درماني گل سرخ پي برده اند، رنگ و بوي خوش آن آرامش دهنده دلها و گلبرگ هاي سرخابي فامش همواره زينت بخش سفره هاي رنگارنگ ما و جهانيان بوده است .در کاشان صدها سال است که گل سرخ ، گل محبوب و دوست داشتني مردم و کشاورزان بوده و هست و هيچ گلي به اندازه گل محمدي در سروده هاي سرايندگان ستايش نشده است . در حال حاضر گلستانهاي گل محمدي دومين محصول باغي شهرستان از لحاظ وسعت سطح زير کشت مي باشد وکارگاههاي گلابگيري سنتي و صنعتي گل محمدي به ايجاد اشتغال مولد و توليد فراورده هاي گل براي عرضه به بازار هاي داخلي و بويژه صادرات به بازارهاي جهاني فعال هستند . از طرفي سالانه ميليون ها نفر از دوست داران گل سرخ داخل و خارج کشور از مراسم گل چيني و گلاب گيري آن شهرستان بازديد مي نمايند. سازگاري مناسب گل محمدي با آب و هواي مناطق کوهستاني و مرتفع شهرستان موجب توسعه گلستانها و فرهنگ و هنر و تمدن ديرينه گلابگيران موجب ايجاد کارگاه هاي گلابگيري سنتي و صنعتي براي توليد و عرضه فراورده ها ي گل سرخ به بازارهاي داخلي و خارجي گرديده است .در جهان کنوني از منظر کشاورزي اقتصادي ايجاب مي کند که برنامه ريزان، مديران بخش کشاورزي و ديگر بخشهاي مرتبط با صنايع توليدي و فراوري و بسته بندي ، بازاريابي و بازرگاني با وحدت و همدلي علاوه بر افزايش کمي بر افزايش کيفي محصول توليدي اهتمام ورزند تا بتوانند بهترين محصول توليدي را با زيباترين و عالي ترين کيفيت در سطح جهاني عرضه نمائيم و اين امر مهم تنها زماني ممکن خواهد بود که دست نياز خويش را به سوي محققين مراکز علمي و تحقيقاتي دراز نموده و با رويکرد به روشهاي علمي و فني کاشت ، داشت و برداشت ، فراوري و بسته بندي بتوانيم علاوه بر رونق اقتصادي روز افزون کشاورزي منطقه موجبات عرضه بيشتر محصول به بازار جهاني را داشته باشيم .
4-2- جايگاه گياهان داروئي و اسانس دار در منطقه کاشان:
اهميت و جايگاه رو به تزايد گياهان داروئي و اسانس دار در مديريت توسعه پايدار به ويژه در ابعاد کلان توسعه اقتصادي، زيست محيطي، اشتغال زائي، امنيت غذايي و خود کفائي داروئي در عرصه ملي و فرا ملي به حدي است که مي توان امروزه روند تعميق و احياء آن را به ويژه در تامين بخشي از منابع تامين دارو، به عنوان يکي از شاخه هاي اصلي توسعه ملي در کشور مد نظر قرار دارد. بخشهاي مرکزي ناحيه رويشي ايراني _ توراني که بيش از 75 درصد از عرصه هاي مناطق خشک تا نيمه خشک کشور را تحت سيطره خود قرار داده، اگر چه بواسطه شرايط اقليمي اکولوژيک آن از تراکم و فراواني پوشش گياهي قابل توجهي برخوردار نبوده، وليکن بواسطه محيطي خاص، داراي ذخائر ژنتيک گياهي داروئي و اسانس دار قابل ملاحظه اي مي باشد. رستنيهاي داروئي و معطر، بسيار ارزشمندي در اين حوزه اکولوژيک انتشار يافته اند، که با اعمال مديريت صحيح در شناسائي اين ذخاير ژنتيکي و بهره برداري صحيح از آن، پاسخگوي نياز هاي داروئي و صنعتي در زمينه بهره گيري بهينه از مواد موثره آنها مي باشد.
افزون بر اين، با شناخت بيشتر، راهکارهاي حفاظت از ذخيره گاهها و روشهاي اهلي کردن گياهان اسانس دار باارزش(کشت زراعي آنها)به منظور تامين فراورده هاي داروئي و اشتغال زائي، از جمله رهيافتهاي موثر تحقيقات گياهان داروئي به شمار مي آيد. منطقه کاشان با شرايط اقليمي بياباني خشک و کوهستاني نيمه خشک، داراي تنوع زيستي گياهان داروئي و اسانس دار قابل توجهي در ناحيه رويشي ايراني_توراني مي باشد. پيشينه تحقيقات علمي گياهان داروئي در اين سامان نزديک به دو دهه مي رسد که تا کنون بيش از6 فقره پروژه تحقيقات گياهان داروئي در قالب پايان نامه هاي دکتراي داروسازي 4 فقره طرح پژوهشي گياهان اسانس دار و دو فقره طرح تحقيقاتي گياهان داروئي و اسانس دار به انجام رسيده است و با توجه به بررسي هاي انجام گرفته در حوزه اکولوژيک منطقه کاشان، بالغ بر 460 گونه گياهي داروئي، صنعتي و اسانس دار در نواحي بياباني و ارتفاعات کوهستاني انتشار يافته اند. متجاوز از 370 گونه گياهي داروئي و اسانس دار خودرو و وحشي، زيستگاههاي مشخصي را در مناطق ياد شده به خود اختصاص داده اند. امروزه نزديک به 70 گونه گياهي در کارگاههاي سنتي گلابگيري، به مصارف تهيه انواع عرقيات گياهي مي رسند. چهار شرکت کشت و صنعت گياهان داروئي و اسانس دار در منطقه کاشان طي دو دهه اخير، فعاليتهاي گسترده اي را در زمينه کشت و پرورش گياهان داروئي، اسانس گيري، تهيه انواع عرقيات گياهي و ساير فراورده هاي داروئي انجام داده اند. متجاوز از 50 گونه گياهان داروئي اسانس دار بومي و ... مراحل کشت آزمايشي خود را طي کرده و بعضاً توسط زارعين و يا بخش خصوصي به مرحله کشت انبوه رسيده اند. سطح گلستانهاي گل محمدي منطقه کاشان که عمدتاً در نواحي کوهستاني کاشان متمرکز شده اند بالغ بر هزار هکتار (بيش از يک پنجم مساحت گلستانهاي کشور)مي باشد. که به عنوان شاخصترين فعاليتهاي اقتصاد کشاورزي مناطق کوهستاني کاشان محسوب مي شود.
4-3- لزوم توجه به دانش بومي گل محمدي و گياهان دارويي در منطقه کاشان:
تنوع زيستي عبارت است از اشکال گوناگون زندگي که شامل موجودات زنده و زيست بومهاي اين موجودات است که ارزش اقتصادي آنها قابل برآورد نيست و در سه سطح ژنتيکي، گونه اي و اکوسيستمي مطرح است. منطقه کاشان به علت وجود گونه هاي متعدد جانوري و گياهي و زيستگاههاي مختلف آنها از مناطق غني و ارزشمند کشور در اولويت هاي بعدي محسوب مي شود .تنوع ميکروکليماهاي موجود در اين منطقه و اتخاذ تدابير هوشمندانه مردم اين اقليم هاي خرد در بهره برداري پايدار از تنوع زيستي موجود باعث مي شود معادن و ذخاير معدني اين منطقه در مقايسه با تنوع زيستي و دانش بومي موجود در آن در ديد کلان و در دراز مدت از حيث ارزشي در اولويتهاي بعدي قرار گيرند. دستاوردهاي تجربي مردم منطقه در مورد گياهان، بخشي از غناي فرهنگي کشور را تشکيل مي دهد که حفاظت ازآن به عنوان بعد چهارم تنوع زيستي از ارزش و اعتبار زيادي برخوردار است. همچنين گلستانهاي کاشان تامين کننده نيازهاي روحي، رواني و زيبايي بخش محيط زيست کوير نشينان و تفرجگاه مردم در ماههاي گرم سال است. ارزش فرهنگي گلاب با عميق ترين اعتقادات ديني مردم يعني مساجد عجين شده و تطهير خانه خدا با گلاب از جنبه هاي شاخص اهميت گل محمدي است. طبق اسناد بين المللي مبدا توليد گلاب (rose water) ايران و مبدأ توليد روغنهاي معطر (fragrant oil) و عصاره گلبرگهاي تازه (extract) يونان ذکر شده است . در بوندهشن (دايره المعارف زرتشتي ها) از گل سرخ به تکريم ياد شده است. ابو منصور موفق در قرن دهم ميلادي ضمن تعريف خواص دارويي گل رز خاطر نشان نموده است که بهترين گلها، گل سرخ ايراني است. گل محمدي به علت رايحه فوق العاده و تنوع ارقام در بسياري از مناطق دنيا کشت مي گردد و در آثار تاريخي و ادبي ملل مختلف جايگاه ويژه اي دارد. علاوه بر موارد فوق الذکر که نشان دهنده توانايي گل محمدي در ارائه خدمات بوم شناختي است دانش بومي استحصال عرقيات مختلف، کاربردهاي دارويي آن و توجه به ديگر گياهان دارويي در درمان از جنبه هاي ارزشمند و قابل توجه فرهنگي است. جنبه اخير در تأمين اهداف آموزشي، تحقيقاتي و گردشگري براي کليه آحاد جامعه و گردشگران علاقمند کار آمد است و زمينه مناسبي جهت سرمايه گذاري خواهد بود. نکته قابل توجه آنکه زمينه فرهنگي چنين توجهاتي در بين صاحبان صنايع تبديلي گل محمدي و ديگر گياهان دارويي در منطقه موجود است و توجه بيش از پيش مسئولان شتاب دهنده روند رشد آن است. در کنار اين حرکت تلاش در جهت ثبت حقوق مالکيت معنوي اين دانش بومي در مجامع معتبر بين المللي ضمن مطرح نمودن غناي فرهنگي کشور، منبع تأمين درآمدهاي مستمر خواهد شد.

5- فهرست منابع:
- مقالات دکتر بخردي : شرکت باريج اسانس کاشان, 1383.
- سايت جامع گل و گلاب ايران به آدرس: :www.kashanrose.com – سايت ملي شهر قمصر به آدرس: www.qamsar.com - سايت گل و گلاب به آدرس: www.gologolab.com - مقاله آقايان سعيد ملک و سعيد دوازده امامي: اعضاء هيئت علمي مرکز تحقيقات کشاورزي و منابع طبيعي استان اصفهان,1381.
- مقاله آقاي احسان درستکار: مدير جهاد کشاورزي شهرستان کاشان, 1381.
- سيد رضا طبايي عقدايي، محمد باقر رضايي، مريم جبلي: موسسه تحقيقات جنگلها و مراتع کشور, 1383.
- گزارش از محمدرضا باباقرباني: خبرنگار كيهان در كاشان:
http://www.kayhannews.ir/830231/11.htm#other1101
- مهندس حسين حجازي : مديريت شرکت باريج اسانس کاشان, 1382.
- دکتر حسين بتولي : محقق مرکز تحقيقات کشاورزي و منابع طبيعي استان اصفهان,1384.
- محمود فتاح الجنان: رئيس سازمان جهاد کشاورزي استان اصفهان,1382.
- دانشگاه علوم پزشکي کاشان,1383.

 
  لینک

 

آب انبارهای کاشان

 
۱۳۸٤/٩/٢٦

رضا خیرخواه آرانی کارشناسی ارشد جغرافیا و برنامه ریزی روستایی دانشگاه اصفهان

مقدمه
آب به عنوان يكي از مهمترين عوامل طبيعي از ديرباز نقش بسيار مهمي در ايجاد سكونتگاه هاي انساني داشته است. شكل گيري نخستين تمدنهاي شهرنشين در بين النهرين، نيل، سند و نظايرآن، اهميت اين ماده حياتي را در استقرار فضاهاي زيستي نشان مي دهد. مساله آب در شهرها و روستاهاي ايران هميشه تعيين كننده موجوديت و بقاي حيات بوده است و هسته هاي اوليه مراكز تجمع انساني در مكانهايي كه بارندگي كافي داشته و يا اينكه آبياري از طريق روش هاي سنتي يعني قنات، چشمه، چاه، امكان پذير بوده است، به وجود آمده اند.
اما در ايران كمي و ناپايداري بارندگي از يك سو و پراكنش نامناسب آن از سوي ديگر موجب دو بحران جدي، سيل و خشكسالي تواماً در يك سال مي گردد. در چنين شرايطي ايرانيان از گذشته هاي دور براي تامين آب و رفع بحرانهاي مذكور روشهاي مختلفي ابداع كرده اند كه يكي از آنها استفاده از آب انبار مي باشد.
مردم كاشان و نواحي حومه آن، به دليل وضعيت خاص اقليم حاشيه كوير، كه منطقه اي خشك و كم آب است؛ هميشه در تنگناي تهيه، حفظ و توزيع آب بوده و هستند. لذا تدابيري كه در بهره برداري از آب به كار برده اند، تدابير و روشهاي نادر و تجربه شده مي باشد و اين روشها طي سالها با فرهنگ و معماري مردم اين شهر آميخته شده است. در تحقيق حاضر، پديده «آب انبار» كه يكي از اين روشها و فنون سنتي و بومي مي باشد؛ با تاكيد بر آب انبارهاي كاشان مورد مطالعه و بررسي قرار گرفته است.

1- منابع تامين آب شهرها و روستاهاي ايران
در رابطه با تامين آب، شهرها و روستاهاي كوهستاني كشور، از آب رودخانه ها و چشمه ها استفاده مي كرده اند. اين در حالي است كه در اين مناطق به علت سختي زمين استفاده از چاه و قنات محدود است. سكونتگاه هاي پايكوهي نيز معمولاً آب مورد نياز خود را از رودخانه، چشمه، چاه و...تامين مي كنند. آباديهاي مستقر در دشتها هم به منابع آب زيرزميني محصور در آبرفتها و يا سازندهاي كارستي واقع در حاشيه دشت، متكي هستند. مناطق بياباني به شيوه سنتي از آب باران، آب چاهها و غالباً قناتها استفاده مي كنند.(رضواني1382ص41)
اما چون قنات داراي بازده ثابت نيست و فقط چند ماه از سال(مهرماه الي ديماه) آبدهي دارد، لذا آب را جهت مصرف ساليانه در چند نوبت انبار مي كردند و در هر محله بنا به وسعت آن مخزني ساخته مي شده است كه آب انبار نام دارد.(تسلطي1365ص74)
آب انبار يكي از عناصر شاخص سكونتگاههاي كويري است كه نقش حياتي آن در چنين مناطقي به وضوح قابل رويت مي باشد. از جمله آن مناطق، شهر كاشان را مي توان نام برد كه تعداد 128 آب انبار، آب مصرفي آن را تامين مي كرده اند. از اين تعداد حدود 54 آب انبار در بافت قديمي اين شهر وجود دارد كه در حال حاضر تعدادي از آنها قابل بهره برداري است و مورد استفاده قرار مي گيرند.(كار ميداني)

2- تعاريف آب انبار(امبار)
 آب انبار جزء سازه هاي آبي مي باشد از جمله اين بناهاي آبي مي توان به آسياب آبي، بركه، پل، حمام، حوضخانه، رختشويخانه، سد و بند، سقاخانه، قنات، يخچال و يخدان اشاره داشت كه براي كاربردهاي مختلف ساخته شده اند. آب انبار را به اسامي بركه، استخر، آبدان و حوض هم ناميده اند.(نمايه جايها1381ص1)
 محفظه اي كه در آن همواره آب خوشگوار ذخيره كنند، مكان سرپوشيده در زير زمين كه در آن آب كنند.(فرهنگ فارسي معين ص6)
 حوض بزرگ رو پوشيده در زير زمين كه سقف آن را با آجر مي سازند، جاي ذخيره كردن آب.(فرهنگ فارسي عميد ص2)
 آب انبار، بركه، حوض، مصنعه و نامهاي مشابه ديگر، مخازن آب زيرزميني هستند كه براي رفع نياز مردم به آب شرب در بيشتر مناطق ايران و بعضي كشورهاي ديگر ساخته مي شده است.(معماريان1372ص1)
آب انبار را جزء اماكن عمومي سنتي نيز مي دانند. منظور از اماكن عمومي سنتي آن است كه اين نوع اماكن را مردم از زمان هاي قديم تاسيس مي كرده اند؛ مثل آب انبار، مسجد و...كه در زمان حاضر نيز برخي از اين اماكن ساخته مي شود. بنا بر اين اگر ساختمان يك مسجد نوساز باشد، باز هم در رديف اماكن عمومي سنتي محسوب مي شود. آنچه مسلم است اينكه عمر ساختماني اماكن نمي تواند ملاك اين نوع تقسيم بندي قرارگيرد.(بهفروز1356ص89)

3- تاريخچه آب انبار
آب انبار يكي از كهن ترين پديده هاي معماري در مناطق خشك و كم آب دنياست. طبق منابع، قديمي ترين آب انبار دنيا، آب انبار شهر اُورure (در نزديكي بصره) مي باشد كه 2150 سال قبل از ميلاد به دستور پادشاه اور بر سكوي زيگورات اين شهر ساخته شده است. آب انبار ديگري در قرن ششم قبل از ميلاد به دستور يوستيانوس امپراطور روم شرقي در قُسطنطنيه ساخته شد. اين آب انبار 2 مخزن و1001 ستون دارد و به همين دليل به 1001 ستوني معروف است.كف دو مخزن آن 3500 مترمربع مساحت دارد. آب انبار ديگري در تركيه با 356 ستون 12 متري مرمري در 28 رديف وجود دارد كه نام آن پِرياتان سَراي (كاخ زيرزميني) مي باشد.(مصاحبه با آقاي عطارها...)
ايرانيان نيز از دير باز به دليل خشكي و گرماي بيشتر مناطق اين كشور مجبور به ذخيره نمودن آب بوده اند. اين موضوع فقط خاص مناطق گرم و خشك نبوده و در حاشيه خليج فارس، جزاير جنوبي و حتي برخي شهرهاي شمالي مانند ساري و گرگان نيز، راه حلهاي مشابه به كار رفته است.(معماريان ص1)
اين روش ذخيره كردن آب از ازمنه قديم در كوير مركزي عراق عجم متداول بوده است و سلاطين و امراي ايران در كوير مركزي، جاهايي را انتخاب مي كردند كه در منتهاي دامنه و شيب اراضي باشد.(شاهرخ محبتي1376ص81) احداث آب انبار را مي توان يكي از مهمترين امكانات ذخيره سازي آب در ايران قديم دانست و حتي ايرانيان تنها مبتكران ساخت آب انبار در دنيا بوده اند.(عربي نژادص67)
قديمي ترين آب انبار ايران، آب انباري است كه عضدالدوله ديلمي در قرن 4 هجري در يكي از سه قلعه اسطخر فارس ساخته بوده و 20 ستون داشته است. آب آن از سدي كه روي دره اي عميق بسته شده بود، تامين مي شده و براي مصرف 1000 نفر در يكسال كافي بوده است. ديگري آب انبار سيد اسماعيل تهران مي باشد كه در نيمه اول قرن 5 هجري ساخته شده و يكبار در زمان شاه طهماسب صفوي و بار ديگر توسط حاج عيسي وزير(بيگلر بيگي قاجار) تعمير و مرمت شده است. از ديگر آب انبارهاي قديمي ايران مي توان آب انبار مسجد جامع يزد(878 ه.ق)، آب انبار مسجد كبير قزوين(1093 ه.ق)، را نام برد.(مصاحبه)

4- آب انبارهاي مهم كاشان
در ادامه به چند نمونه از آب انبارهاي مهم و قديمي كاشان اشاره مي نمائيم:
1-4-آب انبار حاج سيد حسين صباغ: اين بنا در ميانه بازار كاشان واقع گرديده و به سال 1240ه.ق توسط حاجي سيد حسين صباغ، به همراه سرايي به همين نام در بازار، ساخته شده است. اين آب انبار مهمترين و عالي ترين آب انبار كاشان است و از نظر عظمت بنا، ظرفيت آبگيري، تزئينات حجاري و كاشيكاري در خور توجه است. بنا داراي سردري با مقرنس كاري زيبا و كاشيكاري معقلي است و همچنين داراي سنگ نوشته اي از مرمر سفيد و كتيبه هاي كاشي است. كتيبه هاي كاشي اين بنا به همراه بخشي از تزئينات كاشيكاري آن، سالها بعد از ساخت بنا، در سال 1318ه.ق توسط حسين خان نظام الحكما به انجام رسيده است.
2-4-آب انبار عبدالرزاق خان: اين بنا در كوي معروف به آب انبار خان واقع گرديده و از ساخته هاي عبدالرزاق خان، حاكم كاشان، به تاريخ 1193ه.ق(دوره زنديه) است. آب انبارهايي كه در دوره زنديه و قاجاريه ساخته اند، عموماً داراي جلوخاني وسيع، سردري كاشيكاري و نماسازي شده است؛ از جمله آب انبار خان.
3-4-آب انبار بقعه چهل تن: اين بنا جنب بقعه چهل تن واقع و از ساخته هاي سالهاي 29-1227ه.ق است كه داراي سردر كاشيكاري و لوح سنگي مورخ 1227ه.ق و كتيبه كاشي مورخ 1229ه.ق است.
4-4-آب انبار بزرگ كوي كوشك صفي: اين بنا در كوي كوشك صفي و در زير مسجدي قرار گرفته و با توجه به سنگ نوشته تاريخي آن در سال 1037ه.ق توسط «تقي» نامي ساخته شده است.
5-4-آب انبار گذر نو: اين بنا در بازار كاشان واقع گرديده و در حدود سال 1231ه.ق به همراه مسجدي در همان محل، به هزينه حاجي سيد حسين، مشهور به عطار ساخته شده و داراي جلوخاني وسيع با غرفه ها و نمادهاي آجركاري، كاشيكاري و نيز كتيبه سنگي است. اين بنا به شماره 2428 به ثبت تاريخي رسيده است.
6-4-آب انبار مسجد سَرِپُلِّه: اين بنا در كوي سرپله و زير بخشي از مسجد سرپله واقع گرديده و در عصر شاه عباس دوم صفوي(1077-1052ه.ق) به همراه مسجد مذكور، توسط غياث الدين بيك دنبلي، مشهور به ضرابي ساخته شده است.
7-4-آب انبار مسجد وزير: اين بنا در كوي درب اصفهان شهر كاشان و زير شبستان و ايوان شرقي مسحد وزير واقع گرديده و در حدود سالهاي 56-1055ه.ق به همراه مسجد وزير، توسط ميرزا محمد مقيم موسوي ساخته شده است. مخزن آب انبار كه در زير مسجد قرار گرفته داراي 4 بادگير بزرگ است.
8-4-آب انبار مير سيد علي: اين بنا در مقابل بقعه امامزاده حبيب بن موسي واقع گرديده و در زمان شاه عباس كبير و در حدود سال 1028ه.ق به همراه مسجد- كه اكنون ويران شده- توسط «مير سيد علي» نامي ساخته شده است. بر بالاي پله هاي آب انبار لوحي سنگي نصب شده كه بر آن اشعاري به خط نستعليق و تاريخ 1028ه.ق حك شده است. آب انبار مير سيد علي نيز چون ديگر آب انبارهاي دوره صفوي در كاشان، در زير بناي مسجدي قرار داشته است.
از ديگر آب انبارهاي كاشان مي توان به آب انبار مسجد و مدرسه ميان چال، آب انبار سردار، آب انبار مسجد و مدرسه سلطاني و...اشاره نمود.(نگارنده)

5- تاسيس و احداث آب انبار
ايجاد آب انبارها معمولاً به دلايل زير بوده است:
1) ذخيره آب براي زمان هاي خشكسالي، جنگ و يا محاصره.
2) خنك ماندن آب در تابستان.
3) تمسك به عمل خير سقايت.
4) يادآوري حادثه عاشورا و واقعه كربلا.
در كل توزيع آب و آب انبار، امري اعتقادي است و سقايت از ارزشها و باورهاي اسلامي مي باشد؛ توجه به ادعيه اي از قبيل« سقي الله ثراه » اين موضوع را بخوبي ثابت مي كند. آب انبارها معمولاً در مراكز تجمع شهر و مراكز محلات و جنب كاروانسراهاي بين راهي تاسيس مي شده اند. آب انبار به دست افراد خَير احداث و وقف مي شده و شخص واقف مقداري از املاك و دارايي خود را جهت حفظ آب انبار و به نام آن وقف مي كرده است. ساخت آب انبار هميشه با نيت خير همراه بوده است. باني آن را ساخته است تا تعدادي از مردم اعم از مسلمان و غير مسلمان از آن استفاده كنند و دعاي خيري براي او بفرستند.(مصاحبه)

6- انواع آب انبارها
آب انبارها با توجه به كاربرد آنها در هر كجا كه لازم بوده در شهرها و روستاها، در صحراها و مزارع كشاورزي و در ميان راهها و به اشكال مختلف استقرار يافته اند. از اين منظر مي توان آب انبارها را به 3 گروه تقسيم نمود:
1) آب انبارهاي كشاورزي.
2) آب انبارهاي شهري- روستايي.
3) آب انبارهاي ميان راهي.(معماريان ص15)
آب انبارها از نظر شکل و نوع ساخت انواع مختلفي دارند كه بعضي از آنها شامل: آب انبارهاي گنبدي گود، آب انبارهاي كنده شده در كوهستان، آب انبارهاي صليبي و آب انبارهاي كشيده است.(نمايه ص2)
آب انبارها را به گونه اي ديگر مي توان اينچنين تقسيم بندي كرد:
الف) آب انبارهاي همگاني واقع در محله ها، روستاها، كاروانسراها و به صورت تك بنا در مسير راههاي كارواني؛ ب) آب انبارهاي خصوصي درون خانه ها.(صادقي1378ص70)
اصولاً نحوه استقرار آب انبار در روستاها و شهرها با توجه به عوامل زير بوده است:
1) سهولت دسترسي به آب قنات براي تامين آب آب انبار.
2) دسترسي بهتر مردم محل به آب انبارها.
3) تعدد آنها در بافت با توجه به نياز ساكنان. (معماريان ص17)
در روستاها تعداد آب انبارها كمتر است و معماري آنها نيز مانند بعضي از آب انبارهاي شهري باشكوه و پركار نيست. اما روستاهاي كويري كاشان اكثراً داراي حداقل يك آب انبار هستند و بعضي نيز به علت وسعت، بيش از يكي دارا هستند.(بهفروز1356ص90)
آب انبارهاي كاشان را به سه دسته عمده تقسيم كرده اند:
اول: آب انبارهاي پيش از دوران صفويه مانند آب انبار تاج الدين، آب انبار مقابل مسجد جمعه، آب انبار محتشم و....اينگونه آب انبارها از داشتن سردرهاي تزئيناتي بي بهره اند.
دوم: آب انبارهاي عهد صفوي است كه معمولاً با مساجد ساخته شده و در زير قسمت شبستان آن قرار گرفته اند. مانند آب انبار مسجد وزير، آب انبار مير سيد علي و...
سوم: آب انبارهايي هستند كه كه بهد از زلزله سال 1192ه.ق ساخته شده و اغلب داراي اشكال تزئيناتي هستند. مانند آب انبار عبدالرزاق خان كاشي، آب انبار گذر نو بازار آب انبار حاج سيد حسين صباغ.(فرخ يارص56)

7- معماري آب انبار
معماران با شناخت قوانين فيزيكي آب و درك نقش آن در زندگي انسان، آب را در معماري بناها دخيل كرده اند كه اين امر سبب شده است تا معماري از شكل بناهايي كه تنها با چشم هاي تربيت شده ديده مي شوند بدر آيد و با تمام وجود احساس شود.(نمايه ص1)
معماري آب انبار در مناطق مختلف تحت تاثير معماري محلي قرار گرفته است. به طور مثال آب انبارهاي بزرگ و معروف شهر قزوين با مخازني چهارگوش و گنبدهاي رفيع ساخته شده اند. بيشتر آب انبارهاي تهران قديم، ساوه و قم نيز مخزني با نقشه چهارگوش دارند. در شهرهاي كرمان و شيراز نيز مخازن آب انبارها چهارگوش است. نوعي از آب انبارهاي خراسان در مناطق جام و تايباد، داراي مخازن پلكاني هستند كه مصرف كننده از طريق اين پلكانها دسترسي به آب داشته است. آب انبارهاي سمنان و گرمسار با نقشه و مخزني مدور ساخته شده است ولي تفاوت آنها در ساخت پوشش پلكاني شكل مي باشد.(معماريان ص4) آب انبارهاي كاشان غالباً با دو طرح چهارگوش و مدور ساخته شده اند و اكثراً داراي اشكال ساده و دور از تزئينات كاشيكاري مي باشند.(كار ميداني)

8- عناصر تشكيل دهنده ساختمان آب انبار
ساختمان آب انبارها با توجه به سبكهاي معماري و اسلوب هاي متناسب با آب و هواي مناطق متفاوت است.(نمايه ص2 ) ساختمان يك آب انبار شامل مخزن(خزينه يا تنوره)، پاشير، سردر، بادگير(خيشخان) و راه پله مي باشد، كه در ادامه براي هر يك از اجزا توضيحي مختصر ارائه مي گردد:
1-8-مخزن : محل انبار كردن آب و اصلي ترين عنصر در شكل گيري آب انبار است. مهمترين عامل در تنوع شكلي مخزن آب انبار، نحوه استفاده از آن به صورت صحرايي و يا شهري و روستايي مي باشد. مخزن، براي جلوگيري از فشارهايي كه آب بر بدنه وارد مي كند در داخل زمين قرار مي گيرد و عمق آن از سطح معبر(کوچه يا خيابان) گاه به 16- 15 متر هم مي رسيده است. مخزن آب انبارها معمولاً به 2 روش كلي ساخته مي شده اند:
1-1-8- ابتدا ديواره مخزن ساخته مي شده است. به اين ترتيب كه روي زمين محل احداث آب انبار، دو دايره متحدالمركز رسم مي شده بطوري كه قطر دايره بيروني 1 الي 5/1 متر بيشتر از دايره دروني باشد. در مرحله بعد فاصله بين اين دو دايره را تا حد مورد نياز(عمق مخزن) حفر مي نموده اند. سپس اين فاصله را با گِل آهك، سنگ و آجر پر مي كرده اند. ضمناً در هنگام پر كردن، لوله هاي فلزي(معمولاً از جنس برنج) كه مخصوص خروج آب بوده اند، را نيز در محل خود نصب مي كرده اند. اين ملاط پس از شكل گيري و محكم شدن تشكيل ديواره مخزن را مي داده است. سپس دايره كوچكتر را از خاك خالي مي كردند و به اين ترتيب مخزن آب انبار شكل مي گرفته است. كف مخزن را هم با ملاط ساروج(تركيبي از خاكستر، آب، آهك، گل رس، لويي و سفيده تخم مرغ) عايق بندي مي كرده اند تا از هرز روي آب از آن جلوگيري شود. گاهي هم براي مقاوم كردن كف مخزن و جلوگيري از تغيير شكل آن، لايه اي از سرب مي ريخته اند.
2-1-8- در روش دوم يك گودال عميق به ابعاد مورد نظر حفر مي نموده اند. سپس ديواره آن را با ملاط آهك، سنگ و آجر و تا ارتفاع 3-2 متري از سطح زمين مي ساخته اند. در مرحله بعد كف و ديواره اين گودال را با ملاط ساروج اندود و آب بندي مي كرده اند و روي ساروج را با وسيله اي سنگي كه اصطلاحاً مُشته گويند، خوب صيقل مي داده اند. اين عمل از جرم گرفتن مخزن آب انبار و آلودگي آب جلوگيري مي كرده است. به اين ترتيب مخزن آب انبار ساخته شده و آماده پوشاندن سقف بوده است.
2-8-پاشير : محل قرار گرفتن شير بزرگ برنجي متصل به مخزن است. شكل آن به صورت يك نيمه هشت گوش و يا چهار گوش مربع است. از شكل هاي تركيبي نيز استفاده شده است، مانند آب انبار دروازه شاهي يزد. پاشير داراي چند عنصر است: سكوهايي براي نشستن در دو طرف پاشير، حفره اي با روپوش سنگي يا فلزي براي هرز و انتقال آبها به كانالهاي زيرزميني، در مواردي يك هواكش كوچك نيز در سقف تعبيه مي شده است، مثل آب انبار حسين صباغ كاشان.(كار ميداني)
در آب انبارهايي كه دو راه پله براي مسلمانان و اقليتهاي مذهبي(زرتشتي، كليمي و...) نداشته اند، اين قسمت توسط تيغه اي آجري از هم جدا مي شده است. نمونه آن را مي توان در آب انبار الله آباد يزد مشاهده نمود.( معماريان ص50)
3-8- سردر: راهنماي ورود به آب انبار و راه پله عميق آن مي باشد. يك قاب با دو جرز عمودي و يك كتيبه اختتامي، سكوهايي در دو طرف آن، كاربندي، كاشي كاري و كتيبه كوچك سنگي كه نشاني از سازنده و واقف آب انبار مي دهد، عناصر تشكيل دهنده سردر هستند. مثلاً بر سردر آب انبار گذرنو در بازار كاشان لوحي سنگي است كه حاوي اشعاري به خط نستعليق مي باشد و سال ساخت آب انبار(1231ه.ق) بر آن حك شده است.(كار ميداني)
4-8- بادگير: با هدايت باد مناسب به فضاي زير آن و گردش هوا به داخل حياط و فضاهاي ديگر باعث خنكي هواي داخل مي شده است. از اين روش براي خنك كردن آب آب انبار نيز استفاده مي شده است. در اينجا اشاره به 2 نكته لازم است:
1- جهت قفسه بادگيرها در آب انبارها در هر منطقه با توجه به جهت باد مطبوع در نظر گرفته شده است.
2- تعداد بادگيرهاي يك آب انبار متفاوت است و از يك تا هفت بادگير نوسان دارد. بي شك تعدد بادگيرها خنكي بيشتر آب را به همراه داشته است، مثل آب انبار مسجد وزير كاشان كه داراي 4 بادگير مي باشد.
5-8- راه پله(پلكان): تعداد پله هاي آب انبارها با توجه به عمق مخزن تغيير مي كرده، البته كف مخزن از پاشير پايينتر بوده است. تعداد پله ها گاه به 80-70 پله هم مي رسيده است، مثل آب انبار ميدانگاه آقا(كاشان) كه داراي 75 پله است. آب انبارها با توجه به نوع استفاده كنندگان از آن داراي راه پله هاي متفاوتي بوده اند به طور مثال آب انبار حكيم هارون كاشان داراي 2 راه پله بوده است، چون اين آب انبار را شخصي كليمي به همين نام ساخته است؛ 2 راه پله مجزا يكي براي كليميان و ديگري را براي مسلمانان در نظر گرفته است.(كار ميداني)

9- آبگيري و بهداشت آب در آب انبارها
براي آبگيري آب انبارها، معمولاً آب را از كوهستان مي آورده اند و توسط حوضچه هاي شني تصفيه كرده و به مخزن هدايت مي كرده اند.(در مورد كاشان از آب چشمه هاي فين و جوينان قهرود استفاده مي شده است) همچنين بسيار دقت داشته اند كه مخزن پاك باشد. مخزن، زيرآبي جهت تخليه لجنها داشته است و معمولاً از چند نفر پهلوان كمك مي گرفته اند. آنها براي پاك كردن لجنها لباس كركي مي پوشيده اند و لجنها را با طناب و چرخ چاه تخليه مي كرده اند.(كار ميداني)
اگر چه آب انبارها ظاهراً بهداشتي هستند؛ اما اصولاً عمل انبار كردن آب و راكد ماندن آن، باعث آلودگي خواهد شد.(بهفروزص90) جهت گوارايي آب بادگيرهايي در سقف تعبيه شده و براي بهداشت آب در گذشته از موادي چون آهك، نمك(بدليل داشتن كلر)، ماهي(رفع باكتريهاي آب)، ذغال(خاصيت بوگيري) و خشت(رسوب زدايي املاح آب) استفاده مي كرده اند. امروزه تنها از كُلُر استفاده مي شود و اين كار توسط ماموران اداره بهداشت انجام مي گيرد.(كار ميداني)

10- جمع بندي و نتيجه گيري
در كشوري مانند ايران و بخصوص در شهرهايي كويري مثل كاشان، يزد و...كه منابع آب زيادي در آن وجود ندارد، سياستگذاري و مديريت در امور آب بسيار مهم است و امري ضروري و حياتي محسوب مي شود. بنابراين ارائه راهكارهاي مناسب و موثر در برنامه ريزيها با توجه به پيكره بندي جغرافياي طبيعي و شرايط اقليمي حاكم بر آنها بايد با مهارت و ظرافت هاي خاص انجام گيرد. با توجه به محدوديتهاي اكولوژيكي كه تمامي ابعاد زندگي در اين شهرها را تحت تاثير قرار مي دهد و ميزان و نوع توسعه آنها را تعيين مي كند، لازم است تا حداكثر تلاش براي انطباق با محيط و رام كردن شرايط زيستي نامساعد توسط سكنه آنها به عمل آيد.
بازگشت به گذشته و فن آوري بومي و سنتي ساكنان اين سرزمين در رابطه با مساله تامين آب به خوبي نشان مي دهد كه آنان توانسته اند در يك منطقه زيستي بسته و بدون وابستگي به محيط خارج از جهت نيازهاي محلي خودكفا باشند. احياء و بكارگيري فنون و روشهاي سنتي تامين، نگهداري و مصرف آب در كنار روشهاي مدرن و تركيب منطقي اين دو شيوه با يكديگر مي تواند كمك موثري به حل بحران آب در اينگونه سكونتگاهها و دستيابي به توسعه پايدار باشد.
لذا ارگانهاي مختلف دولتي و بخش خصوصي، با انجام مطالعات و بهره گيري از آخرين فن آوريهاي موجود و استفاده از تجارب بومي و محلي خواهند توانست سهم موثري در بحران زدايي و حل مشكل كم آبي در اين برهه از زمان به عهده گيرند.

11- پيشنهادات
1- احيا، بهينه سازي، مرمت و نگهداري آب انبارها به عنوان نمادي از فرهنگ و هنر معماري ايران.
2- توجه به شيوه هاي بومي نگهداشت آب و دستيابي به پايداري به منظور فرهنگ سازي حفظ منابع آب در سرزمين كم آب ايران.
3- تهيه شناسنامه جامع آب انبارها.
4- شناسايي موقوفات، واقفين و متوليان آب انبارها(به عنوان الگوي مردمي خاص در حمايت مستمندان)
5- تعيين افرادي جهت توليت آب انبارها(كه اين امر توسط اداره اوقاف و امور خيريه انجام مي گردد).
6- مشاركت مردم، مسئولين دولتي و كارشناسان در حفظ اين سازه بومي.
7- فرهنگ سازي عمومي در استفاده از آب انبار به عنوان شبكه دوم آب شهري.
8- ساماندهي شيوه هاي آبگيري آب انبارهايي كه هنوز مورد استفاده مردم است.
9- ايجاد محلهايي در مدخل آب انبار، جهت استفاده عمومي(مثلاً استفاده از الكتروپمپ براي انتقال آب به ورودي آب انبار در آب انبارهاي قابل استفاده كاشان).
10- جلوگيري از آلودگي هاي محيطي آب انبارها.
11- تجهيز آب انبارها با استفاده از تجارب نواحي ديگر در مناطقي كه از اين سيستم بهره مي گيرند.

12- منابع:
1- ابوالفضلي، محمد(1378): فنون و روشهاي خاص بهره برداري از آب در مناطق حاشيه كوير، نخستين همايش فرهنگ و ميراث طبيعي، سازمان ميراث فرهنگي كشور14-16 مهرماه، تبريز.
2- بهفروز، فاطمه(1356): پژوهشي در مساكن روستايي منطقه بياباني شرق كاشان، مركز تحقيقات مناطق كويري و بياباني ايران، تهران.
3- پيرنيا، محمد كريم(1381): آشنايي با معماري اسلامي ايران، چاپ ششم، انتشارات دانشگاه علم و صنعت ايران، تهران.
4- تسلطي، سيد جواد(1365): جغرافياي شهرستان كاشان، پايان نامه كارشناسي، دانشگاه تربيت معلم، تهران.
5- رضواني، علي اصغر(1382): نقش آب در شكل گيري سكونتگاه هاي شهري، فصلنامه شهرساز، شماره 2و3، تهران.
6- شاهرخ محبتي، محمد(1376): گردآوري گوشه هايي از پيشينه مهندسي عمران آب در ايران، پنجمين كنفرانس دانشجويي عمران، دانشگاه آزاد اسلامي واحد نجف آباد، اصفهان.
7- شيراني، مصيب(1382): بررسي پايداري سازه بومي نگهداشت آب(آب انبار) در منطقه لارستان فارس، پايان نامه كارشناسي ارشد، دانشگاه شيراز.
8- صادقي يونسي، حسن و ديگران(1378): فنون بهره برداري از آب...، نخستين همايش فرهنگ و ميراث طبيعي، سازمان ميراث فرهنگي كشور14-16 مهرماه، تبريز.
9- عربي نژاد، غلامرضا(1378): نقش ايرانيان در حفاظت از آب، نخستين همايش فرهنگ و ميراث طبيعي، سازمان ميراث فرهنگي كشور14-16 مهرماه، تبريز.
10- فرخ يار، حسين(1374): نگاهي به بناهاي تاريخي كاشان، انتشارات نصر، تهران.
11- مصاحبه اختصاصي با آقاي مسعود عطارها(24/1/1384)، دبير كميته حفظ، احيا و بهسازي آب انبارهاي تاريخي كاشان.
12- معماريان، غلامحسين(1372): سيري در معماري آب انبارهاي يزد، دانشگاه علم و صنعت ايران، تهران.
13- نمايه جايهاي آثار تاريخي مرتبط با آب(1381)، به مناسبت اولين همايش بين المللي انسان و آب 13- 15 تيرماه- رامسر، مركز اسناد و مدارك ميراث فرهنگي، تهران.

undefined

 
  لینک

 

گردشگری کاشان

 
۱۳۸٤/۱/٢۸

پيشگفتار
امروزه گردش و گردشگری از مقولات مهم و مورد بحث است.گردشگری و توسعه آن از دغدغه های اساسی تمامی کشورهای دنيا است .اين امر بدليل اثرات مثبت اقتصادی گردشگری است چون گردشگر به همراه خود پول و ارز می آورد، می تواند منبع درآمد خوبی باشد.مثلا آمارها گویای آن است که کشور همسایه مان ترکیه، سالانه چند برابر درآمد نفتی ما درآمد گردشگری دارد.پس کوشش در این زمینه امری بی ثمر نخواهد بود.
کشورمان ایران در این زمینه امکانات و توانمندیهای بالقوه و بالفعل بسیاری داراست که موجب شده رتبه خاصی را در سطح منطقه ای و جهانی احراز نماید.شهرستان کاشان هم مانند غالب شهرهای ایران موقعیت مناسب وجایگاه خاصی را در زمینه گردش و گردشگری داراست. لذا باید این جایگاه بیشتر معرفی شود تا بتوان از امکانات و پتانسیل های موجود نهایت استفاده را برد. تحقیق حاضر به صورت اجمالی به بعضی از مهمترین این آثار و جاذبه ها اشاره می نماید.
ضمنا از همکاری صمیمانه و اطلاعات مفید جناب آقای مهندس سیف الله امینیان(معاونت فرهنگی سازمان میراث فرهنگی وگردشگری کشور) نهایت تشکر و قدردانی می نمایم.

نگاهی اجمالی به موقعیت شهرستان کاشان
1- موقعیت جغرافیایی
شهرستان کاشان با جمعیتی بالغ بر400 هزار نفر وحدود2100 هکتار وسعت؛ در 51 درجه و27دقیقه طول شرقی و33درجه و59 دقیقه عرض شمالی قرار دارد.کاشان از لحاظ آب وهوایی؛ متنوع ودر اکثر فصول وایام سال برای سفر مناسب می باشد.
نواحی شمالی و شرقی کاشان را دشت کویر احاطه کرده ولی وجود آبادیها و شهرهایی چون قمصر، قهرود، جوشقان، نیاسر، برزک، کله، ارمک، رهق، ازناوه، اردهال، استرک و... و دهها آبادی خوش آب و هوای دیگر در دامنه ها و ارتفاعات کرکس با مناظر زیبای طبیعی و آب و هوای ییلاقی وکوهستانی در انتظار مسافران و میهمانان شهر تاریخی کاشان است.
کاشان از شهرهای استان اصفهان و درشمال استان واقع شده است ودارای 3 بخش و67 روستا می باشد.فاصله این شهر تا تهران 230کیلومتر،تا قم 95کیلومتروتا اصفهان 210کیلومتر می باشد.کاشان،با قرار داشتن برروی زنجیره بزرگ راههای کشور و واقع شدن بر سرراه اصلی ارتباطی شهرها و استانهای شرقی و شمالی و غربی کشور، با شهرها و استانهای مرکزی، جنوب و جنوب شرقی؛ دارای موقعیت ممتازی می باشد.

2- موقعیت تاریخی
کاشان هزار سال است که محل زندگی انسانها و اقوام گوناگون بوده و تمدنی کهن را در خود جای داده است.
قدمت تاریخی منطقه کاشان مربوط است به یکی از کهن ترین مراکز استقرار بشر در فلات مرکزی ایران موسوم به سیلک:(Sialk)
مردمان 7 هزار سال پیش دراین قسمت که در2کیلومتری جنوب غربی کاشان قرار دارد، تمدنی را بنیان نهادند که آبادانی کنونی منطقه کاشان می تواند دنباله همان تمدن باشد، هر چند که آنچه امروزه به عنوان کاشان مطرح است هویتی کاملا اسلامی دارد.
یک هیئت باستان شناسی فرانسوی به سرپرستی پروفسور رومن گریشمن طی سالهای 1311 تا 1313 شمسی در سیلک کاشان به کاوش وحفاری پرداختند وبا به دست آوردن آثار سفالین و فلزی از دل تپه ها به نتایج شگفت انگیزی دست یافتند.
بر اساس تحقیقات این هیئت، اولین خواستگاه تمدن بشری و اولین سکونتگاه بشر و اولین نقطه ای که بشر با استفاده از مصالح ساختمانی(خشت خام و ملاط گل) به ساختن خانه پرداخته است، سیلک کاشان است.
علاوه بر منطقه سیلک، مناطقی مانند غار رئیس،آتشکده نیاسروآتشکده خرمدشت که مربوط به زمان ساسانیان است برتداوم آن تمدن صحه می گذارد.
علاوه بر آثار فوق؛ نویسندگان و مورخین نیز از دیرباز در آثار خود سخن از کاشان به میان آورده اند؛ از جمله: شرکت اهالی کاشان در جنگهایی که در زمان ساسانیان روی می داده است وپس از آن هجوم عربها به کاشان و بنا نهادن شهر کاشان توسط زبیده خاتون- همسر هارون الرشید- وآبادانی شهر کاشان در دوران آل بویه، اهمیت پیداکردن موقعیت کاشان درزمان حکومت سلجوقیان وآثار وابنیه ای که از این دوره باقی مانده است و نیز حمله وحشیانه مغولان در قرن هفتم به این شهر، پیمودن راه ترقی در دوران صفویان و آثاری که از این دوره به جای مانده، آثار واخباری که اززمان قاجاریه و نیز دوران مشروطیت داریم، همکاری هایی که مردم کاشان درقیام های مردمی در مخالفت با رژیم پهلوی از جمله 15 خرداد 1342 وادامه آن در انقلاب اسلامی ایران داشتند و...همه وهمه بیانگر موقعیت و جایگاه تاریخی کاشان و حیات تاریخی مردم این دیار از 7000 سال پیش تا کنون در این خطه می باشد.

3- موقعیت فرهنگی
کاشان از جمله شهرهای با سابقه وهویت دیرینه فرهنگی است وعالمان، فقیهان، دانشمندان، طبیبان، فیلسوفان، شاعران ونقاشانی که دراین دیار نشو و نمو نموده اند ازجمله نام آورانی هستند که نه تنها نام کاشان را پرآوازه کرده اند بلکه ایران و جهان اسلام را اعتباری دیگر بخشیده اند. از زمانهای دیرین مجامع و حوزه های علمی مختلفی در این شهر وجود داشته و هم اکنون نیز در گوشه گوشه شهر عالمان و فرهیختگانی در مدارس علوم دینی و دانشگاهها و مراکز آموزش عالی جرعه نوشان علم و ادب را سیراب می کنند.
هم اکنون در کاشان 8 مدرسه علوم دینی باحدود2000طلبه و5 دانشگاه ومرکز آموزش عالی با حدود 15000 دانشجو وجود دارد.

4- موقعیت اقتصادی
کشاورزی: منطقه کاشان از ویژگیهای کشاورزی مهمی برخوردار است ، به طوری که قسمت عمده زمینهای اطراف کاشان زیرکشت پنبه وغله است وهمچنین انواع میوه ها از قبیل انار، انجیر، انگور، گوجه درختی، هندوانه، طالبی، چغندر، هویج، شلغم ونیز انواع سبزیجات وصیفی جات از جمله محصولات کشاورزی منطقه کاشان است . از جمله پرورش درختان گل وگیاهان داروئی جهت تهیه گلاب و عرقیات گیاهی در منطقه از جایگاه ویژه ای برخوردار است.
صنعت: از نظر صنایع اخیرا کاشان توسعه مناسبی یافته است و می توان از صنایعی مانند فرش ماشینی، ریسندگی، بافندگی، چینی سازی، ملامین، کاشی سازی، ابزارآلات صنعتی و دهها واحد صنعتی پیشرفته دیگر نام برد که کاشان را به یکی از مهمترین قطبهای صنعتی کشور تبدیل کرده است.تعداد واحدهای تولیدی فعال در این شهرستان متجاوز از 350 واحد می باشد.
صنایع دستی: در این زمینه کاشان از دیرباز زبانزد و مشهور بوده است ولی با رشد فناوری ماشینی درصنایع، بعضی از صنایع دستی به فراموشی سپرده شده است.
در روزگاران گذشته صنایعی مانند قالی بافی، شعربافی، زری بافی، مسگری، کاشیگری، سفالگری، ابریشم بافی، مخمل بافی، زیلو بافی و...در کارگاههای کوچک رواج داشته است که با مرور زمان و همراه با تحولات اقتصادی- اجتماعی ، یا بعضی ازآن صنایع مثل مسگری و شعربافی، سفالگری، ابریشم بافی به کلی به دیار فراموشی سپرده شده ویا بعضی از آنها مانند مخمل بافی، پارچه بافی، کاشیگری، قالی بافی در مجموعه های صنعتی بزرگ تولید می شود؛ ولی نه با آن ظرافت و هنرآفرینی که محصولات صنایع دستی برخوردار بودند.
معدن: درمنطقه کاشان معادنی نظیر مس، آهن، سولفات باریم، زاج سبز، نمک طعام، سنگهای مرمرو تراورتن به چشم می خورد که بعضی از این معادن مورد توجه ودارای اهمیت خاصی در کشورمی باشد.

جاذبه های گردشگری شهرستان کاشان
الف) جاذبه های تاریخی
1- تپه های باستانی سیلک
پس از فرونشستن آب دریاچه مرکزی ایران وخشک شدن تدریجی آن، ساکنان اطراف آن مجبور شدند نواحی حاصلخیزی مانند اطراف فین که همان منطقه سیلک باشد را جهت زندگی و سکونت اختیار کنند، ولی این قدمت تا 60 سال پیش همچنان ناشناخته بود تا اینکه براساس بررسی های علمی پروفسور گریشمن درسال 1311 ش(1933 م) قدمت آثار به جای مانده در این تپه ها به هزاره پنجم تا اول قبل از میلاد منسوب گردید.آثاری از این تپه ها در موزه های لوور فرانسه، ملی ایران و باغ فین نگهداری می شود.
این تپه در مغرب مسیر کاشان- فین ودر مجاورت جاده قرار دارد. سیلک در حال حاضر مشتمل بریک تپه شمالی ویک تپه جنوبی است که به فاصله 500 متراز یکدیگر قرار دارند.در جلو این تپه ها گورستانهایی از انسانهای ما قبل تاریخ وجود دارد.

2- باغ تاریخی فین
بنای اولیه باغ فین به قبل از اسلام و با تمدن سیلک پیوند خورده است که تمدن سیلک پیوندی ناگسستنی با چشمه جوشانی دارد که در بالای باغ جاری است، وبه چشمه سلیمانیه معروف است.
از زمانهای بس دور درپایین این چشمه باغی وجود داشته است که کمی پایین تر از باغ فعلی بوده و براثر زلزله ای که درسال 982 ه.ق روی داد باغ به کلی ویران شد که به دستور شاه عباس صفوی بعد از سال 1000 ه.ق باغی در مکان فعلی که در حقیقت قسمتی از باغ قدیمی بود ساخته شد.
ازسال 1135 ه.ق بعد از حمله افاغنه آبادانی باغ رو به رکود گرائید ولی با دستور کریم خان زند به خصوص با ساختن عمارتی که به نام خلوت کریم خانی در ضلع جنوبی باغ واقع است باغ فین رو به آبادانی گذاشت.ولی با زلزله معروف سال 1192 قمری باغ نیز آسیب کلی دید که پس از آن یعنی از سال 1200 قمری وبا روی کارآمدن سلسله قاجار به خصوص با دستور فتحعلی شاه به مرمت باغ جانی دوباره گرفت که ساختمان شتر گلوی فتحعلی شاهی در ضلع جنوب غربی باغ و حمام سلطنتی بزرگ که در مجاورت حمام اولیه ساخته شد از آثار آن می باشد.
با آغاز مشروطیت به جهت وضع دفاعی بنای باغ، این مکان پناهگاه اشرار ویاغیان گشت ودر مدت 14 سال یاغیان مصالح و اشیای گرانبهای آن را به یغما بردند.از وقایع مهم تاریخی در این باغ می توان به جشن تاجگذاری رسمی شاه اسماعیل صفوی و نیز قتل امیرکبیر در این باغ اشاره کرد.

بررسی اجمالی ابنیه باغ فین
سردرب، دیوارها و برجها: مجموعه باغ فین حدود 2500 مترمربع مساحت دارد که در بدو ورود به این مجموعه با ساختمان رفیع سردرب ورودی برخورد می کنیم.این قسمت از باغ در دوره صفویه بنا گذاشته شده است.این بنا دارای دو طبقه است که طبقه تحتانی شامل هشتی و دالان ورودی به باغ با اتاقهای جانبی، و طبقه فوقانی شامل سالن وسیع و زیبایی است که چشم انداز خوبی بر اطراف دارد.در اطراف باغ از جمله در طرفین سردرب، دیواری به ارتفاع 6-5 متر وهفت برج دیده می شود.
شترگلوی عباسی: پس از ورود به باغ و گذشتن از خیابان مصفایی که در وسط آن نهرآب زیبایی که همیشه آب از فواره های فیروزه ای آن درفوران است ودرختان سرو زیبایی در دوطرف آن سر به فلک کشیده اند؛ اولین ساختمانی که جلب توجه می کند شتر گلوی عباسی است که به دستور شاه عباس بزرگ ساخته شده است.درجلوی این بنا حوض وسیعی دیده می شود ودر پشت این بنا نیز حوضچه ای قرار دارد که از کف آن آب فوران می کند، این بنا در دو طبقه و به گونه ای ساخته شده است که ازهر طرف باغ می توان به آن وارد شد.
در میان این ساختمان نیز حوضچه ای است که آب چشمه با طرحی جالب(موسوم به شترگلو) درآن فوران می کند.برروی دیوارها و سقف این بنا آثار نقاشی دوره صفوی با تصاویری از شکارگاه و شاهزادگان می باشد، این ساختمان قبلا به صورت سه طبقه و طبقه بالای آن به صورت کلاه فرنگی بوده است.
شترگلوی فتحعلی شاهی: این بنا که در جنوب باغ واقع است به دستور فتحعلی شاه ساخته شده و شامل شتر گلو و صفه مجاور و دارای دو حیات خلوت در قسمت شرق و غرب آن است که کف صفه کلا از سنگ مرمر مفروش بوده و سقف آن به طرز جالبی نقاشی شده است که هنوز قسمت هایی از آن دیده می شود.
اندرونی کریمخانی و اتاق شاه نشین: این بناها مجموعه مسکونی است که در جنوب باغ و در مغرب شترگلوی فتحعلی شاهی قرار دارد ودر سال1176 قمری به دستور کریم خان وبه همت آقا سلیم آرانی حاکم وقت کاشان ساخته شده و شامل چند اتاق تودرتو وحیاط و باغچه ای کوچک است که گفته می شود امیرکبیر40 روز در این ساختمان زندگی کرده است.درمقابل اتاق شاه نشین حوضچه زیبایی است که دارای منافذ متعدد ومنظمی است که آب چشمه سلیمانیه فین به طرز جالبی در آن فوران می کند.
حمام ها(حمام کوچک و بزرگ): درقسمت جنوبی باغ ، دو حمام وجود دارد که به حمام کوچک وبزرگ معروف است، حمام کوچک از آثار دوره صفویه وهمراه با بنای اولیه باغ فین ساخته شده است.حمام بزرگ در دوران قاجاریه به وسیله فتحعلی شاه ساخته شده است.
حمام بزرگ مخصوص امرا وحمام کوچک اختصاص به استفاده خدام داشته است.در هریک از حمامها قسمتهایی شامل ورودی، گرمخانه، آبنما،خزینه، محل نظافت، سربینه(رختکن) به چشم می خورد.
کانالهایی جهت تعویض آب خزینه ها وحوضچه ها در کف حمامها وجود دارد.دیوار حمامها با عایق رطوبتی مخصوص- ماسه آهک یا ساروج- پوشانده شده است.

3- مجموعه تاریخی بازار
یکی از اهم آثار تاریخی ودیدنی کاشان مجموعه تاریخی بازار است که از تقاطع خیابان باباافضل و میدان کمال الملک تا حدود دروازه دولت ادامه دارد.
قدمت بازار را مربوط به دوران سلجوقی می دانند، لکن دوران اوج بازار مربوط به زمان صفویه است.غالب سیاحان وجهانگردانی که درعصر صفویه و قاجاریه به ایران آمده و از کاشان دیدن کرده اند عظمت و شکوه و رونق بازار کاشان را ستایش کرده اند.
درمجموعه تاریخی بازار علاوه بر راسته بازارهای اصلی نظیر:مسگرها، زرگرها، کفاش ها، بزازها و بازارچه های میانچال، ملک، ضرابخانه و رنگرزها؛ مساجد، بقاع، کاروانسراها، تیمچه ها، حمامها وآب انبارهای متعدد ومختلفی وجود دارد که هر یک از آنها در دوره خاصی ساخته شده اند.
چنانچه از طرف میدان تاریخی فیض وارد بازار شویم در قسمت شرقی بازار مسگرها مشتمل بر کاوانسرای ذغالی ها(888 ه.ق) وکاروانسرای میرپنج وسرای غفارپور ومسجد و حسینیه رباط قراردارد.
از سمت غرب که به بازار وارد شویم از ابتدای بازار تا انتهای آن که بازارچه پانخل نامیده می شود بناهای زیبا و تاریخی زیر را در مجموعه بازار دیدن خواهیم نمود:
کاروانسرای گمرک، کاروانسرای نو، سرای نراقی ها، سرای بروجردیها، آب انبار بالا بازار، مسجد بالا بازار، حمام خان، سرای زرکشها، سرای قمی ها، قیصریه، سرای آب انبار، سرای چهارگوش، تیمچه حاج محمد صادق، تیمچه معروف، زیبا ودیدنی امین الدوله، مدرسه ومسجد میانچال، مسجد تبریزی ها، سرای ملک، تیمچه سیدآقا، مسجد کفش دوزها، زیارت درب زنجیر، آب انبار درب زنجیر، مدرسه و مسجد امام خمینی، زیارت شاه سلیمان، آب انبار گذرنو، مسجد گذرنو، حمام گذرنو، حسینیه پانخل و بقعه امامزاده قاسم.ضمنا مراکز مختلف فرش فروشی و صنایع دستی وسوغات کاشان نیز در بازارموجود است.

4- تیمچه امین الدوله
این بنا که در یکی از نقاط مرکزی بازار قرار دارد متعلق به دوره قاجاریه است که به دستور یکی از رجال نامدار آن عصر به نام فرخ خان غفاری ملقب به امین الدوله و با معماری استاد علی مریم دراواخر قرن سیزدهم قمری(1285) ساخته شده است.این بنای با شکوه درسه طبقه و با طول وعرض زیاد بنا گردیده است.همه ساله درایام سوگواری حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) این تیمچه میعادگاه گروهها و هیئات مذهبی کاشان می باشد.

5- خانه تاریخی بروجردیها
این خانه در محله سلطان امیراحمد کاشان درخیابان علوی واقع است.این خانه توسط بازرگانی به نام حاج سید حسن نطنزی در حوالی سال 1275 قمری در دوره قاجاریه ساخته شده است.چون صاحب خانه مال التجاره از بروجرد وارد می کرده، لذا به بروجردی مشهور شده و خانه او هم به خانه بروجردی موسوم گردیده است.
معمار این خانه یکی از نوابغ معماری کاشان و از طراحان معروف ساختمان به نام استاد علی مریم بوده است.این خانه شامل دو قسمت بیرونی و اندرونی است.در بدو ورود به خانه وارد هشتی خانه می شویم که درب ورود به قسمت اندرونی خانه هم دراین هشتی قرار گرفته است.پس از آن از راهروی نسبتا طولانی و شیبدار گذشته ووارد حیاط می شویم، درکنار این راهرو ایوان شمالی خانه قرار دارد.در قسمت شمالی ایوان یک اتاق پنج دری واقع است که محل پذیرایی مهمانان بوده و دو طرف آن دو اتاق بهار خواب قرار دارد که به علت نور مناسب وگرمای زیاد، بیشتر در زمستانها مورد استفاده قرار می گرفته است.
در داخل حیاط یک حوض بزرگ و باغچه های وسیع در اطراف آن قرار دارد.در قسمت شمال شرقی مطبخ(آشپزخانه) قرار دارد.در قسمت شرقی بنا اتاقها و ایوانهای سرپوشیده به چشم می خورد که در جلو ایوانها پله هایی جهت رفتن به سردابها ساخته شده است.این سردابها در جبهه های مختلف بنا واقع اند که بوسیله بادگیرهایی هوای آنها خنک وتهویه می شوند.
در قسمت جنوبی بنا تالار سرپوشیده ای به چشم می خورد که بر پیشانی آن می توان هنرنمایی استادکار ایرانی را نظاره گر بود.تالار سرپوشیده که محل برگزاری اعیاد ومراسم سوگواری بوده است شامل یک ایوان که دارای سقف بلندی است درجلو ویک قسمت شاه نشین درانتهای تالار که از قسمتهای دیگر مرتفع تر بوده ودارای تزئینات خاصی است.سقف تالار با طرح بسیار زیبایی گچ بری ومقرنس کاری ورنگ آمیزی گردیده است.سقفها و بدنه داخلی سرپوشیده و تالارهای جانبی آن با نقوش گل و مرغ وشکارگاه و حیوانات گچ بری و یا نقاشی شده است.نقاشیهای این بنا در شیوه های متنوع و با رنگ و روغن وآبرنگ و زیر نظر هنرمند نامدار نقاشی ایران، کمال الملک ترسیم گردیده است.
با توجه به گچ بریهای قسمتهای مختلف این خانه به خصوص پنجره های مشبک گچی داخل اتاق بزرگ که از کمال ظرافت به پارچه توری شباهت دارد به مرتبه ذوق و هنر این هنرمند ایرانی ودیگر استادکاران و معمار این خانه واقف می گردیم.

6- خانه تاریخی طباطبائی
این خانه در نزدیکی خانه تاریخی بروجردی ودر جوار بقعه مبارکه امامزاده سلطان امیراحمد قرار دارد، در زمینی به مساحت 4730 مترمربع ودر حدود سال 1250 قمری با مهارت و استادی معمار معروف کاشانی استاد علی مریم احداث گردیده است.
این خانه مشتمل بر چهار صحن وحیاط می باشد که حیاط مرکزی متعلق به قسمت بیرونی و دو حیاط متعلق به اندرونی و یک حیاط متعلق به خدمه بوده است.
قسمت اندرونی:خانه شامل اتاق پنج دری ساده درمرکز و دو حیاط در دو طرف آن ودارای سردابهایی است که این قسمت محل زندگی خانواده مرحوم طباطبائی بوده است.حیاط ضلع شمال غربی بزرگتر وتعداد اتاقهای آن بیشتر می باشد.در زیر قسمت اندرونی مخصوصا اتاق مرکزی، سرداب بزرگی قرار دارد که دارای مشخصات منحصر به فرد خود است و به علل مختلف ازجمله:وجود بادگیر، سقف ضربی، نوع مصالح به کاررفته در بدنه، دوجداره بودن بدنه، وجود حوضی که قبلا در مرکز سرداب بوده، اختلاف ارتفاع با سطح کوچه درحدود10-8 متر، نسیم خنکی که از سطح حوض حیاط مرکزی وارد زیرزمین می شود؛همه این عوامل باعث شده تا بخصوص درفصل تابستان 20-15 درجه اختلاف دما با بیرون مشاهده شود.
قسمت بیرونی:شامل تالار بزرگ(اتاق شاه نشین)در مرکز با نورگیرها و پنجره های مشبک رنگی و پنجره های کناری دوجداره که عمودی باز و بسته می شود.این اتاق دارای تزئینات نقاشی وآیینه کاری وگچ بریهای جالب ازجمله پنچره های مشبک گچی است.در دو طرف اتاق شاه نشین اتاقهای گوشواره بنا شده است.در جلوی اتاق شاه نشین ایوانی با آیینه کاری وگچبری های جالب دیده می شود.
حیاط خدمه:شامل اتاق های خدمه، زیر زمین خدمه، آشپزخانه و اصطبل زمستانی و تابستانی می باشد که تعدادی از اتاق های خدمه از بین رفته است.
آب خانه از دو رشته قنات دولت آباد و نصرآباد تامین می گردیده است.خانه طباطبائی دارای 5 درب ورودی می باشد که ورودی اصلی به دو ورودی اندرونی و بیرونی در قسمت هشتی تقسیم می گردد.علت پیچ وخمهای راهروهای ورودی شکستن اختلاف ارتفاع و نداشتن دید مستقیم است.

7- مجموعه خانه های تاریخی عباسیان
این مجموعه نیز در کوی سلطان امیراحمد قرار دارد و در سال 1252 ه.ق ساخته شده است.مجموعه خانه های تاریخی عباسیان به تحقیق و طبق نظر نخبه ترین کارشناسان معماری، جزو برجسته ترین آثار معماری اسلامی و یکی از نامزدهای دریافت جایزه بهترین بناهای مسکونی ایران اسلامی است.
این مجموعه مشتمل بر5 حیاط وگودال باغچه بوده است که پس ازفوت مالک اولیه به مرور از هم تفکیک و به صورت 5 باب خانه مستقل از هم درآمد.در سالهای اخیر با همت و تلاش مسوولان ذیربط 4باب از 5 باب خانه خریداری وبازسازی شده است.
از4 باب خانه خریداری شده، دو واحد آنها به صورت طرح معمول معماری بافت قدیم کاشان یعنی گودال باغچه و یکی از آنها به صورت دوطبقه با حیاط مسقف و چهارمی که در اصل باغچه بوده است به صورت حیاط سنتی است.
خانه های عباسیان به لحاظ معماری، دارای طرحی بسیار قوی وغنی و از نظر تزئینات گچبری و نقاشی وکاربری تزئینات معماری اسلامی نظیر:رسمی بندی، یزدی بندی، کاربندی، قطاربندی، مقرنس و مشبک دراوج زیبایی وظرافت می باشد.

8- خانه تاریخی آل یاسین
این خانه درخیابان امام خمینی کاشان واقع و متعلق به مرحوم حاج سید محمد تقی پشت مشهدی است که در زمان محمد شاه قاجار ساخته شده است ودر نهایت به صورت موروثی در اختیار آقا نظام الدین مجتهد کاشانی(آل یاسین) قرار می گیرد.این خانه در سنوات اخیر توسط شهرداری کاشان مرمت شده ومورد بازدید علاقمندان می باشد.

9- قلعه جلالی و حصار سلجوقی
درانتهای خیابان علوی، در طرفین خیابان دو دیوار بلند کاهگلی به چشم می خورد که از بقایای حصار معروف عهد سلجوقی است.این دژ تسخیرناپذیر در اواسط قرن پنجم هجری به همت یکی از رجال نامدار و سخاوتمند، در دولت سلجوقیان به نام خواجه مجدالدین ابوالقاسم کاشانی ساخته شده است.این دژ بارها جان مردم کاشان را از دست مهاجمین و اشرار نجات داده است.
در کنار این دژ، قلعه ای عظیم خودنمایی می کند که به دستور جلال الدین ملک شاه سلجوقی ساخته شده است.این بنای عظیم خشت وگلی مدتها ازاهالی کاشان حراست نموده و مدتی هم ارگ حکومتی کاشان بوده است.
از دیگر آثار تاریخی این شهرستان؛ خانه تاریخی عامریان، مناره زین الدین، ساختمان چشمه سلیمانیه فین و... می باشد.همچنین دیدار از آب انبارها و یخچالهای قدیمی خالی از لطف نیست.

ب) جاذبه های طبیعی
1- قمصر
این منطقه واقع در25 کیلومتری جنوب غربی کاشان و از جمله مناطق ییلاقی و خوش آب و هوای اطراف کاشان می باشد.
علاوه بر مراسم سنتی گلابگیری که شهرت جهانی دارد ودر اردیبهشت ماه هرسال درقمصر برپا می گردد آثار تاریخی چون مسجد میانده، بقعه پیرداود، بقعه پیرسلیمان وچند آثار تاریخی دیگر دراین ناحیه جلب توجه می نماید.
نه تنها مردمان؛ بلکه آب، خاک و هوای این دیار مفتخرند از اینکه گلهایی راپرورش می دهندکه عطردل انگیزآنها انسانها را سرمست نعمات الهی کرده و نیز خانه کعبه با شیره جان آن گلها شستشو می شود.

2- نیاسر
این منطقه در30 کیلومتری غرب کاشان در مسیر مشهد اردهال، یکی از مناطق دیدنی وخوش آب وهوای اطراف کاشان است.آثار تاریخی ودیدنی نیاسر شامل: آتشکده ای متعلق به دوران ساسانی درارتفاعات این منطقه،که با سنگ وساروج به ارتفاع 14 متر ساخته شده است(بنابر تحقیقات آقای آندره گدار این آتشکده(معبد زرتشتی) اولین آتشکده ای است که اردشیر بابکان احداث کرده است) و نیز چشمه اسکندریه وآبشار معروف ودیدنی و همچنین غار معروف رئیس می باشد.
این غار از حفریاتی است که ظاهرا ایجاد آن با آتشکده نیاسرهمزمان بوده و از مشخصات بی نظیر آن رعایت اصول فنی و مهندسی در آن است، به صورتی که در تمامی مسیر کمبود نور وهوا احساس نمی شود.

3- ابیانه
این منطقه که حدود72 کیلومتری کاشان قرار دارد یکی از زیباترین روستاهای ایران وجزو کهنترین آنها از حیث معماری سنتی می باشد که آثاری از دوران هخامنشیان تا قاجاریه در این منطقه دیده می شود.
بافت فشرده روستا، کوچه های پیچ درپیچ، ساباتهای(راهروهای سرپوشیده) زیبا،مسجد جامع و پنجره های مشبک و زیبای آن(766ه.ق)،آتشکده هاریاک و حفظ آداب و رسوم زندگانی به خصوص طرز لباس پوشیدن سنتی مردم روستا مورد توجه و همگی حکایت از تاریخی کهن و فرهنگی غنی و اصیل دارد.
از دیگر مناطق طبیعی و تفریحی این شهرستان می توان به روستاهای کوهستانی مانند: قهرود، جوشقان، نشلج، ارمک، مرق و...اشاره نمود.

ج) جاذبه های فرهنگی- مذهبی
1- مسجد و مدرسه آقابزرگ
این بنا واقع در خیابان فاضل نراقی می باشد.ساختمان این مدرسه مربوط است به دوره قاجاریه که با سرمایه شخصی به نام حاج محمد تقی خانبان طی سالهای 1250تا1260 قمری جهت استفاده نماز جماعت ودرس و بحث داماد خود ملا مهدی نراقی دوم ، برادر ملا احمد نراقی ملقب به آقابزرگ بناشده و بدین نام معروف شده است.
تمامی این بنا از جمله گنبد که جزو بزرگترین گنبدهای آجری است با آجر ساخته شده و تزئینات بکار رفته در این بنا عبارت است از: کاشیکاری، آجرکاری، کتیبه های نفیس گچی وکاشی، مقرنس کاری، خطاطی ثلث و نستعلیق و نقاشی،که نقاشی این مدرسه توسط استاد محمد باقر قمصری صورت گرفته است.کتیبه های خطوط مسجد توسط اساتید برجسته خوشنویس کاشان من جمله: محمد ابراهیم(جد خاندان معارفی)، محمد حسین(جد خاندان ادیب) و بسلمه های طغری توسط سید صادق کاشانی نوشته شده است.
در بدو ورود به مدرسه؛ مقرنسهای گچی و نقاشی سردر و کاشی های الوان بکاررفته در طرفین درگاه و دیوارهای جلو خان و کتیبه های بالای سردر، و ظرافتی که در ساخت درب ورودی بکاررفته جلب توجه می نماید.
سپس هشتی بسیار زیبا و سقف مقرنس کاری آن مورد توجه قرار می گیرد.پس از آن با عبور از دو دالان مسقف عریض، به صحن مدرسه می رسیم که در میان این دو راهرو، دو شبستان وسیع تابستانی وزمستانی در دو طبقه قرار دارد.در قسمت سردرب چهار بالاخانه ساخته شده است که در طرفین سردرب دو بادگیر مشاهده می شود که این بادگیرها با هدایت هوای مطبوع به شبستان تابستانی و زیرزمین، تابستان گرم کویر را بر ساکنان این بنا دلپذیر می سازد.
پس از ورود به محوطه مدرسه دو صحن فوقانی و تحتانی و حجره های محل سکونت طلاب و گنبد آجری با شکوه و گلدسته های دو طرف آن خود نمایی می کند.علاوه بر این دو حیاط خلوت، آب انبار بزرگ، شبستان دیگری در پشت گنبد، ساختمان مسجدی که در جنب گنبد واقع است و محراب کاشیکاری واقع در شبستان جنب گنبد که در حقیقت مجموعه ایست از هنرهای معماری: کاشیکاری، گچ بری، کتیبه نویسی، مقرنس کاری ونقاشی، ازجمله متعلقات این بنای عظیم است.

2- مسجد جامع
این بنا واقع در خیابان باباافضل و مربوط به قرن های اولیه اسلامی است که از دیگر بناهای تاریخی کاشان قدمت بیشتری دارد.
این بنا دارای مناره آجری زیبایی است که دارای کتیبه آجری به خط کوفی ودارای تاریخ 466 ه.ق است که نشان دهنده اهمیت و اعتبار مسجد در دوره سلجوقیان می باشد.
درلایه برداری های اخیر از گچبری های محراب عصر سلجوقی، آثار وتزئیناتی متعلق به دوره آل بویه کشف شده است.
در شبستان تابستانی این بنا که در زیر شبستان زمستانی قرار دارد طرحهای بسیار زیبای کاشیکاری دیده می شود درکف این شبستان آثاری از کوره های پخت ظروف چینی کشف گردیده است.
این بنا دارای گنبدی اجری است که احتمالا پس از زلزله معروف سال 1192 ه.ق که مسجد آسیب فراوان دید به وسیله عبدالرزاق خان کاشی تعمیر گردیده است و این موضوع در کتیبه خط ثلث درزیر گنبد مسجد به سال 1207ه.ق مشخص گردیده است.

3- مدرسه امام خمینی (سلطانی)
این مدرسه به دستور فتحعلی شاه در سالهای1221تا1229ه.ق وتوسط معماری بنام محمد شفیع ساخته شده است.
این مدرسه به سبک مدارس چهار باغ و صدر اصفهان ساخته شده است.در بدو ورود به بنا سردرب که با اسلوب جالبی کاشیکاری شده است مشاهده می گردد.سپس وارد هشتی ورودی مدرسه می شویم که به وسیله دو راهرو می توان به صحن وارد شد، از این هشتی که در قسمت مشرق بنا واقع است می توان بنای عظیم گنبد آجری دو پوششه که در غرب مدرسه واقع است را مشاهده نمود.در بالای هشتی سردرب، بنای دیدنی ماذنه دیده می شود.فضای صحن مدرسه را درختان کاج پوشانده است ودر میان صحن آبنمای بزرگ مدرسه جلوه نمایی می کند.
تزئینات این مدرسه شامل کتیبه های گچی و کاشیکاری هفت رنگ به خصوص در محرابی که زیر گنبد واقع است و مقرنسهای زیبای گچی در جبهه سردرب و گنبد می باشد.


4- بقعه حضرت سلطانعلی بن امام محمد باقر(ع)(مشهد اردهال)
این بقعه که در40 کیلومتری غرب کاشان واقع است علاوه بر اینکه از آثار هنری و تاریخی کاشان محسوب می شود به لحاظ اینکه مدفن یکی از امامزادگان معتبر، فرزند امام محمد باقر(ع) و از نواب خاص آن حضرت در منطقه کاشان می باشد اهمیت مذهبی خاصی دارد و زیارتگاه دوستداران اهل بیت عصمت و طهارت می باشد.
بنای اولیه این بقعه متعلق به دوره سلجوقیان است که صحن و بقعه و بارگاه آن توسط خواجه مجدالدین ابوالقاسم کاشانی احداث شده است و در قرنهای دهم، یازدهم و دوازدهم بخصوص در زمان شاه طهماسب صفوی تعمیرات و الحاقاتی نیز بر آن صورت گرفته است.این بنا دارای سه صحن:درقسمت شرق صحن سردار یا صحن فینی ها، در قسمت جنوب صحن صفا ودر قسمت غرب صحن قمی ها می باشد.در صحن صفا ایوانی است با کتیبه های گچی به خط نستعلیق و نقاشی هایی از دوران قاجار، در این مجموعه می توان از گنبد وگلدسته کاشیکاری ومسجدی که در کنار بقعه واقع است و آب انبار در صحن صفا و نیز حمامی به قدمت دوران سلجوقیان اشاره کرد.
از ویژگیهای مهم این بقعه آن است که در سردابه تحتانی آن تعدادی تابوت با اجساد سالم و تازه دیده شده است. سهراب سپهری شاعر و نقاش معاصر در صحن شرقی این بقعه مدفون است.

مراسم سنتی- مذهبی قالیشویان
سالروز شهادت آن بزرگوار17 مهرماه جلالی است و مراسم سنتی- مذهبی قالیشویان همه ساله در جمعه ای که به این روز نزدیکتر باشد- دومین جمعه مهر ماه- برگزار می گردد.فلسفه مراسم قالیشویان متعلق است به چگونگی شهادت حضرت سلطانعلی(ع)، بدین گونه که پس از درخواست اهالی کاشان از امام محمد باقر(ع)، آن حضرت فرزند گرامی خود را جهت ارشاد و تبلیغ به کاشان می فرستند و حاکم وقت این مناطق با ایشان اعلام جنگ می نماید که بسیاری از اهالی به جنگ با دشمنان ایشان برخاسته و بالاخره ایشان و یاورانش به شهادت می رسند.به محض اطلاع یافتن عده ای از یاران آن حضرت، از اهالی فین به یاری ایشان می شتابند که با اجساد ایشان و یارانشان مواجه می شوند و جسم خونین آن حضرت را در قالیچه ای پیچیده و جهت خاکسپاری حمل می نمایند.
لذا درروز قالیشویان دوستداران آن امامزاده از جمله اهالی فین با حرکتی نمادین با در دست گرفتن چوبهایی به عنوان خونخواهی آن حضرت در حالیکه به عزاداری و سوگواری مشغولند یکی از قالی های متعلق به آستانه را تحویل گرفته ودر نهری که در نزدیکی بقعه می باشد، می شویند.

5- بقعه ملا محسن فیض کاشانی
درناحیه جنوب غربی کاشان ودر کنار گورستان قدیمی فیض، بقعه علامه محدث ملا محسن فیض کاشانی(از بزرگترین علمای اسلامی قرن 11ه.ق) قرار دارد که در قرن 13 هجری به تقاضای ابو نصر فتح الله خان شیبانی شاعر بزرگ عصر قاجار توسط فرهاد میرزای قاجار احداث شده است.
از دیگر آثار تاریخی – مذهبی این شهرستان می توان از بقعه امامزاده ابراهیم(ع)، بقعه تاریخی ابو لولو، مسجد میرزا مقیم وزیر، بقعه امامزاده حبیب بن موسی(ع)، مسجد ومیدان میرعماد(سنگ)، بقعه امامزاده هارون بن موسی(ع)(پنجه شاه)، بقعه سلطان امیر احمد و مقبره محتشم کاشانی یاد کرد.

د) سوغات کاشان:
از جمله سوغات کاشان می توان قالی و قالیچه دستباف، مخمل، تولیدات شعربافی، زیلوی دستباف، گلاب و انواع عرقیات، کلوچه مخصوص کاشان، ظروف مسی، انار و...را نام برد.

 
  لینک

 

آران و بيدگل

 
۱۳۸۳/۱۱/۱٧

شهرستان آران و بيدگل با جمعيتی بيش از 80 هزار نفر ، با دو بخش مرکزی و کويرات، سه دهستان و پانزده روستا در شمالی ترين نقطه اصفهان واقع شده است. اين شهرستان با وسعت 6051 کیلومتر مربع از شمال به درياچه نمک و استان های سمنان و قم ، از غرب به شهرستان کاشان ، از جنوب به نطنز و از شرق به اردستان محدود و از طريق دو جاده اصلی به کاشان و شکبه راههای اصلی کشور مرتبط می شود.
آب و هوای اين منطقه گرم و خشک با تابستان های گرم و سوزان و زمستان های سرد و خشک بوده و حداکثر دمای هوا در تابستان به 48 درجه سانتيگراد و حداقل برودت در زمستان به 7 درجه سانتيگراد می رسد.
به لحاظ کويری بودن منطقه 1900 کيلومتر مربع (31درصد مساحت شهرستان) را تپه های شنی فراگرفته که در اصطلاح محلی به آن ((بند ريگ)) می گويند. در اعماق و سطح زمين های نواحی شمال شهرستان معادن غنی و فراوانی وجود دارد که مهمترين آنها حوزه وسيع نفت و درياچه نمک با وسعت 2000 کيلومتر مربع می باشد.
کشاورزی آران و بيدگل به علت شرايط نامناسب خاک و کمبود آب رونق چندانی نداشته به ويژه با خشک بودن قنات های منطقه ، اکثر اهالی به قالی بافی روی آورده ، به طوری که براساس سرشماری 1370 تعداد دارهای قالی شهرستان آران و بيدگل بيش از ده هزار دستگاه بوده است.
آنچه درباره پيشينيه آران و بيدگل می توان گفت اين است که پس از ويرانی شهر باستانی سيلک ( که تمدن 7 هزار ساله دارد ) در اثر حوادث و تحولات گوناگون ، آباديهای کوچک و بزرگ بصورت قلعه و حصار پديد آمد و منطقه وسيعی بنام ((چهل حصاران)) شهرت يافت. سپس هر يک از قلعه ها به مناسبتی نامگذاری شد.
اصل واژه ((آران)) از ((آرين)) ( نام ديگر قوم آريا ) و به معنای جايگاه مقدس ، مکان گرمسير و... و ((بيدگل)) تغيير یافته بی بی گل، ويگل و بی گل می باشد. زبان مردم اين شهرستان فارسی رايج اما دارای لهجه های متفاوتی است و زبان محلی آران و بيدگل در زمره زبانهای پهلوی قديم به شمار می رود. درباره دين و آئين مردم آران و بيدگل تا زمان ظهورمکتب اسلام اطلاع چندانی در دسترس نيست اما قرائنی همچون آثار باقی مانده از آتشکده نياسر و.. در اطراف کاشان می توان دليلی بر زرتشتی بودن آئين مردم منطقه باشد اما آنچه مسلم است با طلوع خورشيد اسلام ساکنان اين منطقه ا زجمله اولين مناطق مرکزی بودند که به اسلام گرويدند و به خاندان رسالت و امامت عشق ورزيده اند.
قرارگرفتن آران و بيدگل در ميان شهرهای مذهبی ری، قم و کاشان و نيز مهاجرت و اقامت سادات و بقاع متبرک و زيارتگاه ها در اين شهرستان از نشانه های آشکار گرايش به اسلام محمدی ، تشيع علوی و مذهب جعفری بوده است.
ساکنان کوير به طور عام و به ويژه اهالی آران و بيدگل مردمانی مهربان ، قانع ، ميهمان نواز، مقاوم و خداجويند. از دسترنج خويش می خورند و همواره در امور خير پيشقدم می باشند. حضور در زيارتگاه ها و امام زاده ها ، زيارت اهل قبور و برپايی مجالس و محافل دينی از رسوم پسنديده مردم اين منطقه است. سابقه تشيع و ريشه های عميق اعتقادی مردم و ارتباط قوی و استوار آنان با علما و رهبران دينی در حوزه علمیه قم ، از مهمترين عوامل زمينه ساز در ايجاد حرکت های انقلابی بوده است. با آغاز نهضت بزرگ 15 خرداد ، اين منطقه نيز دوره های سخت مبارزه و مقاومت را سر بلند و افتخار آميز پشت سر گذاشت و از آن پس با جانبازيها و رشادتهای کم نظير خود نقش مهمی ايفا نموده است به گونه ای که شمار بالای شهدا، مفقودان و ايثارگران شهرستان مويد حماسه آفرينی های مردم اين سامان است.
وجود شخصيتهای بزرگ علمی، فرهنگی و ادبی آران و بيدگل، شاخصه مهم ديگری در بازيافت و پيشينه هويت فنی فرهنگی اين شهرستان است.
برپايی حوزه های درسی، تربيت و پرورش انديشه های دينی و مراودت و معاشرت شهرستان با بزرگان عصر خود ، موجب فراهم شدن فضايی معنوی و بستری مناسب برای رشد و شکوفايی انديشه و استعداد طالبان معرفت بوده است.
از بزرگان و معاريف علوم دينی در آران و بيدگل که آثار و تاليفات بسياری نيز از خود به جا گذاشته اند می توان به ملاغلامرضا آرانی ، ملامحمد جعفر بيدگلی ، ملامحمد علی آرانی ، ملا احمد مجتهد بيدگلی، آيت الله عاملی ، ملا محمد باقر بيدگلی، ملا علی آرانی، ملا محمود فاضل بيدگلی، شيخ محمد نوش آبادی و .... اشاره نمود.
همچنين از سخنوران و نام آورانی همچون نگاهی آرانی ،فائز بيدگلی، صباحی بيدگلی ، اديب بيضائی آرانی ، وصاف بيدگلی، داعی آرانی ، داوری آرانی ، بزمی بيدگلی، سرشار آرانی ، واصف بيدگلی، فلاح آرانی و... می توان نام برد که آثار و سروده های بسياری از آنان باقی است.
با آنکه شهرستان آران و بيدگل يکی از مناطق قديمی ايران است اما حوادث و وقايعی در دوره های مختلف تاريخی نظير حملات مغولان و افغانها ، زلزله و... آثار و بناهای تاريخی اين شهرستان را در معرض نابودی و انهدام قرار داده است.
اما آثار باقی مانده ای که می توان به آن اشاره کرد از اين قرار است بقاع متبرکه مانند
امامزاده محمد هلال بن علی(ع) ، امامزاده هادی(ع)، امامزاده قاسم (ع)،پنج امامزاده (فرزندان امام محمد باقر(ع))،امامزاده محمد نوش آباد،امامزاده حسين ابن موسی کاظم وآثار تاريخی مانند
مجموعه جامع تاريخی قاضی،کاروانسرای مرنجاب ( دوره صفویه)، مسجد نقشينه (حاجی قاسم) (دوره سلجوقی)، مسجد جامع نوش آباد.
در استعداد و پشتکار علمی و فرهنگی جوانان آران و بيدگل همين بس که علامه دهخدا در لغتنامه (( ضريب بالای هوشی)) را از ويژگیهای مردم اين منطقه ذکر کرده است. حساسيت لازم به مقوله حياتی آموزش و علم از دير باز در روحيه ساکنان اين خطه وجود داشته است به طوری که در يک مقطع تاريخی در آران 8 مکتب خانه و در بيدگل 3 مکتب خانه عهده دار امر تعليم و آموزش بوده است. آمار قبولی دانش آموزان آران و بيدگل در مسابقات استانی و کسب مقامهای علمی و آموزشی در سطح کشور از نشانه های ديگر ، توجه به اين مهم است.
هم اکنون نيز با تاسيس دانشگاه پيام نور (در سال 1369) 1500 دانشجو در اين مرکز آموزش عالی در 7 رشته به تحصيل اشتغال دارند . ضمنا" تعداد زيادی طلبه در حوزه علميه اميرالمومنين (ع) شهرستان آران و بيدگل مشغول به تحصيل هستند.

 
  لینک

 

کاشان ديرپای

 
۱۳۸۳/۱٠/٢٧

کاشان که هزارافتخارست اورا زانواع کمالات هزارست اورا

ازفلسفه وحکمت وعرفان وادب برهردروبرنقش ونگارست اورا



مقدمه:
شهرودیارکاشان به شهادت کاوشهای باستان شناسی ازدیربازمهد قدیمی ترین تمدنهای بشری بوده و بعدها نیز به واسطه سوابق درخشان، نظام اجتماعی، حسن اداره امور، پاکیزگی وآراستگی شهری، بناهای با شکوه و مجلل و صنایع مهم و مشهورعروس شهرهای ایران نام گرفته ودرسیرتکاملی فرهنگ وهنرایران تاثیربسزایی داشته است.
در دوران اسلامی نیزکه نهضت شیعه درایران آغازبه رشد کرد مردم کاشان به پیشوایی وپرچمداری این نهضت مقدس نامبردارگردیدند و ازآن روزاین شهر،لقب« حصن حصین شیعیان»یافت وبه دارالمومنین شهره گشت.
منطقه ای که شهرکاشان درآن واقع است، یکی ازسکونتگاههای انسان ماقبل تاریخ بوده است.کاوش های باستان شناسی نشان می دهدکه ناحیه سیلک واقع در4 کیلومتری جنوب غربی کاشان حدود7000 سال پیش، نخستین جایگاه رشد شهرنشینی بوده است.
ساختار کنونی شهرکاشان دردوره اسلامی شکل گرفته است.زلزله مهیب سال 1192 ه.ق، خرابیهای بسیاری به جای نهاده است.وعمده ترین آثار مهم تاریخی این شهررا تخریب نموده است.
از طرف دیگر عناد وخصومت بعضی سلاطین قاجار با کاشان و همچنین طغیان یاغیان و آشوبگران محلی باعث گردید که این شهر، دردوره قاجاریه با رکود مواجه شود.کاشان و حومه باحدود400 هزار نفرجمعیت، دارای مردمانی مهربان ، باهوش ،با ذوق ادبی،استعدادهنری وهمچنین تعصب مذهبی فراوان یکی ازقدیمی ترین شهرهای ایران محسوب می شود.
خصوصیات طبیعی
طول وعرض جغرافیائی:
کاشان با طول جغرافیائی51 درجه و27 دقیقه وعرض جغرافیائی33 درجه و59 دقیقه درارتفاع 950 متری ازسطح دریاهای آزاد قرار گرفته است.کاشان از شمال به کویرمرکزی ایران وشهرستان قم، از جنوب به شهرستان های نطنز،برخوارومیمه،ازمشرق به دشت کویر وازمغرب به شهرستان محلات محدود می شود.
آب وهوا:
شهرستان کاشان درکناردشت کویرایران واقع شده است.بدلیل وجود ارتفاعات، دارای دو نوع آب وهوای متفاوت است که عبارتند از:
الف- آب وهوای نسبتا" معتدل درنواحی کوهستانی، ب-آب وهوای گرم وخشک مناطق کویری.
ریزشهای جوی:
براساس نتایج حاصل از آنالیز آمار بارش ایستگاه هواشناسی کاشان در دوره آماری (43-63)، پارامترهای میانگین، حداکثر،حداقل بارندگی و ضریب تغییرات آن به شرح زیراست: میانگین بارندگی6/145 میلیمتر، حداقل بارندگی6/0 میلیمتر، حداکثر بارندگی4/272 میلیمتر،ضریب تغییرات5/35 درصد بوده است.
شرایط بارانزایی دراین شهرستان تقریبا درمدت 7ماه سال بصورت متناوب ادامه دارد.بیشترین میزان بارندگی، درماه های آذرودی بوده و ماههای خرداد، تیر،مرداد، شهریورومهرماههای خشک سال محسوب می شوند.
درجه حرارت هوا:
متوسط روزانه دما درکاشان7/19درجه، متوسط حداکثر دما2/27درجه،متوسط حداقل2/12درجه، حداکثر مطلق دما48درجه وحداقل مطلق12- درجه سانتیگراد می باشد.
متوسط حداقل و حداکثرماهانه دما درایستگاه کاشان بین2/12 تا2/27 درجه متغیر است.
طبقه بندی اقلیمی:
براساس تقسیم بندی آب وهوایی مناطق مختلف شهرستان کاشان در قالب اقلیم های گرم وخشک با زمستان های سرد، اقلیم نیمه خشک گرم با زمستانهای کمی سرد، اقلیم بسیار گرم و بسیار خشک با زمستانهای ملایم، طبقه بندی می گردد.
فشار:
بیشترین میزان فشارکاشان، درآبانماه وکمترین، درخردادماه است.
بادها:
براساس آماری که ازگلبادها بدست آمده است، درکاشان وشاید تا اندازه ای دراطراف آن نیز،فرکانس و شدت بادازجهات مختلف تا ارتفاع10 متری ازسطح زمین،چندان زیاد نیست.به طوری که در بیش از80 الی98 درصد از دیده بانیها، حالت سکون مشاهده می شود.
بررسی بادها واثرات آنها بمانند سایرعناصروعوامل اقلیمی، دوحالت نسبتا" متفاوت دردشت وکوهپایه دارد،زیرا بادی که دردشت باعث تخریب واز بین بردن محصولات وانباشتن شن وماسه می شود در کوهپایه اثرچندانی ندارد، زیرا حاکمیت شرایط کوهستانی اثرات بادها را خنثی می کند.
مردم دشت، برای رهایی ازاین مشکل اعمال بسیاری انجام داده اند و تدابیربسیاری اندیشیده اند.ازجمله می توان، ساختمانهایی با سقفهای گنبدی، سایبانها، ایوانها ودیوارهای بلند، بادگیرها وهواکشها رادرکاشان و روستاهای اطراف مشاهده نمود.
بادهای محلی این شهرستان عبارتند از: باد خراسان، باد شمال،باد سام، باد قبله، باد شهریاری و طوفان سیاه .
براساس آمار ونموداراختلاف بسیارشدید بین میزان بارندگی سالانه و تبخیروتعرق بالقوه می باشد. به این ترتیب نیاز آبی محیط،به هیچ وجه توسط بارندگی تامین نمی شود وسالانه9/962 میلیمتر، کمبود آب در این ناحیه به چشم می خورد.
از نظرشاخص رطوبت،کاشان دارای شرایط اقلیمی بیابانی است و از نظرشاخص تاثیرحرارتی دارای شرایط میانه دما ازدرجه چهارم می باشد.بعبارت دیگردرطبقه میانی دماها بالاترین میزان سالانه را دارا می باشد و از نظر تغییرات فصلی رطوبت موثر،این ایستگاه فاقد مازاد آب است وازنظرتمرکز تابستانی تاثیرحرارتی نیز،دارای شرایط بری می باشد.
زمین شناسی منطقه:
ارتفاعات مرکزی ایران، به صورت یک بالاآمدگی معروف به سلسله جبال جنوبی کاشان درامتداد شمال غربی-جنوب شرقی درجنوب جاده قم کاشان ونطنزقرارگرفته است.قدیمی ترین تشکیلات زمین شناسی اطراف کاشان را، تشکیلات آندزیتی دوره ائوسن دوران سوم، تشکیل می دهد.درمنطقه وسیعی از کوهستانهای جنوبی کاشان سنگهای آندزیت های بازیک و اولترابازیک که منشا خروجی آتشفشانی دارند گسترده شده اند.این آتشفشانها دردوران سوم زمین شناسی دربزرگترین قله موجود در جنوب غربی راوند بارتفاع 3490 متر،قرار دارد که احجاراین قله آذرین می باشد.
درقسمتهای جنوبی احجارژوراسیک شیستی وسنگ ماسه همراه با آهک ائولیتیک دوران کرتاسه وجود دارد. طبقات آهکی الیگومیوسن دراطراف دشت ویدوج تا روستای برزک درارتفاعات گسترده می باشد. رسوبات دوران چهارم درمناطق کوهستانی بصورت رسوبات آبرفتی و با وسعت وضخامت کم بوده و دردامنه ارتفاعات با ضخامت نسبتا" زیاد وقابلیت نفوذ خوب می باشد.
بنا به مطالعات ژئوفیزیک انجام یافته، طبقات آبرفتی در دامنه های دشت کاشان در حدود150 متراست که به تدریج به طرف شمالی و کویری ضخامت آن کم می شود و درزیراین رسوبات وجود طبقات میوسن با قابلیت نفوذ کم موجب ایجاد سفره های آب زیرزمینی گردیده است که منبع اصلی آبها دردامنه ها وارتفاعات می باشد.
ناهمواریها :
شهرستان کاشان ازسه منطقه کوهستانی،دشت آبرفتی وتپه های ماسه ای تشکیل یافته است.درمنطقه کوهستانی کاشان رشته کوههای مرکزی ورشته کوههای غربی به موازات یکدیگر قرارگرفته است.
قله های مرتفع این رشته کوهها کوه شرق نیاسر به ارتفاع3600 متر، کوه هفت کتل بارتفاع 3003 متر و کوه کرکس به ارتفاع 3898 متردر نطنزمی باشد.
در شرق وشمال شرق کاشان نوارریگ بلند ازتپه های ماسه ای در حوضه مسیله تشکیل شده است و به طول تقریبی80 کیلومترروستا های بخش کویررا دربر می گیرد وهمچنین درامتداد شمال به جنوب کاشان دشت آبرفتی نسبتا" همواری ازارتفاعات کرکس تا نوارریگ بلند امتداد یافته است.
آب شناسی وهیدرولوژی:
منابع آب به سه منطقه تقسیم می شوند:کوهستانی،دامنه ای ودشت.
مناطق کوهستانی که قسمت عمده بارندگیها درآن صورت می گیرد، منبع اصلی آبها بوده و تغذیه اصلی آبهای زیرزمینی درآن مناطق صورت می گیرد.
مناطق دامنه ای که اغلب ازرسوبات آبرفتی ومخروطها و رسوبات جدا شده از مناطق کوهستانی تشکیل یافته، دارای قابلیت نفوذ خوب بوده واکثرمراکزمهم جمعیت و کارخانجات دراین قسمت قرار دارند.بهره برداری عمده آب های زیرزمینی ازمنابع دامنه ای کوهستانی توسط چاههای عمیق بوده ونیزمادرچاههای قنوات دراین منطقه هستند.
درمنطقه دشت بعلت کمی قابلیت نفوذ زمین ،کمی جریان وسرعت آبهای زیرزمینی وبه علت تبخیر زیاد وآلوده شدن آب ها وازدیاداملاح و درجه شوری آن به طورکل منطقه مناسبی برای استفاده ازآب ها نیست. ولی درهر حال مراکزجمعیت روستایی، به علت سیستم قدیمی آبرسانی توسط قنوات که درفواصل دورازچاه مادرو منابع اصلی آب ازقدیم احداث شده است درمنطقه دشت قرار گرفته اند.
منابعی که آب مورد نیاز شهرستان کاشان را تامین می کند، شامل رودخانه ها، قنوات، چاههای عمیق و نیمه عمیق و چشمه سارها می باشد.
رودخانه های این شهرستان شامل رودخانه های هنجن، قهرود، لتحر و چمرود می باشد. میزان آبدهی آنها ناچیز،ازنوع رودخانه های فصلی می باشند.
قنوات، شامل130 رشته قنات است که فعلا بین40 تا49 رشته آن مورد بهره برداری است و بقیه به علت کم آبی وخشک بودن مورد استفاده قرارنمی گیرند.
آبدهی کل قناتها درسال درحدود18790200 مترمکعب می باشد.تعداد چاه های عمیق و نیمه عمیق جمعا"120 حلقه بالغ می شوند که مقدارآبدهی چاه های نیمه عمیق6244807 مترمکعب در سال و چاه های عمیق جمعا" 71660565 مترمکعب درسال می باشد.
چشمه سارها: در دشت کاشان منحصرا" چشمه فین وجود دارد ولی دردهات کوهپایه چشمه های متعددی وجود دارد.
پوشش گیاهی:
غالب پوشش گیاهی منطقه کاشان، درمناطق کویری ودشت درختان گزوطاق ،گون،اکالیپتوس وخارشترمی باشد درمناطق کوهپایه ای و کوهستانی گیاهانی مثل کتیرا، خشارو وانواع دیگرگیاهان می روید.در نواحی قمصرو نیاسر پرورش گل محمدی برای مصارف گلاب گیری و تهیه اسانس رایج است.
خاک شناسی:
دربعضی مناطق این شهرستان خاکهای آهکی وسنگهای کربناتی و مرمروجود دارد.غالب نوع خاک این منطقه شن وماسه وریگزارها می باشد که درناحیه شمال ومشرق این شهرستان رااحاطه کرده است که این ماسه های روان دراثرحرکات باد به سمت مرکزشهرآورده می شود.که البته برای رفع این مشکل ازطرحی به نام طرح تثبیت شنهای روان استفاده می شود که مواد نفتی سنگین را توسط دستگاه روی ماسه ها می پاشند تا ازحرکت آنها جلوگیری شود.
زندگی جانوری:
با توجه باینکه این شهرستان دارای نواحی متفاوت است لذا جانوران و حیوانات موجود درمناطق مختلف آن با هم تفاوت دارند.در ناحیه کوهستانی مثل نیاسر، قمصر، برزک، قهرود وامثال آن حیواناتی مثل گرگ ،خرس، پلنگ، بزکوهی وسایرحیوانات وحشی زندگی می کنند.درمناطق دشت و بیابانی موش صحرایی جوجه تیغی خرگوش شاهین ومانند آنها زندگی می کنند.
خصوصیات انسانی
نژاد:
نژاد مردم شهرستان کاشان از ریشه اصیل آریایی است و اختلاط آن با نژادهای اقوام مهاجم تازی وترک بسیار ناچیز بوده است.که یکی از دلایل این امرحفظ زبان فارسی قدیم درمیان اهالی سکنه خصوصا" دهات اطراف است.
از جمله اوصافی که مردم کاشان به آن شهره گشته اند خوش صورتی، آوازو صوت خوش،هوش،زیرکی، ذوق ادبی واستعداد هنری می باشد.
مذهب:
سکنه شهرستان کاشان مسلمان وشیعه دوازده امامی هستند.ولی تا اواخرسده نهم هجری سکنه برخی ازروستاها و دهات شافعی مذهب بوده اند که این اختلاف به طور کلی برداشته شده است.
وجه تسمیه:
نویسندگان عرب زبان کاشان را معرب نموده قاسان یا قاشان نامیده و منسوبین بدانجا را هم کاشانی، قاسانی، قاشانی و کاشی هم خوانده اند.
از جمله اسامی قدیم کاشان، قاشان یا کاسرود است. دیگری کاهفشان است که به گفته برخی ازنویسندگان دوره های اسلامی بنای شهر کاشان به امرزبیده خاتون-همسرهارون الرشید- انجام گرفته وچون برای تعیین حصار شهر جای آن را «کاه فشانی» کرده اند ازآن جهت کاهفشان نامیده شد که تدریجا" به کاشان مبدل گردید.
ولی گفته اند که نام قدیم آن دیارچهل حصاران بوده است.نام دیگرکی آشیان است که پاره ای ازمتاخرین کاشان را این چنین نام نهاده اند.یعنی که آنجا شهرودیارپادشاهان بوده است.
مورد دیگر کاسان است با توجه به تحقیقات اخیرباستان شناسان که در تپه های سیلک انجام گرفته می توان در نظر گرفت که کاسان وکاشان ماخوذ ازنام قبایل کاسو وکاشوهای معاصر دوران سلطنت حمورابی بوده است.
مسائل تاریخی و فرهنگی:
سابقه تاریخی کاشان را باید درتپه های سیلک جستجو کرد.این تپه ها وآثاربازیافته ازآن تنها نشانه های تمدن درخشان سیلک است که بر جای مانده وامروزه اشیاء آن زینت بخش موزه های دنیاست.تپه های سیلک وآثار کشف شده درآن شاهد گویایی بر قدمت منطقه کاشان است.
کاشان دردوره اسلامی اهمیت وشهرت بسزایی یافت.عصر سلجوقی وصفوی اوج شکوفایی علم، هنروصنعت درکاشان است.درعرصه علم و هنرمردان بزرگ و نام آوری چون: غیاث الدین جمشید کاشانی،محتشم،کلیم کاشانی، فیض کاشانی ، کمال الملک و صدها عالم و شاعردیگرازاین خطه برخاسته اند. درزمینه صنعت نیز کاشان پایگاه اصلی صنایعی چون: کاشی پزی، مخمل بافی و زری بافی بود.
آثارباستانی شهرستان کاشان:
دراین قسمت به توصیف برخی ازآثارمهم تاریخی وباستانی کاشان می پردازیم:
1- باغ تاریخی فین: باغ سرسبزفین با23700مترمربع مساحت یکی اززیباترین وقدیمی ترین باغهای تاریخی ایران است که در6کیلومتری جنوب کاشان واقع شده است.این باغ که بواسطه چشمه روح افزای فین صدها وبلکه هزاران سال است به حیات خودادامه می دهد،کاخی شاهانه بوده که به مرورزمان تحولات بسیاری درآن انجام شده است. بنای اولیه باغ را به شاه سلیمان صفوی نسبت می دهند.درقدیمی ترین ومعتبرترین منابع تاریخی همچون تاریخ قم آمده که فین را گشتاسب بنا نهاد.اما بناهای کنونی باغ مربوط به دوران صفویه،زندیه وقاجاریه است.
پادشاهان صفوی ودرراس آنها شاه عباس که عمارت شترگلوی عباسی را بنا نهاد وشاه صفی نیزعمارت زیبای کلاه فرنگی را بدان افزود،همگی درعمران آن کوشیده اند.
از جمله بناهای موجود دراین باغ حمام بزرگ و کوچک است.که فاجعه قتل امیرکبیردرآن رخ داده است.
ازمهمترین وقایع تاریخی سیاسی دیگر که دراین باغ رخ داده است؛ تاجگذاری شاه اسماعیل اول صفوی، مرگ و تغسیل شاه صفی، تاجگذاری شاه عباس دوم، کشته شدن آقا خضرنهاوندی و....را می توان نام برد.
2- مسجد ومدرسه آقابزرگ: بنای آن در واقع یکی از با شکوه ترین و زیباترین مساجد عصرقاجاراست.این مسجد دارای سردرزیبایی است که سقف آن با مقرنس های معلق گچکاری و نقاشی تزئین شده است و دیوارهای جلوخان ازکتیبه بالای سردر تا کف تختگاه های طرفین درگاه با کاشی های خشتی الوان پوشیده شده است. هیات اصلی بنا ، گنبد و بارگاه باشکوه آن بواسطه عظمت ساختمان وطرح عالی ونقشه بی نظیرمخصوصا" دقائق معماری اصیل ایرانی که درآن بکاررفته است،یکی ازمهمترین بناهای نیمه دوم قرن گذشته به شمارمی رود.
3- خانه تاریخی بروجردیها: بنای این خانه درسال 1292 ه.ق به پایان رسیده است. این خانه را حاج سید جعفر- نطنزی که مال التجاره ازبروجرد وارد می کرده و در کاشان به تجارت مشغول بوده است،بنا نهاده وبه همین جهت به بروجردی شهرت یافته است. ساختمان این بنا 18 سال بطول انجامیده است.فضا های متناسب،ارتباط بادگیرها با بنا، قرینه سازی گچ بری،نورگیرهای هلالی، خصوصا" نقاشیهای زیبای آن که اثر نقاشان وهنرمندان خاندان غفاری می باشد،این خانه را به صورت شاهکاری ازهنر معماری درآورده است.
4- آتشکده نیاسر: این آتشکده مربوط به اوایل دوره اسلامی،قرن 7و8 میلادی،واقع در ارتفاعات شهر زیبا وخوش آب و هوای نیاسردر30 کیلومتری شمال غرب کاشان قراردارد. بنای این آتشکده گنبددار که مربوط به اوایل دوره اسلامی است،یکی از زیباترین چارطاقی های به جای مانده ای است که به اندازه 14×14متر با سنگ و ساروج در کمال استحکام ساخته شده است.
5- بقعه امامزاده محمد هلال بن علی (واقع در شهرستان آران و بیدگل): این بقعه مدفن حضرت محمد هلال یکی از فرزندان بلافصل حضرت علی است.همه ساله مراسم زیارتی آن حضرت درروز21ماه رمضان با شرکت دهها هزارتن از مردم برگزار می گردد.
بنای این مجموعه شامل دوایوان شمالی وجنوبی،دو مسجد شرقی وغربی،ساختمان،گنبد و گلدسته و بارگاه آیینه کاری با ضریح طلائی است.ایوان شمالی وبنای بقعه مربوط به دوران سلجوقیان وایوان جنوبی وآیینه کاریها مربوط به دوران صفویه است.کاشیکاریها وخصوصا" آیینه کاریهای این بقعه،شکوه وعظمت خاصی بدان بخشیده است.
ازدیگرآثارتاریخی کاشان می توان مجموعه بازار،قلعه باستانی جلالی،خانه های تاریخی طباطبائیها، عباسیان، عامریان، آل یاسین و....را نام برد.
تقسیمات کشوری:
شهرستان کاشان دارای3 بخش قمصر، نیاسر و مرکزی است. این شهرستان دارای10 دهستان و 201 آبادی دارای سکنه می باشد.
جمعیت:
شهرستان کاشان دارای وسعتی حدود10 هزارکیلومترمربع است. براساس آمارگیری سال 1370 جمعیت آن حدود400 هزارنفرمی باشد.
متوسط رشد سالانه جمعیت بین سال های 65 تا70، حدود91/1درصد بوده است. درسال70 ،8/67 درصد جمعیت کاشان در مناطق شهری و 2/32 درصد درنقاط روستایی زندگی می کرده اند. حدود51 درصد جمعیت این شهرستان مرد و49 درصد زن می باشد.براین اساس نسبت جنسی معادل1/104 مرد دربرابر100 زن می باشد. میانه سنی جمعیت در سال1370، 12/19 سال و میانگین سنی65 /23 سال بوده است . یافته های آمارگیری جاری جمعیت سال1370، نشان از جوانی جمعیت دارد. نسبت جمعیت زیر14 سال به کل جمعیت 6/40 درصد و افراد64 ساله وبیشتر3/4 درصد جمعیت را تشکیل می دهد.
این شهرستان فاقد خانوارهای غیرساکن بوده و صددرصد خانوارها را خانوارهای معمولی ساکن تشکیل می- دهند. میانگین تعداد افراد خانواده درسطح شهرستان5 /4 نفرمی باشد. بعد خانواردرجامعه شهری5/4 نفرو درجامعه روستایی6/4 نفر می باشد.
تراکم جمعیت دراین شهرستان از1/21 نفردر کیلومترمربع به 3/32 نفردرسال 70 افزایش یافته است. این تراکم بیشتر دربخش مرکزی بوده است، به نحوی که حدود نیمی ازجمعیت درشهرکاشان متمرکز شده است.
عوامل عمده شهرنشینی کاشان:
عوامل عمده شهرنشینی کاشان عبارتند از: مرکزیت سیاسی-اداری، صنعتی شدن وتجارت. شهر کاشان تا پیش ازرشد معاصرش محصوردرباروی شهروباروی شهرمحصوردراراضی مزروعی بود.ازطریق دروازه های موجود دربارو شهربا جهان خارج ارتباط برقرارمی کرد.اراضی مزروعی برای تامین قسمتی از مایحتاج شهرکشت می شد درداخل بارو،شهر،با چهره معماری سنتی، بادگیرها، قوسها، گنبدها و کوچه های نسبتا" تنگ و کج و معوج مشخص می شد ومصالح ساختمانها ازخشت واحیانا" آجر بود.
دوره های شهرنشینی در کاشان:
تغییرات عملکردی سال1330 به بعد، درچهره شهر نمایان شده است. رشد سریع شهرنشینی ازسال1340 به بعد آغاز می شود. لذا از نقطه نظر آهنگ شهرنشینی، می توان شهرنشینی کاشان رابه دو دوره قبل وبعد از1340 تقسیم و درهردوره عملکردهای شهری راارزیابی نمود.
دوره اول- که اصطلاحا" آن را دوره شهرنشینی آهسته می نامیم ،بافت قدیم شهردراین دوره شکل گرفته است پیدایش و تکوین برخی از زمینه هایی که به شهرنشینی سریع منجرشد مربوط به این دوره است.
دوره دوم- که اصطلاحا" آن را دوره شهرنشینی سریع می نامیم. در این دوره بافت قدیم دچار تحول وتخریب شده است.تحولات اقتصادی-سیاسی منجربه تحولات اجتماعی و شهرنشینی سریع می شود و بافت جدید شهری رشد شتابان خود را آغاز می کند.
اشتغال:
براساس آمارگیری سال1370 نزدیک1/37 درصد جمعیت بالای10 سال این شهرستان شاغل بوده اند.با توجه به فعالیت قالیبافی بین شهرستان های استان اصفهان موقعیت خاصی را دارا می باشد.
جغرافیای اقتصادی
بازرگانی:
درسال73 حدود8000 کارگاه و کارخانه درشهرستان کاشان فعالیت می کرده اند.که نسبت به سال 65، 32 درصد افزایش یافته است.کارگاههای بازرگانی 53 درصد کل کارگاههای شهرستان را تشکیل می دهند.تعداد جمعیت دربرابرهر کارگاه و کارخانه درهمین سال41 نفر بوده است.سهم کارگاههای بازرگانی این شهرستان ازکل کارگاه های استان1/8 درصد است.که بعد از شهرستان اصفهان بیشترین تعداد کارگاه را درخود دارد.شاغلین دراین کارگاهها وکارخانجات درسال73، 10750 نفربوده که نسبت به سال65 ، 91 درصد رشد داشته است. درسال73 ، تعداد12 واحد تعاونی مصرف کارمندی و16 تعاونی مصرف کارگری دراین شهرستان وجود داشته است.
کشاورزی:
شهرستان کاشان بیش از843/30 هکتار،معادل73/5 درصد ازاراضی کشاورزی استان را دراختیاردارد. میزان و نوع بهره برداری ازاراضی زراعی شهرستان کاشان به شرح زیر است:
1- اراضی زراعی آبی278/19 هکتاربرابر5/62 درصداز کل اراضی منطقه
2- اراضی آیش آبی5000 هکتاربرابر2/16 درصد کل اراضی
3- اراضی زیرکشت محصولات دائمی باغات6565 هکتار برابر3/21 درصدازکل اراضی.
با توجه به اینکه شهرستان کاشان درحاشیه کویرمرکزی ایران واقع شده است، بخش عمده ای از اراضی زراعی شهرستان در این قسمت قرار گرفته همواره با کمبود آب مواجه هستند. این شهرستان از نظر تولید انار در استان مقام اول را داراست.در تولید پنبه و محصولات جالیزی، بادام و...رتبه دوم را دارا می باشد.
این شهرستان با حدود700 هکتار گلستان گل محمدی، و تولید بیش از 2400 تن گل محمدی درسال مهمترین مرکز گلاب گیری واسانس گل محمدی دراستان وکشوراست.مزارع غلات50 درصد کل اراضی منطقه را اشغال کرده است ومابقی زیر کشت محصولات جالیزی، سبزیجات، محصولات صنعتی و باغات می باشد.
صنعت:
واحدهای صنعتی:
براساس آخرین اطلاعات موجود کارگاههای بزرگ کشور، درسال 1372، شهرستان کاشان دارای68 کارخانه بزرگ صنعتی معادل9 درصد کارگاههای بزرگ صنعتی استان می باشد.
میزان اشتغال دراین کارخانجات 14235 نفر و برابر16 درصد کل شاغلین کارگاه های استان است. ارزش افزوده این کارگاه ها برابر110 میلیارد ریال و سرمایه گذاری های جدید9 میلیارد ریال می باشد. که 8 درصد کل سرمایه گذاری های استان می باشد.
کارگاههای صنعتی فعال درسطح شهرستان عبارتند از:22 واحد صنایع غذایی-دارویی، 214 واحد صنایع نساجی،34 واحد صنایع شیمیایی،29واحد صنایع کانی غیرفلزی،47 واحد صنایع فلزی و13 واحد صنایع برق می باشد.
شهرکها ومناطق صنعتی:3 شهرک مصوب دراین شهرستان مستقر می باشد.
1- شهرک صنعتی راوند کاشان: با استقرار بیش از100 واحد صنعتی که کارخانجات تولید فرش ماشینی ، چینی سازی ، کابل سازی و...درآن مستقراست.
2- شهرک امیرکبیر: دارای بیش از200 واحد صنعتی که غالبا" کارخانجات تولید فرش ماشینی و نساجی می باشند. مزیت این شهرک نزدیکی به فرودگاه وراه آهن کاشان می باشد.
3- شهرک صنعتی آران وبیدگل:( واقع در جاده قدیم کاشان-آران وبیدگل ) که دارای بیش از300 واحد کارگاه و کارخانه قالیبافی وفرش ماشینی و... می باشد.
صنایع دستی وروستایی: فعالیت غالب در زمینه صنایع دستی، قالیبافی، نساجی سنتی، زریبافی و مسگری می باشد.کشاورزی و دامداری شهرستان کاشان از فعالیت خوبی برخورداراست واستقرار صنایع جنبی می تواند زنجیره تولید این بخش را تکمیل نماید.
پرورش دام وطیور: طبق آماردرسال1374 دراین شهرستان تعداد69800 راس گوسفند،93300 راس بز، 5250 راس گاو اصیل،6350 راس گاو دورگه، 15600 راس گاو بومی و600 راس از انواع دیگر دامها وجود دارد.
دراین شهرستان44 واحد گاوداری صنعتی با ظرفیت4160 راس ،110 واحد مرغداری گوشتی با ظرفیت4 میلیون قطعه درسال،5 واحد مرغ تخمگذاربا ظرفیت172024 قطعه ،1 واحد مرغ مادربا ظرفیت20000 قطعه و8232 کلنی زنبورعسل و پرورش کرم ابریشم بوده است.
معدن:
در سطح شهرستان کاشان 23 معدن فعال وجود دارد. از این تعداد 5 معدن مربوط به شن و ماسه ، 18 معدن مربوط به سایر مواد معدنی می باشد. همچنین معدن سولفات سدیم با ظرفیت استخراج12000 تن درسال و معدن نمک باظرفیت6000 تن درسال، درناحیه کویری شمال کاشان درمنطقه آران و بیدگل واقع شده است. این شهرستان دارای 18 معدن غیرفعال است.که درزمان فعالیت به استخراج مواد معدنی، سنگهای مرمریت، گرانودیوریت، نمک سنگی، سنگ گچ و...اشتغال داشته اند.
قالی بافی:
رشد قالی بافی درشهروروستاهای کاشان از نیمه دوم قرن13 شمسی به بعد دو علت عمده دارد. اولی کاهش نقش کشاورزی درمعیشت ساکنان شهر و روستاهای اطراف ودوم اضمحلال صنایع کارگاهی مربوط به پارچه بافی در اثر ورود منسوجات خارجی، بخشی ازنیروی کارآزاد شده ازشهر وروستاها مهاجرت کردند و آنان که ماندند همواره درپی این فرصت بودند تا خود را ازاین وضعیت رها کنند . قالی بافی به عنوان یک مفر رونق یافت. رشد قالی بافی توانست نیروی کار راتا حدودی درشهر و روستاهای اطراف نگه دارد.سهمی که شهرکاشان در تولید و توزیع قالی برعهده دارد ناشی از تاثیر3 عامل عمده است:
1- کارفرمایان قالیبافی که اکثرا" از اهالی کاشان واز تجار شهرهستند.
2- وابستگی اقتصادی بافندگان وتولیدکنندگان خرده پا به بازار کاشان که از طریق مبادلات وعده ای وتامین مواد اولیه قالیبافی انحصار صنعت فرش را در این منطقه دردست دارند.
3- وجود شبکه راههای منطقه ای
رکود ورونق فروش قالی مستقیما" بررونق ورکود کلیه معاملات دربازار شهرتاثیر دارد.تولید قالی تا چند دهه پیش غالبا" درخانه ها و کارگاههای کوچک و به روش سنتی انجام می شد. اما امروزه با گسترش صنایع تولید فرش ماشینی بیشتر تولید قالی درکارخانجات و با دستگاههای تمام اتوماتیک انجام می شود. هم اکنون صنعت قالی بافی زندگانی یک سوم مردم این شهرستان را تامین می کند.
لازم است که این صنعت بیش از پیش مورد توجه وتشویق وارشاد قرار گیرد.زیرا به طوریکه مشاهده می -شود به واسطه گسترش دامنه کار وشدت تولید ازمزایای هنری این صنعت زیبا وظریف کاسته می شود بخصوص از جهت نقشه ورنگ آمیزی قالی و همچنین رنگرزی پشم وخامه، یعنی دو موضوعی که باعث ترقی وشهرت قالی کاشان بوده است.
سوغات کاشان:
از جمله سوغات کاشان می توان قالی و قالیچه دستباف، مخمل، تولیدات شعربافی، زیلوی دستباف، گلاب و انواع عرقیات، کلوچه مخصوص کاشان، ظروف مسی، انارو...را می توان نام برد.










 
  لینک

 

ليست وبلاگ هاي فارسي
قالب هاي وبلاگ

Reza kh82




نویسندگان وبلاگ
Reza kh82





آمار وبلاگ
خروجی وبلاگ
  RSS 2.0